به گزارش صدای بورس از اردیبهشت ۱۴۰۴ تا امروز، نرخ شیر خام چهار پله مهم را پشت سر گذاشته است: ۲۳ هزار تومان، ۲۹ هزار و ۵۰۰ تومان در دی ۱۴۰۴، ۴۶ هزار و ۵۰۰ تومان پس از آزادسازی نهادهها و سرانجام ۶۰ هزار و ۵۰۰ تومان در پایان اردیبهشت ۱۴۰۵ که تا مهرماه ثابت مانده است. به این ترتیب قیمت اسمی شیر نسبت به نرخ ۲۳ هزار تومانی حدود ۱۶۳ درصد افزایش یافته؛ اما این جهش را نمیتوان جدا از سمت هزینه دید.
نقطه عطف صنعت در دی ۱۴۰۴ بود. پس از حذف ارز ترجیحی نهادههای دامی، ذرت در به کیلویی ۴۱ تا ۴۳ هزار تومان، کنجاله سویا به ۶۷ تا ۶۸ هزار تومان و جو به ۴۰ تا ۴۲ هزار تومان رسید. اهمیت این شوک زمانی روشن میشود که مؤسسه تحقیقات علوم دامی سهم خوراک را بیش از ۷۰ درصد هزینه دامداری اعلام میکند. بنابراین برای سهامداران، متغیر مهم صرفا قیمت شیر نیست.
شیر مازاد و نارضایتی از نرخ
مسئله فقط هزینه نیست. رئیس سازمان دامپزشکی در اسفند ۱۴۰۴ اعلام کرد تولید شیر خام ۲۰ تا ۳۰ درصد بیش از مصرف داخلی است. چند هفته بعد دولت برای جلوگیری از تشدید مازاد عرضه و آسیب به دامداران، حدود ۶ هزار میلیارد تومان برای خرید شیر خام و تبدیل آن به شیرخشک جهت صادرات اختصاص داد. این دو داده یک پارادوکس مهم میسازند: صنعت با کمبود محصول مواجه نیست؛ مسئله این است که بازار داخلی توان جذب تولید با قیمتهای جدید را ندارد.
این فشار در سمت مصرف نیز دیده میشود. سخنگوی انجمن صنایع لبنی در مرداد از کاهش حدود ۱۰ درصدی مصرف داخلی خبر داد. بنابراین سیاستگذار در یک دوگانه قرار گرفته است: افزایش دوباره نرخ شیر میتواند بخشی از فشار هزینه دامدار را جبران کند، اما از مسیر افزایش قیمت لبنیات، تقاضای خانوار را ضعیفتر میکند. ثابت ماندن نرخ نیز در صورت رشد دوباره خوراک مستقیما حاشیه سود تولیدکننده را تحت فشار میگذارد.
در چند شرکت اصلی، شیر خام همچنان ستون فقرات فروش است. زشگزا ۹۲.۵ درصد فروش مرداد را از شیر خام ساخته، زقیام ۸۸.۲ درصد، زدشت ۸۳.۷ درصد، زفکا ۷۹.۳ درصد و زبینا ۷۴.۱ درصد. در دادههای دورهای نیز سهم شیر در زفارس حدود ۸۳.۵ درصد فروش ششماهه، در زمگسا ۷۷ درصد فروش پنجماهه و در زفجر حدود ۷۰ درصد گزارش شده است.

چرا افزایش بعدی نرخ شیر برای بورس مهم است؟
وقتی حاشیه عملیاتی یک دامداری در حوالی ۱۰ تا ۱۲ درصد قرار دارد، حتی تغییر کوچک در قیمت خوراک یا شیر میتواند اثر بزرگی بر سود ایجاد کند. در یک مدل ساده، اگر ۸۰ درصد درآمد شرکت از شیر و حدود ۶۰ درصد درآمد معادل هزینه خوراک باشد، رشد ۱۰ درصدی خوراک با ثابت ماندن نرخ شیر میتواند تقریباً نیمی از سود عملیاتی را از بین ببرد. در مقابل، افزایش ۱۰ درصدی نرخ شیر در صورت ثبات خوراک میتواند سود عملیاتی را بهمراتب بیش از ۱۰ درصد افزایش دهد. اما اگر شیر و خوراک همزمان بالا بروند، بخش مهمی از اثر مثبت نرخ فروش خنثی میشود.
اگر نرخ شیر ثابت بماند و خوراک دوباره جهش کند، سود عملیاتی میتواند با سرعتی بیشتر از تصور بازار تحت فشار قرار گیرد. اگر هر دو تقریبا همزمان بالا بروند، فروش اسمی رکورد میزند، اما حاشیه سود ممکن است تغییر چندانی نکند.




نظر شما