صنعت بازار سرمایه را امروز نمیتوان بدون فناوری اطلاعات تصور کرد. اگر تا چند سال پیش فناوری اطلاعات صرفاً یک واحد پشتیبان محسوب میشد، امروز تقریباً تمام فرآیندهای اصلی یک کارگزاری، از معاملات برخط و مدیریت ریسک گرفته تا احراز هویت، ارتباط با سامانههای سازمان بورس، خدمات مشتریان، امنیت اطلاعات، گزارشدهی، ارتباطات داخلی و حتی تصمیمگیریهای مدیریتی، به زیرساختهای فناوری اطلاعات وابسته است.
به بیان دیگر، کارگزاریها امروز بیش از هر زمان دیگری IT Driven هستند؛ یعنی تداوم کسبوکار آنها به عملکرد صحیح زیرساختهای فناوری اطلاعات وابسته است.
با وجود این واقعیت، هنوز در بسیاری از سازمانها، زیرساخت فناوری اطلاعات تا زمانی که بدون مشکل در حال ارائه خدمت است، کمتر دیده میشود. این موضوع شاید بزرگترین چالش مدیران فناوری اطلاعات باشد.
سرورها، تجهیزات شبکه، فایروالها، سامانههای مانیتورینگ، سیستمهای پشتیبانگیری، مراکز داده، تجهیزات ذخیرهسازی، سامانههای امنیتی و دهها سرویس حیاتی دیگر، هر روز بدون آنکه دیده شوند در حال ارائه خدمت هستند. اما کافی است تنها چند دقیقه اختلال در یکی از این بخشها ایجاد شود تا تمام سازمان تحت تأثیر قرار گیرد.
به همین دلیل معتقدم ارزش واقعی زیرساخت، زمانی مشخص میشود که دیگر در دسترس نباشد؛ در حالی که فلسفه سرمایهگذاری در فناوری اطلاعات، جلوگیری از رسیدن به همین نقطه است.
خوشبختانه طی حدود یک دهه گذشته، با آغاز فعالیت مرکز امنیت اطلاعات بازار سرمایه (مکنا)، شاهد تغییر نگاه قابل توجهی نسبت به امنیت اطلاعات در صنعت بازار سرمایه بودهایم. تدوین سند جامع امنیت اطلاعات، الزامات امنیتی، ارزیابیهای تخصصی و فرهنگسازی در حوزه امنیت سایبری باعث شده است بسیاری از نهادهای مالی مسیر ارتقای بلوغ امنیت اطلاعات را با جدیت بیشتری دنبال کنند.
امروز استفاده از راهکارهایی مانند SIEM، مراکز عملیات امنیت (SOC)، مدیریت متمرکز لاگها، سامانههای مانیتورینگ، مدیریت آسیبپذیری، نسخههای پشتیبان امن و معماریهای مقاوم، دیگر یک انتخاب لوکس نیست؛ بلکه بخشی از الزامات تداوم کسبوکار محسوب میشود.
اما در کنار تجهیزات، نرمافزارها و استانداردها، نباید مهمترین سرمایه هر سازمان را فراموش کنیم؛ نیروی انسانی متخصص.
تجربه ۱۶ سال فعالیت در حوزه امنیت و فناوری اطلاعات کارگزاریها و سایر نهادهای مالی به من نشان داده است که موفقترین پروژههای فناوری اطلاعات، الزاماً پروژههایی نبودهاند که بیشترین بودجه را در اختیار داشتهاند؛ بلکه پروژههایی موفق بودهاند که مدیران ارشد سازمان به تخصص و جایگاه تیم فناوری اطلاعات اعتماد کرده و آن را در
مدیر امنیت و فناوری اطلاعات در یک کارگزاری، صرفاً مسئول نگهداری شبکه یا سرورها نیست. او با تقریباً تمام واحدهای سازمان در ارتباط است؛ از معاملات، مدیریت ریسک، عملیات، مالی، منابع انسانی و امور مشتریان گرفته تا واحدهای نظارتی و مدیرعامل. بسیاری از تصمیمات راهبردی سازمان، امروز بدون در نظر گرفتن الزامات فناوری اطلاعات و امنیت سایبری، عملاً قابل اجرا نیست.
به همین دلیل، ارتباط مستقیم، مستمر و مؤثر میان مدیرعامل و مدیر امنیت و فناوری اطلاعات، میتواند نقش تعیینکنندهای در موفقیت سازمان داشته باشد. این ارتباط باعث میشود تصمیمهای مدیریتی با شناخت بهتر از ریسکهای فناوری، الزامات امنیتی و نیازهای زیرساختی اتخاذ شوند و از سوی دیگر، واحد فناوری اطلاعات نیز بتواند برنامههای توسعهای خود را در راستای اهداف کسبوکار تنظیم کند.
از سوی دیگر، یکی از چالشهای جدی صنعت، حفظ و توسعه نیروی انسانی متخصص است. افزایش پیچیدگی تهدیدات سایبری، توسعه فناوریهای نوین، مهاجرت به زیرساختهای ابری، الزامات نظارتی و نیاز روزافزون به خدمات پایدار، همگی ایجاب میکنند که سازمانها بیش از گذشته روی آموزش، حفظ و توانمندسازی سرمایه انسانی خود سرمایهگذاری کنند.
زیرساخت قدرتمند بدون نیروی متخصص، تنها مجموعهای از تجهیزات گرانقیمت است؛ همانگونه که نیروی متخصص بدون حمایت مدیران ارشد، نمیتواند ظرفیت واقعی خود را در خدمت سازمان قرار دهد.
به اعتقاد من، امروز زمان آن رسیده است که نگاه به فناوری اطلاعات در صنعت بازار سرمایه از یک واحد پشتیبان، به یک شریک راهبردی کسبوکار تغییر کند. آینده این صنعت نه فقط به سرمایه مالی، بلکه به امنیت سایبری، پایداری خدمات، زیرساختهای قابل اتکا و تصمیمگیری مبتنی بر فناوری وابسته است.
بیتردید مدیران عاملی که امروز سرمایهگذاری در زیرساخت، امنیت اطلاعات و نیروی انسانی متخصص را در اولویت قرار دهند، فردا سازمانی پایدارتر، امنتر و قابل اعتمادتر خواهند داشت.
منصور کاظمنژاد



نظر شما