کدام نمادهای لبنی سودآورترند؟

صنعت لبنیات با وجود رشد درآمد شرکت‌ها، همچنان با چالش‌هایی روبه‌روست که چشم‌انداز سودآوری و ارزندگی سهام این گروه را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

به گزارش صدای بورس، صنعت لبنیات در حالی با رشد فروش بسیاری از شرکت‌ها و صعود شاخص این صنعت در بازار سرمایه همراه شده که افزایش بهای شیر خام، کاهش مصرف داخلی و محدودیت‌های صادراتی، چشم‌انداز سودآوری شرکت‌های لبنی را با چالش مواجه کرده است شرایطی که نشان می‌دهد رشد درآمدها به‌ تنهایی برای ارزیابی وضعیت این صنعت کافی نبوده و فاصله عملکرد شرکت‌ها بیش از گذشته اهمیت دارد.

در این میان، شرکت "غپاک" با ثبت حدود ۹ هزار و ۱۸۰ میلیارد تومان درآمد، در صدر جدول فروش قرار گرفته و پس از آن "غفارس"، "غشصفا" و "لبن" جایگاه‌های بعدی را به خود اختصاص داده‌اند. مجموع سهم بازار چهار شرکت نخست نیز به بیش از نیمی از بازار می‌رسد(۵۴.۵ درصد)؛ موضوعی که از تمرکز نسبی صنعت در میان بازیگران بزرگ حکایت دارد.

رشد فروش؛ همه ماجرا نیست

از منظر رشد درآمد نیز عملکرد شرکت‌ها یکسان نبوده است، به‌ جز "غالبر" که رشد منفی ۶۷ درصدی را تجربه کرد، تقریباً همه نمادهای بررسی‌ شده رشد فروش سالانه را تجربه کرده‌ و نمادهای "غپاک"، "غانیزان"، "لبن" و "غگیلا" در میان شرکت‌های دارای بیشترین رشد قرار داشته و به ترتیب ۴ رتبه اول از نظر رشد درآمد با رشد مجموعا ۱۳۵ درصدی هستند.
با این حال نباید این موضوع نادیده گرفته شود که بخشی از این افزایش درآمدها می‌تواند ناشی از رشد قیمت محصولات باشد و لزوما به معنای افزایش متناسب حجم فروش یا بهبود حاشیه سود نیست.

این تفاوت زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که وضعیت سودآوری شرکت‌ها را بررسی کنیم. داده‌های گزارش نشان می‌دهد حاشیه سود شرکت‌های لبنی فاصله زیادی با یکدیگر دارند به‌طوری‌که "عالیس" و "لبن" در مقایسه با سایر نمادها وضعیت متفاوت و زیادی دارند به طوری که حاشیه سود عملیاتی "عالیس" ۳۲ و حاشیه سود خالص آن ۵۸ درصد بوده و همچنین حاشیه سود عملیاتی "لبن" ۲۷ و حاشیه سود خالص آن ۳۱ درصد است.
این مهم در حالی است که که حاشیه سود خالص و عملیاتی بسیاری از شرکت‌ها تک‌ رقمی هستند، برای مثال "غپاک" با وجود پیشتازی در فروش و سهم بازار ۱۷.۲ درصدی که پیش‌تر گفته شد، حاشیه سود عملیاتی ۴ و حاشیه سود خالص ۲ درصدی را ثبت کرده و "غالبر" به عنوان تنها نماد با رشد منفی در سال اخیر هم با حاشیه سود عملیاتی ۷ و حاشیه سود خالص منفی ۸ درصدی در موقعیتی متفاوت از بسیاری از رقبا قرار دارد.

این ارقام نشان می‌دهد بزرگی میزان فروش به‌ تنهایی نمی‌تواند معیار مناسبی برای سنجش کیفیت عملکرد شرکت‌ها باشد چرا که در صنعت لبنیات هزینه مواد اولیه سهم بالا حدودا ۷۰ درصدی از بهای تمام‌ شده را تشکیل داده و توانایی کنترل هزینه‌ها و حفظ حاشیه سود می‌تواند به‌اندازه رشد درآمد و حتی بیشتر از آن اهمیت داشته باشد.

شیر خام؛ متغیر تعیین‌کننده سودآوری

یکی از مهم‌ترین چالش‌های صنعت، افزایش هزینه تأمین شیر خام است، قیمت شیر خام در سال ۱۴۰۵ به ۶۰ هزار و ۵۰۰ تومان رسیده و تغییر نرخ ارز ترجیحی و افزایش هزینه نهاده‌های وارداتی از عوامل اثرگذار بر این روند بوده‌اند.
پیش‌تر نیز گفته شد که شیر خام حدود ۷۰ درصد قیمت تمام‌ شده محصولات لبنی را تشکیل داده و افزایش بهای این ماده اولیه فشار مستقیمی بر هزینه تولید شرکت‌ها وارد می‌کند.

در سوی دیگر، کاهش حدود ۱۰ درصدی مصرف داخلی نیز شرایط را دشوارتر کرده و افت تقاضا در کنار افزایش هزینه‌های تولید می‌تواند هزینه سربار به ازای هر واحد محصول را افزایش دهد و امکان انتقال کامل رشد هزینه‌ها به قیمت فروش را محدود کند و به این ترتیب شرکت‌ها ممکن است همزمان با افزایش مبلغ فروش برای حفظ سطح قبلی سودآوری با مشکل مواجه شوند.

مسئله ظرفیت تولید را نیز به این چالش‌ها اضافه کنید. براساس برآوردها ظرفیت صنعت لبنیات حدود ۲۰ میلیون تن بوده که میانگین بهره‌ برداری از این ظرفیت نزدیک به ۵۰ درصد و حدودا ۱۰ میلیون تن است.
استفاده‌ نشدن از بخش قابل‌ توجهی از ظرفیت موجود آن هم در شرایطی که هزینه‌هایی مانند دستمزد و استهلاک همچنان برقرار است، می‌تواند فشار بیشتری بر سودآوری تولیدکنندگان وارد کند.

صادرات؛ فرصت رشد یا حلقه مفقوده صنعت؟

وابستگی بالای شرکت‌های لبنی به بازار داخلی، یکی دیگر از نقاط آسیب‌پذیری این صنعت است. بیشتر شرکت‌های بررسی‌ شده عمده یا تمام فروش خود را در داخل کشور انجام می‌دهند و "غانیزان" و "غشصفا" از جمله نمادهایی هستند که سهم صادراتی قابل‌توجه‌تری نسبت به بقیه تولیدکنندگان دارند به طوری که در سال گذشته ۸۳ درصد از محصولات "غانیزان"(فرآورده های دامی و لبنی بهار دالاهو) صادراتی و تنها ۱۷ درصد سهم بازارهای داخلی بوده است. از آن سو "غشصفا"(شیرپاستوریزه پگاه اصفهان) ۱۶ درصد از محصولات خود را صادر و ۸۴ درصد را روانه بازار داخلی کرده است.

توسعه صادرات می‌تواند علاوه بر تنوع‌ بخشیدن به منابع درآمدی، وابستگی شرکت‌ها به تقاضای داخلی را کاهش دهد. با این حال، محدودیت‌های تجاری و تحریم‌ها، مشکلات زیرساختی و ابهام در روند صادرات محصولات پایه‌ای مانند شیر خشک و کره، مسیر توسعه بازارهای خارجی را دشوار کرده است.
البته باید در نظر گرفت که از بهمن ماه سال گذشته آمار رسمی‌ای منتشر نشده که همین موضوع ارزیابی دقیق‌تر وضعیت این بخش را با محدودیت مواجه می‌سازد.

ارزندگی سهام لبنیاتی‌ها در گرو سود پایدار

در بخش ارزش‌ گذاری، نسبت قیمت به سود هر سهم (P/E) صنعت لبنیات حدود ۱۰.۴۳ واحد گزارش شده که در مقایسه با سال‌های گذشته در سطح پایینی قرار دارد. برخی نمادها مانند "عالیس"، "غشصفا"، "غزنجان" و "غشاذر" نیز نسبت قیمت به سود (P/E) پایین‌تری از میانگین صنعت با میانگین ۶ تا حدود ۸ واحد را دارند، با این حال پایین‌ بودن این نسبت به‌ تنهایی نمی‌تواند نشانه ارزندگی قطعی سهام باشد.

برای نمونه، تفاوت میان حاشیه سود شرکت‌ها نشان می‌دهد که ارزیابی نمادهای لبنی باید با توجه به کیفیت سود، روند فروش، ساختار هزینه‌ها و توانایی حفظ سودآوری انجام شود. در شرایطی که رشد درآمد بخشی از شرکت‌ها با افزایش هزینه‌های تولید همراه است، اتکا به نسبت‌های ارزش‌گذاری بدون بررسی عوامل بنیادی می‌تواند تصویر ناقصی از وضعیت سهام ارائه دهد.

کد مطلب 558104

برچسب‌ها

اخبار مرتبط

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha