احتمال جهش ۲۰ درصدی قیمت دلار چقدر است؟

در شرایطی که بازار ارز بیش از هر زمان دیگری تحت‌تأثیر نااطمینانی‌های سیاسی، محدودیت‌های ارزی و انتظارات تورمی قرار گرفته، نوید رجایی، کارشناس ارشد بازارهای مالی، معتقد است در صورت تشدید این ریسک‌ها افزایش حدود ۲۰ درصدی نرخ دلار نیز می‌تواند به یکی از سناریوهای پیش‌روی بازار تبدیل شود، سناریویی که البته به گفته او پیش‌بینی قطعی نیست.

نوید رجایی، کارشناس ارشد بازارهای مالی، در گفت‌وگو با صدای بورس درباره چشم‌انداز بازار ارز اظهار کرد: برای تحلیل نرخ ارز باید دو لایه متفاوت را از یکدیگر تفکیک کرد؛ نخست متغیرهای بنیادی اقتصاد و دوم ریسک‌های سیاسی، امنیتی و انتظاراتی که می‌توانند در مقاطع مختلف بر بازار اثرگذار باشند.

وی توضیح داد که در شرایط عادی نرخ ارز در بلندمدت نمی‌تواند مستقل از متغیرهایی همچون تورم، رشد نقدینگی و پایه پولی، کسری بودجه، رشد اقتصادی، تراز تجاری، حساب جاری و میزان ورود و دسترسی کشور به منابع ارزی حرکت کند. از این منظر بخشی از افزایش نرخ ارز را می‌توان با تحولات نقدینگی و تورم توضیح داد.

با این حال به گفته رجایی، شرایط فعلی اقتصاد ایران به گونه‌ای است که بازار تنها متغیرهای پولی و اقتصادی را قیمت‌گذاری نمی‌کند و عواملی مانند جنگ، محدودیت‌های تجاری و مالی، تحریم‌ها و نگرانی نسبت به دسترسی آینده به منابع ارزی، نوعی «صرف ریسک» نیز به قیمت دلار افزوده‌اند.

مرز باریک میان سیاست و عوامل بنیادی

رجایی با اشاره به موضع اخیر بانک مرکزی درباره بازار ارز گفت: بانک مرکزی اعلام کرده است که نرخ فعلی ارز با متغیرهای بنیادی اقتصاد «همخوانی کامل» ندارد و بخشی از فاصله موجود ناشی از نااطمینانی، فشار روانی و انتظارات بازار است. اصل این تفکیک قابل قبول است، اما در اقتصاد ایران مرز میان عوامل سیاسی و متغیرهای بنیادی بسیار باریک شده است.

وی افزود: تحریم یا جنگ در نقطه آغاز ممکن است یک متغیر سیاسی یا امنیتی تلقی شود، اما زمانی که بر صادرات، نقل‌وانتقال پول، هزینه حمل‌ونقل، تخصیص ارز و دسترسی به درآمدهای ارزی اثر می‌گذارد، به سرعت به یک عامل بنیادی اقتصادی تبدیل می‌شود.

این کارشناس بازار سرمایه تأکید کرد که نمی‌توان با دقت علمی سهم مشخصی برای هر یک از این عوامل تعیین کرد و مثلا گفت ۶۰ درصد افزایش نرخ ارز، بنیادی و ۴۰ درصد سیاسی بوده است.

رجایی گفت: در دوره‌های آرام، متغیرهای پولی و تورمی نقش بیشتری در تعیین مسیر میان‌مدت دلار دارند، اما در مقاطعی مانند شرایط کنونی، انتظارات و ریسک سیاسی می‌توانند در کوتاه‌مدت از عوامل بنیادی پیشی بگیرند.

رشد ۲۰ درصدی قیمت دلار چقدر محتمل است؟

وی نقطه حساس بازار ارز را زمانی دانست که فعالان اقتصادی به این جمع‌بندی برسند که جریان ورود ارز در ماه‌های آینده پاسخگوی تقاضای موجود نخواهد بود.

به گفته رجایی، در چنین شرایطی بازار از سازوکار معمول عرضه و تقاضا فاصله می‌گیرد و وارد فضایی شبیه «مزایده برای ارز» می‌شود. به این معنا که خریداران برای اطمینان از دسترسی به ارز حاضر می‌شوند قیمت بالاتری پرداخت کنند. همین رفتار می‌تواند صرف ریسک یا حتی حباب قابل توجهی در بازار ایجاد کند.

این کارشناس بازار سرمایه افزود: حتی اگر نرخ فعلی ارز با بخشی از متغیرهای اقتصادی قابل توضیح باشد، در صورت تشدید نااطمینانی نمی‌توان افزایش‌های بیشتر را منتفی دانست و در یک سناریوی پرریسک رشدهایی در ابعاد حدود ۲۰ درصد نیز قابل تصور است.

وی در عین حال تاکید کرد که این عدد یک پیش‌بینی قطعی نیست، بلکه صرفا سناریویی است که در صورت تشدید محدودیت‌های ارزی و افزایش نااطمینانی می‌تواند مطرح شود.

کاهش دلار ممکن؛ ماندگاری آن مهم‌تر

رجایی درخصوص امکان کاهش قابل توجه نرخ ارز نیز گفت: افت محسوس دلار مشابه برخی مقاطع گذشته امکان‌پذیر است، اما تحقق آن نیازمند تحول سیاسی معتبر، کاهش ریسک، گشایش در دسترسی به منابع ارزی و تغییر انتظارات فعالان بازار است.

وی خاطرنشان کرد: تجربه بازار ایران نشان داده است که انتظارات می‌توانند بسیار سریع‌تر از متغیرهای پولی تغییر کنند و به همین دلیل یک تحول سیاسی می‌تواند در مدت کوتاهی باعث اصلاح قابل توجه قیمت ارز شود.

با این حال به گفته این کارشناس، مسئله اصلی ماندگاری چنین کاهشی است. اگر نقدینگی، تورم و کسری‌های اقتصاد همچنان با سرعت بالا رشد کنند، کاهش نرخ ارز که در نتیجه اخبار یا تحولات سیاسی ایجاد شده است، ممکن است شدید اما موقت باشد.

ذخایر ارزی؛ دسترسی مهم‌تر از عدد روی کاغذ

رجایی درباره توان مداخله بانک مرکزی در بازار ارز نیز گفت: در بررسی ذخایر ارزی نباید تنها به حجم کل دارایی‌های ارزی کشور توجه کرد. آنچه برای مدیریت بازار اهمیت دارد، میزان منابعی است که در زمان لازم در محل مناسب و بدون محدودیت قابلیت انتقال و استفاده داشته باشد.

وی افزود: در شرایط تحریم ممکن است بخشی از ذخایر ارزی روی کاغذ وجود داشته باشد، اما امکان استفاده سریع از آنها برای مداخله در بازار فراهم نباشد. بنابراین بدون انتشار اطلاعات دقیق درباره ترکیب ذخایر و میزان دسترسی واقعی به آنها، نمی‌توان با اطمینان درباره قدرت مداخله پایدار بانک مرکزی قضاوت کرد.

تفاوت مدیریت بازار با دفاع مصنوعی از یک نرخ

این کارشناس بازار سرمایه همچنین بر تفاوت میان «مدیریت نوسان» و «دفاع مصنوعی از یک قیمت» تأکید کرد و گفت: تزریق ارز برای شکستن هیجان بازار یا تأمین نیاز واقعی می‌تواند در مقاطعی ضروری باشد. اگر سیاست ارزی صرفا به ارزپاشی برای پایین نگه داشتن موقت نرخ محدود شود، بدون آنکه رشد نقدینگی، کسری بودجه، انتظارات تورمی و دسترسی به منابع ارزی اصلاح شود، منابع ارزی مصرف شده و بازار بار دیگر به نقطه قبلی بازمی‌گردد.

رجایی در پایان شش متغیر را برای ارزیابی مسیر بازار ارز تا پایان سال مهم دانست: تحولات سیاسی و امنیتی، شدت یا کاهش تحریم‌ها و محدودیت‌های نقل‌وانتقال پول، میزان صادرات و وصول واقعی درآمدهای ارزی، رشد نقدینگی و پایه پولی، تورم و انتظارات تورمی و در نهایت نحوه مداخله بانک مرکزی.

وی در انتها عنوان کرد: در افق چند هفته‌ای، سیاست و امنیت بیشترین قدرت را برای جابه‌جایی قیمت دارند، اما در افق بلندتر اقتصاد دوباره حرف آخر را می‌زند. سیاست می‌تواند فاصله قیمت بازار از ارزش بنیادی را به‌شدت افزایش یا کاهش دهد، اما نمی‌تواند برای همیشه جایگزین واقعیت‌های پولی و اقتصادی شود.

کد مطلب 557519

برچسب‌ها

اخبار مرتبط

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha