پروژه‌های زیرساختی ایران چگونه برای جذب سرمایه داخلی و خارجی آماده شوند؟

مجید عبدالحمیدی: مسئله فقط کمبود منابع مالی نیست؛ بسیاری از پروژه‌ها هنوز برای ورود سرمایه‌گذار آماده نشده‌اند.

به گزارش صدای بورس، مدیر توسعه بازار گروه سرمایه‌گذاری ثروت فدک و عضو هیئت‌مدیره شرکت بورسی ریل گردش ایرانیان (حگردش) معتقد است یکی از چالش‌های مهم تأمین مالی پروژه‌های زیرساختی کشور، فاصله میان ظرفیت اقتصادی طرح‌ها و میزان آمادگی آن‌ها برای جذب سرمایه است؛ موضوعی که ضرورت توسعه ساختارهای نوین تأمین مالی، استانداردسازی مطالعات امکان‌سنجی و طراحی مدل‌های مالی قابل اتکا را بیش از گذشته آشکار می‌کند.

مجید عبدالحمیدی با تأکید بر ظرفیت بازار سرمایه برای تجهیز منابع داخلی و خارجی، معتقد است پروژه‌هایی که از شفافیت مالی، ساختار حقوقی مشخص، جریان نقدی قابل ارزیابی و مدل مناسب تقسیم ریسک برخوردار باشند، شانس بیشتری برای جلب مشارکت سرمایه‌گذاران حقیقی و حقوقی خواهند داشت.

چرا با وجود ظرفیت‌های اقتصادی کشور، بسیاری از پروژه‌های زیرساختی در تأمین مالی با مشکل مواجه می‌شوند؟

به اعتقاد من، باید میان «داشتن یک پروژه اقتصادی» و «داشتن یک پروژه آماده سرمایه‌گذاری» تفاوت قائل شویم.

در بخش‌هایی مانند انرژی، نیروگاه، حمل‌ونقل، لجستیک، گردشگری، صنایع تولیدی و زیرساخت‌های فناوری، فرصت‌های متعددی برای توسعه وجود دارد؛ اما صرف برخورداری از ظرفیت اقتصادی، برای جذب سرمایه کافی نیست.

سرمایه‌گذار پیش از هر چیز به دنبال شناخت دقیق مدل درآمدی، ریسک‌های اجرایی، دوره بازگشت سرمایه و سازوکار خروج از سرمایه‌گذاری است.

در بسیاری از موارد، صاحبان پروژه بر ظرفیت‌های فنی طرح تمرکز کرده‌اند، اما اطلاعات مالی و قراردادی لازم برای مذاکره حرفه‌ای با سرمایه‌گذار هنوز تکمیل نشده است.

به باور من، یکی از اولویت‌های توسعه اقتصادی کشور باید تبدیل پروژه‌های بالقوه به فرصت‌های سرمایه‌گذاری قابل ارزیابی و تأمین مالی باشد.

از نظر شما یک پروژه برای جذب سرمایه باید چه شاخص‌هایی داشته باشد؟

اولین موضوع، تهیه مطالعات امکان‌سنجی یا Feasibility Study (FS) است؛ مطالعاتی که نباید صرفاً به یک گزارش توجیهی محدود شود.

پروژه باید دارای مدل مالی قابل اتکا یا Financial Model باشد که در آن هزینه‌های سرمایه‌ای (CAPEX)، هزینه‌های عملیاتی (OPEX)، درآمدهای پیش‌بینی‌شده و جریان‌های نقدی در طول عمر پروژه مشخص باشد.

در ارزیابی اقتصادی، شاخص‌هایی مانند نرخ بازده داخلی (IRR)، ارزش فعلی خالص (NPV)، میانگین موزون هزینه سرمایه (WACC) و دوره بازگشت سرمایه اهمیت دارند.

اما نکته مهم این است که بالا بودن IRR به‌تنهایی نشان‌دهنده جذابیت یک پروژه نیست.

باید مشخص شود نرخ بازده داخلی پروژه (Project IRR) با بازده مورد انتظار صاحبان سهام (Equity IRR) چه تفاوتی دارد و این بازده بر اساس چه فرضیاتی محاسبه شده است.

تحلیل حساسیت (Sensitivity Analysis) و سناریوهای بدبینانه نیز باید نشان دهند در صورت افزایش هزینه ساخت، کاهش درآمد یا تأخیر در بهره‌برداری، چه اتفاقی برای اقتصاد پروژه خواهد افتاد.

سرمایه‌گذار حرفه‌ای صرفاً به عدد بازده نگاه نمی‌کند؛ به اعتبار فرضیاتی توجه می‌کند که آن بازده را ساخته‌اند.

آیا امکان جذب سرمایه ارزی برای پروژه‌های زیرساختی ایران وجود دارد؟

تأمین مالی ارزی می‌تواند یکی از گزینه‌های قابل بررسی باشد؛ به‌ویژه برای پروژه‌هایی که بخشی از سرمایه‌گذاری آن‌ها شامل تجهیزات وارداتی است یا از ظرفیت ایجاد درآمد ارزی برخوردارند.

البته باید میان جذب سرمایه خارجی، تأمین مالی ارزی و سرمایه‌گذاری داخلی با منابع ارزی تفاوت قائل شد.

سرمایه‌گذار می‌تواند یک شخص حقیقی یا حقوقی ایرانی، یک هلدینگ داخلی، یک ایرانی دارای منابع خارج از کشور یا یک نهاد سرمایه‌گذاری خارجی باشد.

هرکدام از این گروه‌ها شرایط حقوقی، انتظارات بازدهی و محدودیت‌های خاص خود را دارند.

در تأمین مالی ارزی، یکی از موضوعات کلیدی، ریسک عدم تطابق ارزی یا Currency Mismatch است.

برای مثال، پروژه‌ای که درآمد ریالی دارد اما تعهدات بازپرداخت آن ارزی است، ممکن است در صورت جهش نرخ ارز با فشار جدی بر جریان نقدی مواجه شود.

از این رو، ساختار تأمین مالی باید متناسب با ماهیت درآمد پروژه، منابع بازپرداخت، ریسک ارزی و امکان انتقال وجوه طراحی شود.

برای سرمایه‌گذار خارجی نیز بررسی چارچوب قانونی سرمایه‌گذاری، مجوزهای موردنیاز، محدودیت‌های بانکی و تحریمی و امکان انتقال اصل سرمایه و منافع، بخشی جدایی‌ناپذیر از ارزیابی پروژه است.

چه مدل‌هایی برای تأمین مالی پروژه‌های بزرگ مناسب‌تر هستند؟

انتخاب مدل تأمین مالی به اندازه پروژه، مرحله پیشرفت، جریان درآمدی و ساختار مالکیت بستگی دارد.

در برخی پروژه‌ها، مشارکت مستقیم سرمایه‌گذار در قالب Equity Investment مناسب است و در برخی دیگر می‌توان از Debt Financing یا ترکیبی از سرمایه و بدهی استفاده کرد.

یکی از ساختارهای مهم، Project Finance یا تأمین مالی پروژه‌محور است؛ مدلی که در آن توان بازپرداخت عمدتاً بر جریان نقدی خود پروژه و مجموعه قراردادها و تضمین‌های آن متکی است.

تشکیل شرکت پروژه یا Special Purpose Vehicle (SPV) نیز می‌تواند به تفکیک تعهدات، شفافیت ساختار مالی و مدیریت روابط سرمایه‌گذاران کمک کند.

در پروژه‌های زیرساختی، مدل‌های مشارکت عمومی و خصوصی (PPP) و ساختارهایی مانند ساخت، بهره‌برداری و انتقال (BOT) نیز بسته به شرایط قانونی و قراردادی قابل بررسی هستند.

همچنین در صورت انطباق پروژه با مقررات، ابزارهایی مانند صندوق سرمایه‌گذاری پروژه، انتشار اوراق تأمین مالی و برخی ابزارهای بورس انرژی می‌توانند بخشی از منابع موردنیاز را فراهم کنند.

موضوع اصلی این است که یک نسخه واحد برای تمام پروژه‌ها وجود ندارد و ساختار مناسب باید پس از بررسی دقیق انتخاب شود.

مهم‌ترین نگرانی سرمایه‌گذاران در ورود به پروژه‌های زیرساختی چیست؟

یکی از مفاهیم کلیدی در این حوزه، Bankability یا بانک‌پذیری پروژه است.

به بیان ساده، باید بررسی شود که آیا یک پروژه از نظر مالی، فنی، حقوقی و قراردادی قابلیت جلب اعتماد تأمین‌کنندگان مالی را دارد یا خیر.

برای تأمین‌کنندگان بدهی، شاخصی مانند Debt Service Coverage Ratio (DSCR) اهمیت دارد که نسبت جریان نقدی در دسترس برای بازپرداخت بدهی به تعهدات اصل و سود آن را نشان می‌دهد.

در کنار آن، قراردادهای تأمین تجهیزات و اجرای پروژه (EPC)، بهره‌برداری و نگهداری (O&M)، قراردادهای بلندمدت فروش محصول یا خرید خدمت (Offtake Agreements)، تضامین و نحوه تقسیم ریسک نیز اهمیت زیادی دارند.

نکته دیگر، طراحی سازوکار خروج سرمایه‌گذار یا Exit Strategy است.

سرمایه‌گذار باید بداند در چه شرایطی و از چه مسیری می‌تواند منافع خود را دریافت کند یا از سرمایه‌گذاری خارج شود.

از نگاه من، اعتماد سرمایه‌گذار نتیجه شفافیت، قراردادهای قابل اتکا و ساختار مالی مناسب است؛ نه صرفاً ارائه بازده‌های جذاب روی کاغذ.

نقش بازار سرمایه در توسعه تأمین مالی زیرساخت‌های کشور چیست؟

به اعتقاد من، بازار سرمایه ظرفیت آن را دارد که نقش پررنگ‌تری در اتصال منابع مالی به پروژه‌های مولد اقتصادی ایفا کند.

اما برای تحقق این هدف، باید ارتباط منسجم‌تری میان صاحبان پروژه، مشاوران مالی، نهادهای تأمین سرمایه، صندوق‌های سرمایه‌گذاری و سرمایه‌گذاران داخلی و خارجی شکل بگیرد.

همچنین استانداردسازی بسته‌های معرفی فرصت‌های سرمایه‌گذاری یا Investment Memorandum می‌تواند به ارتقای کیفیت مذاکرات کمک کند.

اگر پروژه‌ها بتوانند اطلاعات موردنیاز سرمایه‌گذار را در قالبی حرفه‌ای و قابل راستی‌آزمایی ارائه دهند، فرایند ارزیابی اولیه، مذاکره و انتخاب ساختار تأمین مالی هدفمندتر خواهد شد.

در واقع، بازار سرمایه نباید صرفاً محل معامله دارایی‌های مالی باشد؛ می‌تواند یکی از بسترهای مهم تجهیز منابع برای توسعه زیرساخت‌ها و ایجاد ارزش اقتصادی پایدار نیز باشد.

صاحبان پروژه‌هایی که به دنبال جذب سرمایه هستند، از کجا باید شروع کنند؟

پیشنهاد من این است که پیش از ورود به مذاکره با سرمایه‌گذار، ابتدا وضعیت آمادگی پروژه برای تأمین مالی ارزیابی شود.

در قدم اول باید مشخصات پروژه، مرحله پیشرفت، مجوزها، ساختار مالکیت، میزان سرمایه‌گذاری انجام‌شده و منابع موردنیاز تکمیل آن روشن باشد.

در قدم بعد، مطالعات FS و مدل مالی بررسی شود تا تصویر قابل اتکایی از هزینه‌ها، درآمدها، IRR، NPV، جریان نقدی و ریسک‌های اصلی به دست آید.

سپس باید مشخص شود چه نوع ساختار تأمین مالی با پروژه سازگاری بیشتری دارد و آیا مشارکت سهامدار جدید، تأمین مالی بدهی، صندوق پروژه یا ترکیبی از این روش‌ها مناسب‌تر است.

عبدالحمیدی در پایان تأکید کرد:«به نظرم در شرایط فعلی، باید نگاه خود را از صرفاً جست‌وجوی سرمایه‌گذار به سمت آماده‌سازی حرفه‌ای پروژه‌ها تغییر دهیم. پروژه‌ای که ساختار اقتصادی شفاف و مدل مالی قابل دفاع داشته باشد، ظرفیت بیشتری برای ورود به مذاکره مؤثر با سرمایه‌گذاران خواهد داشت.»

وی افزود:«صاحبان پروژه‌های زیرساختی و شرکت‌هایی که به دنبال توسعه فعالیت یا جذب منابع مالی هستند، می‌توانند با ارائه اطلاعات اولیه و مستندات اقتصادی پروژه، زمینه بررسی ظرفیت‌ها و گفت‌وگو درباره مسیرهای متناسب تأمین مالی را فراهم کنند.

هدف باید ایجاد ارتباط مؤثر میان پروژه‌های اقتصادی، ابزارهای بازار سرمایه و منابع مالی داخلی و خارجی باشد؛ ارتباطی که در نهایت به اجرای طرح‌های مولد، توسعه زیرساخت‌ها و خلق ارزش پایدار منجر شود.»

کد مطلب 558544

برچسب‌ها

اخبار مرتبط

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha