در روزهای اخیر، موضوع تفاهم سیاسی میان ایران و آمریکا به یکی از مهمترین محورهای خبری و تحلیلی کشور تبدیل شده است؛ موضوعی که بهطور طبیعی میتواند آثار قابلتوجهی بر انتظارات فعالان اقتصادی و بهویژه بازار سرمایه داشته باشد. انتشار اخبار مبنی بر توافق اولیه ایران و آمریکا، موجب شده است نگاه بسیاری از سرمایهگذاران، تحلیلگران و فعالان بازار به سمت جزئیات و پیامدهای احتمالی این رویداد معطوف شود.
بازار سرمایه، به دلیل حساسیت بالا نسبت به ریسکهای سیاسی، نرخ ارز، نرخ بهره و چشمانداز سودآوری شرکتها، معمولاً از نخستین بازارهایی است که به چنین اخبار مهمی واکنش نشان میدهد. از همین رو، بررسی این تحول از دو منظر کوتاهمدت و بلندمدت میتواند تصویر روشنتری از اثرات احتمالی آن بر بورس ارائه کند.
در کوتاهمدت، مهمترین اثر چنین تفاهمی میتواند کاهش محسوس ریسک سیاسی و ریسک سیستماتیک بازار باشد. در شرایطی که بخش مهمی از احتیاط سرمایهگذاران ناشی از ابهام در روابط خارجی، محدودیتهای تجاری و نگرانیهای مرتبط با تحریمهاست، انتشار اخبار مثبت در این حوزه میتواند انتظارات را تغییر دهد و فضای روانی بازار را بهبود ببخشد. کاهش ریسک سیستماتیک معمولاً باعث میشود بخشی از نقدینگی از بازارهای کمریسکتر یا بازارهایی که در دورههای نااطمینانی نقش پناهگاه سرمایه را ایفا میکنند، به سمت بازارهای پرریسکتر اما دارای بازدهی بالقوه بالاتر، از جمله بازار سهام، حرکت کند. نشانههایی از این روند نیز در هفتههای اخیر قابل مشاهده بوده و ورود قابل توجه پول به بازار سرمایه، تا حدی میتواند بازتاب همین تغییر انتظارات باشد. با این حال، پایداری این جریان نقدینگی تا حد زیادی به میزان شفافیت، اعتبار و اجرای عملی مفاد توافق وابسته خواهد بود.
از منظر بلندمدت، اهمیت اصلی این تفاهم در آن است که آیا میتواند به یک ثبات سیاسی پایدار و قابل اتکا منجر شود یا خیر. اگر این توافق صرفاً در سطح یک تفاهم محدود باقی بماند، اثر آن ممکن است بیشتر جنبه روانی و کوتاهمدت داشته باشد؛ اما در صورتی که به گشایشهای اقتصادی واقعی، کاهش محدودیتهای تجاری، افزایش صادرات، تسهیل مبادلات مالی و بهبود روابط بانکی منجر شود، میتواند متغیرهای بنیادی اقتصاد را تحت تأثیر قرار دهد. یکی از مهمترین پیامدهای چنین وضعیتی، احتمال کاهش نرخ بهره در میانمدت و بلندمدت است. کاهش نرخ بهره، از منظر ارزشگذاری، میتواند به افزایش نسبت قیمت به سود یا همان P/E در بازار سرمایه منجر شود؛ زیرا با کاهش بازدهی ابزارهای بدون ریسک، جذابیت سرمایهگذاری در سهام افزایش مییابد. این موضوع بهویژه برای صنایع بزرگ و شرکتهایی که از گشایشهای اقتصادی و کاهش هزینههای مالی منتفع میشوند، میتواند اهمیت مضاعفی داشته باشد.
در افق بلندمدتتر، اتصال مجدد یا گستردهتر نظام بانکی و مالی ایران به شبکههای بینالمللی میتواند یکی از مهمترین عوامل اثرگذار بر اقتصاد و بازار سرمایه باشد. تسهیل نقلوانتقال پول، کاهش هزینههای مبادلاتی، افزایش شفافیت مالی و امکان تعامل مؤثرتر با نهادهای بینالمللی، زمینه را برای جذب سرمایهگذاری خارجی فراهم میکند. ورود سرمایه خارجی، در صورت تحقق، میتواند علاوه بر تأمین مالی پروژههای بزرگ، موجب بهبود استانداردهای مدیریتی، افزایش ظرفیت تولید و ارتقای بهرهوری در برخی صنایع شود. طبیعتاً بازار سرمایه نیز از این مسیر میتواند منتفع شود، زیرا افزایش چشمانداز سودآوری شرکتها و بهبود محیط کلان اقتصادی، بر ارزش سهام اثر مثبت خواهد گذاشت. با این وجود، برای ارزیابی دقیقتر اثرات این تفاهم بر بورس، باید منتظر انتشار جزئیات رسمی، سازوکار اجرایی، دامنه تعهدات طرفین و میزان پایداری این توافق بود؛ زیرا تنها در صورت روشن شدن این مؤلفهها میتوان تحلیل دقیقتری از مسیر آتی بازار سرمایه ارائه کرد.
-
صادق توکلی - مدیرعامل سبدگردان انتخاب اول
- شماره ۶۳۳ هفته نامه اطلاعات بورس



نظر شما