مس (Copper) امروز دیگر صرفاً یک فلز صنعتی نیست، بلکه به یکی از ستونهای اصلی اقتصاد جهانی و گذار انرژی تبدیل شده است. توسعه خودروهای برقی، انرژیهای تجدیدپذیر، شبکههای انتقال برق، صنایع ساختمانی و زیرساختهای دیجیتال باعث شده تقاضای جهانی این فلز به شکل کمسابقهای افزایش یابد. تولید جهانی مس معدنی اکنون حدود ۲۲ تا ۲۳ میلیون تن در سال برآورد میشود، در حالی که برخی پیشبینیها نشان میدهد تقاضای جهانی تا سال ۲۰۳۵ ممکن است از ۳۰ میلیون تن عبور کند. اهمیت اقتصادی مس را میتوان از سهم آن در صنایع کلیدی جهان مشاهده کرد. حدود ۶۰ تا ۶۵ درصد مصرف جهانی مس در سه بخش اصلی متمرکز است: ساختمان، برق و حملونقل. صنعت ساختمان به تنهایی نزدیک به ۳۰ درصد مصرف جهانی مس را به خود اختصاص میدهد؛ فلزی که در سیمکشی، تأسیسات، سیستمهای سرمایش و تجهیزات ساختمانی کاربرد حیاتی دارد. در بخش برق و زیرساختهای انرژی نیز حدود ۲۵ درصد مصرف جهانی مس انجام میشود. علاوه بر این، صنعت خودرو و حملونقل حدود ۱۲ تا ۱۵ درصد تقاضای جهانی را تشکیل میدهد. اهمیت مس در صنعت خودروهای برقی حتی بیشتر است. یک خودروی برقی به طور متوسط بین ۷۰ تا ۸۰ کیلوگرم مس مصرف میکند، در حالی که این رقم در خودروهای معمولی حدود ۲۰ تا ۲۵ کیلوگرم است. همچنین توسعه نیروگاههای خورشیدی و بادی نیز وابستگی شدیدی به مس دارد؛ به طوری که هر مگاوات انرژی بادی فراساحلی ممکن است تا ۸ تن مس نیاز داشته باشد. در چنین شرایطی، ریسکهای ژئوپلیتیک زنجیره تأمین مس اهمیت فزایندهای پیدا کرده است. بخش عمده تولید جهانی این فلز در تعداد محدودی از کشورها متمرکز است. شیلی حدود ۲۷ درصد، پرو نزدیک ۱۰ درصد و جمهوری دموکراتیک کنگو حدود ۸ درصد تولید جهانی را در اختیار دارند. این تمرکز جغرافیایی باعث میشود هرگونه بحران سیاسی، اعتصاب کارگری، تغییر قوانین معدنی یا تنشهای منطقهای بتواند بازار جهانی را دچار شوک کند. در سالهای اخیر، اعتراضات اجتماعی در پرو، محدودیتهای انرژی در آمریکای جنوبی، جنگ اوکراین و تشدید رقابت چین و آمریکا بر سر مواد معدنی حیاتی، همگی باعث افزایش نوسانات قیمت فلزات اساسی شدهاند. قیمت جهانی مس در دوره پساکرونا حتی از مرز ۱۰ هزار دلار به ازای هر تن نیز عبور کرد؛ موضوعی که نشان داد امنیت عرضه تا چه اندازه برای اقتصاد جهانی حیاتی شده است. از سوی دیگر، بیش از ۴۰ درصد ظرفیت ذوب و پالایش مس جهان در چین قرار دارد. این وابستگی بالا به زیرساختهای فرآوری چین، ریسک ژئوپلیتیک جدیدی برای صنایع غربی ایجاد کرده است. به همین دلیل آمریکا و اروپا طی سالهای اخیر سرمایهگذاری در معادن جدید، بازیافت مس و تنوعبخشی به زنجیره تأمین را در اولویت قرار دادهاند. برای ایران نیز این تحولات میتواند یک فرصت راهبردی باشد. ایران با برخورداری از ذخایر قابل توجه مس و موقعیت جغرافیایی مناسب، این ظرفیت را دارد که سهم بیشتری در بازار منطقهای و جهانی مس ایفا کند. اما تحقق این هدف نیازمند توسعه سرمایهگذاری، فناوری، زیرساخت، ثبات مقررات و اتصال مؤثرتر به زنجیره ارزش جهانی است.
در نهایت، آینده بازار مس دیگر فقط تابع میزان ذخایر معدنی نیست؛ بلکه بیش از هر زمان دیگری به تحولات ژئوپلیتیک، امنیت انرژی، رقابت قدرتهای بزرگ و سیاستهای صنعتی کشورها وابسته شده است.




نظر شما