در حال حاضر هنوز بهطور دقیق مشخص نیست که سناریوی پیشرو، جنگ خواهد بود یا توافق و حتی اگر هر یک از این دو مسیر محقق شود، با چه رویکرد و شدتی همراه خواهد بود. همانطور که در تحولات اخیر مشاهده شد، در روزهای ابتدایی درگیریها، تمرکز بر اهداف نظامی بود، اما هرچه به روزهای پایانی نزدیکتر شدیم، دامنه اثرات گسترش پیدا کرد و اهداف غیرنظامی نیز تحت تأثیر قرار گرفتند و متأسفانه این شرایط بر فعالیت ناشران و فضای کلی بازار سرمایه نیز سایه انداخت.
از سوی دیگر، همزمانی این اتفاقات با پایان دوره مالی ششماهه بسیاری از شرکتها و عدم تکمیل فرآیند شفافسازی، باعث شده است که وضعیت بازگشایی بازار چه در آن مقطع و چه در شرایط فعلی با ابهام قابلتوجهی مواجه باشد. در چنین فضایی، به نظر میرسد اولویت اصلی سازمان بورس و فعالان بازار باید بر موضوع شفافسازی متمرکز شود تا زمینه لازم برای تصمیمگیری آگاهانه سرمایهگذاران فراهم شود.
طبیعی است که در همه رخدادهای مشابه، بازار برای بازگشایی به دو عامل کلیدی نیاز دارد. نخست، دسترسی به اطلاعات دقیق و قابل اتکا درباره وضعیت شرکتها و ناشران است. البته باید در نظر داشت که در شرایط خاص، محدودیتها و ملاحظاتی برای افشای اطلاعات وجود دارد و نمیتوان از همه ناشران انتظار شفافیت کامل داشت. با این حال، بخش قابلتوجهی از شرکتها این امکان را دارند که حداقل اطلاعات ضروری و پایه را در اختیار سهامداران قرار دهند و از این طریق به کاهش عدماطمینان کمک کنند.
عامل دوم، وجود و اعلام حمایتهای لازم از بازار است. این حمایتها لزوماً و صرفاً نباید در قالب تزریق منابع مالی باشد، هرچند تأمین نقدینگی در شرایط بحرانی اهمیت بالایی دارد. تجربه بازگشایی بازار پس از جنگ ۱۲ روزه نشان داد که صرف اعلام حمایت، کافی نیست و زمانبندی اجرای آن نیز نقش تعیینکنندهای دارد. در آن مقطع، علیرغم وعدههای حمایتی، منابع مالی مورد انتظار در زمان مناسب وارد بازار نشد و همین موضوع به شکلگیری فضای هیجانی و افزایش فشار فروش منجر شد. بنابراین، علاوه بر منابع مالی، میتوان از ابزارهای حمایتی دیگری مانند معافیتهای مالیاتی، تسهیل در صدور مجوزها، یا ایجاد برخی امتیازات ویژه برای تداوم فعالیت شرکتها استفاده کرد تا فشار بر بازار کاهش یابد.
در حال حاضر، آنچه بیش از هر چیز به چشم میخورد، تداوم وضعیت بلاتکلیفی و نااطمینانی است. بازار در انتظار دریافت دادههای روشنتر و قابل تحلیل است تا بتواند بر اساس آن مسیر آینده خود را مشخص کند. به همین دلیل، زمانبندی بازگشایی بازار نیز باید با توجه به میزان آمادگی اطلاعاتی و حمایتی تعیین شود، نه صرفاً بر اساس تقویم یا فشارهای بیرونی. بدیهی است که پس از بازگشایی بازار، احتمال بروز فشار فروش در کوتاهمدت بسیار بالا خواهد بود، چراکه بخشی از سرمایهگذاران در مواجهه با ابهامات موجود ترجیح میدهند داراییهای خود را نقد کنند.
در این مرحله، نقش سازمان بورس در مدیریت شرایط اهمیت ویژهای پیدا میکند. استفاده از ابزارهای کنترلی، سیاستهای حمایتی و مدیریت جریان نقدینگی میتواند از شکلگیری رفتارهای هیجانی و ایجاد موجهای فروش جلوگیری کند و به بازار کمک کند تا بهتدریج و با شیبی ملایم به تعادل برسد. در نهایت، امید میرود با بهبود شرایط سیاسی و اقتصادی و افزایش شفافیت اطلاعاتی، زمینه برای بازگشایی منطقی و پایدار بازار فراهم شود و سرمایهگذاران بتوانند با اطمینان بیشتری در بازار فعالیت کنند.
-
حسن رضائیپور - دبیرکل کانون کارگزاران بورس و اوراق بهادار
-
هفته نامه اطلاعات بورس۶۳۰



نظر شما