درحالیکه نگاهها به مذاکرات اسلامآباد دوخته شده است، به نظر میرسد در صورت توافق یا عدم توافق، اقتصاد ایران مسیرهای رشد متفاوتی را تجربه خواهد کرد.
بررسی دادهها نشان میدهد که میانگین سهم سرمایهگذاری از تولید ناخالص داخلی در ایران طی سالهای ۱۳۷۵ تا ۱۳۹۰ حدود ۳۰ درصد بوده است. با توجه به تورم پایینتر در آن دوره، نبود تحریمهای گسترده اقتصادی و سطح پایینتر تنش در روابط خارجی، میتوان این نرخ را بهعنوان مبنایی برای برآورد نرخ سرمایهگذاری در سناریوی «توافق» در نظر گرفت. همچنین فرض میشود که در این سناریو، اقتصاد ایران قادر باشد سالانه معادل ۶ درصد تولید ناخالص داخلی، سرمایه خارجی جذب کند. محاسبات نشان میدهد که افزایش بهرهوری سرمایه در این سناریو که در قالب کاهش نسبت تعادلی موجودی سرمایه به تولید تا حدود میانگین ۲.۵ در کشورهای پیشرفته بروز مییابد، در کنار فرض نرخ سرمایهگذاری ۳۰ درصدی و ورود سرمایه خارجی معادل ۶ درصد تولید ناخالص داخلی، میتواند به تحقق رشد اقتصادی حدود ۸ درصد در اقتصاد ایران منجر شود.
نکته قابلتوجه آن است که حتی در صورت تحقق سطوحی از سرمایهگذاری داخلی، اثر آن بر رشد اقتصادی در این سناریو کمتر از سناریوی «توافق» خواهد بود. این امر از یکسو به دلیل بهرهوری پایینتر سرمایهگذاری و از سوی دیگر بهسبب عدم همراهی سرمایه خارجی با سرمایه داخلی است. بنابراین، نهتنها سطح سرمایهگذاری کاهش مییابد، بلکه بازده آن نیز در مقایسه با سناریوی جایگزین محدودتر خواهد بود. بر اساس گزارش «پایش بخش حقیقی اقتصاد ایران» منتشرشده توسط مرکز پژوهشهای مجلس، نرخ رشد اقتصادی در دیماه ۱۴۰۴ نسبت به ماه مشابه سال قبل، حدود منفی ۰.۶ درصد برآورد شده است. این آمار نشاندهنده دشواری اقتصاد ایران در بازیابی رشد پس از جنگ ۱۲روزه است. اکنون، با وقوع تهاجم ۴۰روزه آمریکا، اقتصاد ایران با شوک دوم مواجه شده و پرسش اساسی آن است که آیا اینبار نیز اقتصاد از بازگشت به مسیر رشد ناتوان خواهد بود یا خیر.
کد مطلب 551042



نظر شما