۲۹ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۵:۰۰
الزامات بازگشایی بازار سهام

بازگشایی بازار باید در قالب یک برنامه دقیق، تدریجی و مبتنی بر مدیریت ریسک انجام شود.

به گزارش صدای بورس،سیدمحمد هاشمی نژادعضو هیات علمی دانشگاه و رییس هیات مدیره اوپال کراد در یادداشتی نوشت:

بازگشایی بازار سهام در شرایطی که اقتصاد با شوک‌های ناشی از جنگ، نااطمینانی گسترده و آسیب به بخش‌هایی از تولید و زیرساخت مواجه است، تصمیمی صرفاً اجرایی نیست، بلکه یک مداخله سیاستی در سطح کلان است که مستقیماً بر ثبات مالی، اعتماد عمومی و کارایی نظام تخصیص سرمایه اثر می‌گذارد. از این رو، پاسخ به این پرسش که آیا بازار باید بازگشایی شود یا هم‌چنان بسته بماند، نیازمند تحلیل هم‌زمان کارکردهای ذاتی بازار سرمایه و ریسک‌های سیستماتیک حاکم بر فضای اقتصادی است.

در ادبیات مالی، تعطیلی بازار سرمایه ابزاری کاملاً اضطراری و کوتاه‌مدت تلقی می‌شود که تنها در شرایط اختلال شدید زیرساختی، فقدان کامل اطلاعات قابل اتکا یا بروز ریسک‌هایی که اساساً امکان قیمت‌گذاری ندارند، قابل توجیه است. هرچند شرایط جنگی به‌طور طبیعی سطح نااطمینانی را افزایش می‌دهد و برآورد سودآوری شرکت‌ها را با دشواری همراه می‌سازد، اما این وضعیت به‌معنای از بین رفتن کامل امکان تحلیل و ارزش‌گذاری نیست. در واقع، ریسک‌های موجود،از جمله خسارت به دارایی‌ها، اختلال در زنجیره تأمین، محدودیت‌های صادراتی و نوسانات ارزی،همگی قابل درک و تا حدی قابل برآورد هستند، حتی اگر با دامنه خطای بالا همراه باشند.

ادامه تعطیلی بازار در چنین شرایطی، نه‌تنها به کاهش ریسک کمک نمی‌کند، بلکه به انباشت آن منجر می‌شود. سرمایه‌گذارانی که امکان واکنش و تعدیل پرتفوی خود را ندارند، در اولین فرصت بازگشایی، تمایل به خروج سریع خواهند داشت و این امر به شکل‌گیری یک شوک نقدشوندگی منجر می‌شود. علاوه بر این، توقف طولانی‌مدت معاملات، کارکرد اساسی بازار در کشف قیمت را مختل می‌کند و باعث می‌شود قیمت دارایی‌ها از واقعیت‌های اقتصادی فاصله بگیرند. چنین فاصله‌ای نهایتاً در زمان بازگشایی به‌صورت یک تعدیل ناگهانی و پرشتاب ظاهر خواهد شد که می‌تواند بسیار پرهزینه‌تر از یک اصلاح تدریجی باشد. از منظر اعتماد عمومی نیز، بسته ماندن بازار این پیام را منتقل می‌کند که بازار سرمایه در مواجهه با بحران‌ها کارایی خود را از دست می‌دهد، که این موضوع می‌تواند آثار بلندمدتی بر رفتار سرمایه‌گذاران داشته باشد.

بر این اساس، بازگشایی بازار سرمایه اجتناب‌ناپذیر است، اما نکته تعیین‌کننده نحوه این بازگشایی است. بازگشایی دفعی و بدون طراحی سازوکارهای کنترلی، می‌تواند به سقوط شدید قیمت‌ها، شکل‌گیری صف‌های فروش گسترده و رفتارهای هیجانی منجر شود. بنابراین، رویکرد بهینه، بازگشایی مدیریت‌شده و مرحله‌ای است؛ به‌گونه‌ای که ضمن حفظ کارکرد کشف قیمت، از بروز رفتارهای توده‌ای و بی‌ثبات‌کننده جلوگیری شود.

نخستین الزام در این مسیر، طراحی مکانیزم‌های مؤثر برای کنترل نوسانات است. دامنه نوسان ثابت که در شرایط عادی بازار کاربرد دارد، در فضای بحرانی کارایی خود را از دست می‌دهد. استفاده از دامنه نوسان پویا، به این معنا که در روزهای ابتدایی بازگشایی محدودتر بوده و به‌تدریج افزایش یابد، می‌تواند به تعدیل سرعت افت قیمت‌ها و کاهش رفتارهای هیجانی کمک کند. هم‌چنین بهره‌گیری از ابزارهایی مانند توقف موقت معاملات در صورت افت شدید شاخص، می‌تواند به بازار فرصت بازتنظیم انتظارات را بدهد.

دومین الزام، تضمین حداقلی نقدشوندگی در بازار است. در شرایطی که فشار فروش بالاست، نبود تقاضای کافی می‌تواند بازار را در وضعیت قفل‌شدگی قرار دهد. در این راستا، نقش نهادهای حمایتی مانند صندوق تثبیت بازار و بازارگردان‌ها بسیار حیاتی است. با این حال، تأکید باید بر حفظ جریان معاملات و امکان خرید و فروش باشد، نه تثبیت مصنوعی قیمت‌ها. حمایت مؤثر، حمایتی است که امکان معامله را حفظ کند، نه آنکه روند طبیعی بازار را به‌طور دستوری تغییر دهد.

سومین مؤلفه کلیدی، ارتقای سطح شفافیت و افشای اطلاعات است. در شرایط جنگی، عدم تقارن اطلاعاتی به‌شدت افزایش می‌یابد و در صورت نبود اطلاعات دقیق، تصمیم‌گیری سرمایه‌گذاران بیشتر بر پایه شایعات و ترس شکل می‌گیرد. الزام شرکت‌ها به ارائه گزارش‌های فوری درباره میزان خسارت، وضعیت تولید، چشم‌انداز عملیاتی و سناریوهای پیش‌رو، می‌تواند به شکل‌گیری انتظارات واقع‌بینانه‌تر کمک کرده و از شدت واکنش‌های هیجانی بکاهد.چهارمین الزام، بازگشایی مرحله‌ای بازار است. بازگشایی همزمان همه نمادها و صنایع، ریسک سیستماتیک را تشدید می‌کند. در مقابل، می‌توان با اولویت‌بندی، ابتدا نمادهای مربوط به صنایع کم‌ریسک‌تر و با ثبات تقاضا—مانند صنایع غذایی و دارویی—را بازگشایی کرد و سپس به‌تدریج سایر بخش‌ها، به‌ویژه صنایع در معرض مستقیم آسیب‌های جنگی را وارد چرخه معاملات کرد. این رویکرد به بازار اجازه می‌دهد به‌صورت تدریجی عمق پیدا کند و رفتار سرمایه‌گذاران نیز در یک مسیر تعدیل‌شده شکل گیرد. در کنار این موارد، مدیریت رفتار بازیگران بزرگ بازار، به‌ویژه سرمایه‌گذاران حقوقی، اهمیت ویژه‌ای دارد.

در شرایط بحرانی، عرضه‌های سنگین از سوی این بازیگران می‌تواند به تشدید روند نزولی منجر شود. بنابراین، اعمال برخی محدودیت‌های موقت یا هدایت این بازیگران به ایفای نقش فعال در بازارگردانی، می‌تواند به ثبات بیشتر بازار کمک کند.

در نهایت، نباید از این نکته غافل شد که بازار سرمایه در خلأ عمل نمی‌کند. موفقیت یا شکست بازگشایی، به‌شدت به هم‌راستایی سیاست‌های کلان اقتصادی وابسته است. ثبات نسبی در بازار ارز، کنترل انتظارات تورمی و پرهیز از ارسال سیگنال‌های متناقض از سوی سیاست‌گذاران، از جمله عواملی هستند که می‌توانند به شکل‌گیری یک بستر قابل پیش‌بینی‌تر برای فعالیت بازار سرمایه کمک کنند.

با در نظر گرفتن مجموعه این عوامل، می‌توان جمع‌بندی کرد که بازگشایی بازار سهام، نه‌تنها ضروری بلکه اجتناب‌ناپذیر است، اما این اقدام باید در قالب یک برنامه دقیق، تدریجی و مبتنی بر مدیریت ریسک انجام شود. هدف سیاست‌گذار نباید جلوگیری از کاهش قیمت‌ها باشد، چرا که این کاهش در بسیاری موارد بازتاب واقعیت‌های اقتصادی است؛ بلکه هدف اصلی باید جلوگیری از بروز نوسانات شدید و بی‌نظم، حفظ نقدشوندگی و بازسازی اعتماد سرمایه‌گذاران باشد. در غیر این صورت، هزینه‌های ناشی از یک بازگشایی نامناسب می‌تواند به‌مراتب فراتر از منافع کوتاه‌مدت تعویق آن باشد و بازار را با یک بحران اعتماد بلندمدت مواجه سازد.

منبع: سنا
کد مطلب 550748

برچسب‌ها

اخبار مرتبط

  • نسخه پیشنهادی برای مدیریت روزهای ابتدایی بازگشایی بازار سهام

    نسخه پیشنهادی برای مدیریت روزهای ابتدایی بازگشایی بازار سهام

    محمدرضا سمسار، کارشناس بازار سرمایه، با تأکید بر ضرورت بازگشایی مدیریت‌شده بازار سرمایه معتقد است بورس باید با استفاده از ابزارهای حمایتی، شفافیت اطلاعاتی و حضور فعال بازارگردان‌ها به شرایط عادی بازگردد تا امکان کشف قیمت، مدیریت ریسک و تداوم اعتماد سرمایه‌گذاران فراهم شود.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha