به گزارش صدای بورس، بازار جهانی کالاها خود را برای یک رکود قابل توجه آماده میکند، زیرا آخرین گزارش «چشمانداز بازارهای کالایی» بانک جهانی، نسبت به کاهش ۷ درصدی قیمت در سال ۲۰۲۶ هشدار میدهد. این کاهش پیشبینیشده، چهارمین سال متوالی کاهش قیمتها را رقم خواهد زد و در نهایت به پایینترین حد خود در شش سال گذشته خواهد رسید. این پیشبینی در درجه اول ناشی از مازاد «عظیم» نفت جهانی است که انتظار میرود تقریباً ۳ میلیون بشکه در روز از تقاضا پیشی بگیرد - اشباعی حتی بزرگتر از آنچه در طول قرنطینههای همهگیری ۲۰۲۰ تجربه شد.
از اوایل فوریه ۲۰۲۶، پیامدهای این موضوع برای اقتصاد جهانی دوگانه است. از یک سو، این کاهش، «تأخیر» بسیار مورد نیاز برای تورم جهانی را فراهم میکند و به طور بالقوه به بانکهای مرکزی اجازه میدهد تا با شدت بیشتری به سمت کاهش نرخ بهره حرکت کنند. از سوی دیگر، این روند نشاندهنده کاهش مداوم فعالیتهای صنعتی و تغییر ساختاری در مصرف انرژی، به ویژه در چین است. برای سرمایهگذاران بازار گسترده، این فشار ضدتورمی در حال حاضر در شاخصهای اصلی کالاها احساس میشود، به طوری که نوسانات قابل توجهی به صندوقهای متنوع قابل معامله در بورسهای جهانی آسیب رسانده است.
یک ابرچرخه نزولی: عوامل محرک کاهش قیمت در سال ۲۰۲۶
گزارش بانک جهانی که در اوایل سال ۲۰۲۶ مجدداً تأیید شد، تصویری از بازاری را ترسیم میکند که با عدم تعادل بیسابقه عرضه و تقاضا دست و پنجه نرم میکند. موتور اصلی این کاهش، بخش انرژی است که پیشبینی میشود تنها در سال ۲۰۲۶ شاهد کاهش ۱۰ درصدی قیمت باشد. پیشبینی میشود قیمت نفت خام برنت به طور متوسط تنها ۶۰ دلار در هر بشکه باشد که پایینترین سطح آن در پنج سال گذشته است. این مازاد صرفاً نتیجه افزایش تولید از سوی کشورهای غیر عضو اوپک پلاس نیست، بلکه ناشی از رکود ساختاری تقاضا از سوی چین نیز هست. پذیرش سریع خودروهای برقی و فناوری هیبریدی در دومین اقتصاد بزرگ جهان، اساساً رشد اقتصادی را از مصرف سوختهای فسیلی جدا کرده است.
جدول زمانی منتهی به این «ابرچرخه نزولی» از اواخر سال ۲۰۲۴ آغاز شد، زمانی که تولید جهانی تحت فشار نرخهای بهره بالا و تشدید تنشهای تجاری شروع به کند شدن کرد. در طول سال ۲۰۲۵، موجی از پروژههای جدید گاز طبیعی مایع (LNG) و افزایش مداوم تولید شیل ایالات متحده، بازار را اشباع کرد. زمانی که بانک جهانی چشمانداز بهروز شده خود را در اکتبر ۲۰۲۵ منتشر کرد، مشخص بود که «فرود آرام» پیشبینیشده برای اقتصاد جهانی با فرود سخت قیمت کالاها همراه خواهد بود. عدم قطعیت سیاستگذاری، بهویژه در مورد تعرفههای جدید و انقضای توافقنامههای تجاری بزرگ، با ورود به سهماهه اول سال ۲۰۲۶، احساسات صنعتی را بیش از پیش تضعیف کرده است.
واکنشهای اولیه بازار سریع اما طبقهبندیشده بودهاند. در حالی که بازارهای انرژی و کشاورزی دچار رکود شدهاند، فلزات گرانبها جهش چشمگیری داشتهاند. طلا که اغلب در دورههای بیثباتی سیاسی به عنوان یک پناهگاه امن در نظر گرفته میشود، شاهد افزایش تقاضا از سوی بانکهای مرکزی و سرمایهگذاران خرد بوده است. با این حال، شاخص کل همچنان تحت تأثیر شدید نفت خام و فلزات صنعتی قرار دارد و منجر به ایجاد حس «ریسکگریزی» عمومی برای سبدهای کالایی سنتی شده است.
برندگان و بازندگان: سقوط قیمتها در شرکتها
کاهش پیشبینیشده ۷ درصدی، شکاف عمیقی بین بخشها ایجاد میکند و غولهای «انرژی قدیمی» با موانع قابل توجهی روبهرو هستند. اکسونموبیل و شورون به ویژه آسیبپذیر هستند، زیرا آنها در حال طی کردن مراحل پایانی پروژههای عرضه بلندمدت هستند که همزمان با کاهش قیمتها به بهرهبرداری میرسند. تحلیلگران جیپی مورگان هشدار دادهاند که اگر نفت خام WTI تا اواخر سال ۲۰۲۶ به محدوده ۴۰ دلار سقوط کند، این شرکتها ممکن است با تجدیدنظرهای قابل توجه در درآمد و اصلاحات احتمالی قیمت سهام مواجه شوند. برعکس، بخشهای حملونقل و کالاهای مصرفی آمادهاند تا از هزینههای کمتر ورودی و سوخت بهرهمند شوند و این نویدبخشی برای شرکتهایی با هزینههای بالای لجستیکی است.
در حوزه کشاورزی، چشمانداز به همان اندازه چالشبرانگیز است. بورس نیویورک در حال حاضر در حال مدیریت چیزی است که کارشناسان آن را "پایینترین نقطه چرخه بزرگ کشاورزی" مینامند. با توجه به اینکه قیمت ذرت و گندم در سطوح قبل از سال ۲۰۲۰ باقی مانده است، درآمد کشاورزان به شدت کاهش یافته و منجر به کاهش ۱۵ تا ۲۰ درصدی تقاضا برای تجهیزات بزرگ کشاورزی در سال ۲۰۲۶ شده است. پیشبینیهای درآمد خالص دیر به پایینترین حد خود در شش سال گذشته کاهش یافته است که نشان دهنده رکود گستردهتر در بازارهای غلات است.
با این حال، همه بازیگران بازار کالا زیر فشار نیستند. شرکتهای بزرگ معدنی مانند ریو تینتو و گروه BHP انعطافپذیری شگفتانگیزی نشان دادهاند. در حالی که بخشهای سنگ آهن آنها تحت فشار بازار املاک و مستغلات چین قرار دارد، قرار گرفتن آنها در معرض "فلزات واسطه" مانند مس و قلع، یک ضربهگیر حیاتی ایجاد میکند. مس، که اغلب در سال ۲۰۲۶ به عنوان "پادشاه فلزات" از آن یاد میشود، همچنان تقاضای بالایی برای زیرساختهای انرژی سبز دارد و به این شرکتهای معدنی متنوع اجازه میدهد تا به طور بالقوه از همتایان خود که صرفاً به انرژی میپردازند، پیشی بگیرند.
اهمیت گستردهتر و زمینه تاریخی
این رویداد نقطه عطفی در دوران اقتصادی پس از همهگیری است. از نظر تاریخی، قیمت کالاها در "ابرچرخههای" طولانی که معمولاً یک دهه یا بیشتر طول میکشند، تغییر کردهاند. رکود فعلی نشان میدهد که شوکهای طرف عرضه ناشی از همهگیری کووید-۱۹ و حمله به اوکراین سرانجام جذب شده و جای خود را به رژیمی از عرضه بیش از حد و بهرهوری داده است. تغییر نقش چین - از یک مصرفکننده حریص مواد اولیه به یک رهبر در فناوری خودروهای برقی - شاید مهمترین تغییر ساختاری از زمان پیوستن این کشور به سازمان تجارت جهانی در سال ۲۰۰۱ باشد.
اثرات موجی این کاهش قیمت فراتر از ترازنامههای شرکتها، سلامت مالی کشورها را نیز تحت تأثیر قرار میدهد. به کشورهای در حال توسعه صادرکننده کالا هشدار داده شده است که برای کسری قابل توجه درآمد آماده شوند. بانک جهانی از این دولتها خواسته است که از «فرصت» فعلی برای اجرای اصلاحات مالی استفاده کنند، زیرا باد موافق ضدتورمی ناشی از قیمتهای پایینتر انرژی، لحظهای نادر از رشد پایین شاخص قیمت مصرفکننده (CPI) را فراهم میکند. این وضعیت، سقوط قیمت نفت در سالهای ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۶ را منعکس میکند، اگرچه اکنون باگذار جهانی بسیار تهاجمیتر به سمت انرژیهای تجدیدپذیر، پیچیدهتر شده است. پیامدهای نظارتی و سیاستی نیز در حال آشکار شدن هستند. با کاهش قیمتها، خطر اقدامات حمایتگرایانه افزایش مییابد، زیرا کشورها به دنبال محافظت از صنایع داخلی خود در برابر واردات ارزان هستند. «کارت ویزیت چین» - به ویژه اقدامات گروه منابع معدنی متمرکز (CMRG) آن - همچنان محل اختلاف است، زیرا این گروه از قدرت چانهزنی جمعی خود برای تحمیل قیمتهای پایینتر به معدنچیان استرالیایی و برزیلی استفاده میکند و به طور بالقوه مکانیسمهای سنتی قیمتگذاری بازار را مختل میکند.
خلاصه و چشمانداز سرمایهگذاران
پیشبینی بانک جهانی مبنی بر پایینترین قیمت کالاها در شش سال گذشته برای سال ۲۰۲۶، نشاندهنده یک تغییر اساسی در چشمانداز اقتصادی جهان است. با توجه به مازاد ۳ میلیون بشکه در روز نفت و رکود تقاضای صنعتی، کاهش ۷ درصدی قیمت نفت احتمالاً بازار را برای ۲۴ ماه آینده تعیین خواهد کرد. اگرچه این یک مزیت برای مصرفکنندگان خسته از تورم و صنایع سنگین حمل و نقل است، اما چالشی جدی برای تولیدکنندگان سنتی انرژی و کشاورزی ایجاد میکند.
سرمایهگذاران باید عملکرد مس و فلزات گرانبها را که از کاهش گستردهتر جدا شدهاند، از نزدیک زیر نظر داشته باشند. واگرایی بین GSG که انرژی زیادی مصرف میکند و DBC که متنوعتر است، شاخص کلیدی این خواهد بود که "کف" بازار کالاها واقعاً کجاست. در ادامه، تمرکز بر بهبود صنعتی چین و توانایی اوپک پلاس در مدیریت مازادی خواهد بود که اکنون بزرگتر از هر زمان دیگری در تاریخ اخیر است. برای سرمایهگذار باهوش، سال ۲۰۲۶ سالی برای خروج کامل از کالاها نیست، بلکه سالی است که باید به طور استثنایی گزینشی عمل کرد.
-
حمزه بهادیوند چگینی - روزنـامهنـگار
- شماره ۶۲۷ هفته نامه اطلاعات بورس




نظر شما