بازار محصولات معدنی و فولادی ایران در سالهای اخیر با تحولات متعددی مواجه شده که رفتار قیمتها و انتظارات سرمایهگذاران را تحت تأثیر قرار داده است. یکی از شاخصترین ویژگیهای این بازار، عرضه محدود و پراکنده محصولات در بورس کالا است. تجربه نشان میدهد که این محدودیت باعث میشود هر اطلاعیه عرضه به رویدادی مهم برای سرمایهگذاران و معاملهگران حرفهای تبدیل شود. عرضه محدود، همراه با نوسانات نرخ ارز و تغییرات قیمت جهانی فلزات، محیطی ایجاد میکند که واکنش سریع بازار سهام نسبت به هر حرکت قیمتی مشاهده شود و فرصتهایی برای نوسانگیری کوتاهمدت شکل گیرد. این شرایط نهتنها بر ارزش سهام شرکتهای معدنی اثر میگذارد، بلکه بر رفتار روانی فعالان بازار و تصمیمگیری آنها نیز تأثیرگذار است.
یکی از عوامل اصلی در این رابطه، نوسانات نرخ ارز است. تغییرات قابل توجه نرخ دلار آزاد، بدون آنکه الزاما ارتباط مستقیم با هزینه تمام شده تولید داخلی داشته باشد، قیمت محصولات معدنی و فولادی را به سرعت تغییر میدهد. در چنین شرایطی، سهام شرکتهای معدنی با افزایش یا کاهش سریع ارزش بازار مواجه میشوند و سرمایهگذاران برای بهرهبرداری از این نوسانات تصمیمات کوتاهمدت اتخاذ میکنند. به نظر میرسد که حساسیت بازار سهام به نرخ ارز، علاوه بر اثر مستقیم بر هزینههای تولید، ناشی از «انتظارات سرمایهگذاران نسبت به آینده سودآوری شرکتها» باشد. این موضوع به ویژه برای شرکتهایی که بخش قابل توجهی از مواد اولیه خود را وارد میکنند، اهمیت بیشتری دارد.
علاوه بر نرخ ارز، تغییرات قیمت جهانی فلزات و محصولات معدنی اثر مستقیمی بر بازار داخلی دارند. هنگامی که قیمتهای جهانی فلزات نوسانات شدیدی تجربه میکنند، عرضه محدود در بورس کالا میتواند منجر به تغییرات سریع و قابل توجه در قیمت سهام شرکتهای معدنی شود. از دیدگاه تحلیلگری، این ترکیب نوسانات جهانی و محدودیت عرضه، رفتار هیجانی سرمایهگذاران و فرصت نوسانگیری کوتاهمدت را تقویت میکند، در حالی که اثر بلندمدت بر سودآوری شرکتها ممکن است محدود باشد. توسعه ابزارهای مالی مبتنی بر کالا نیز یکی از تغییرات ساختاری است که بازار داخلی را تحت تأثیر قرار داده است. ابزارهایی مانند گواهی سپرده کالایی و قراردادهای سلف استاندارد، امکان تأمین مالی شرکتها و نقدشوندگی بازار را افزایش دادهاند. از سوی دیگر، عرضه محدود و محدودیت منابع، باعث میشود که قیمت این ابزارها و محصولات مرتبط با آنها سریعاً تحت تأثیر قرار گیرد و توجه سرمایهگذاران کوتاهمدت را جلب کند. این تجربه نشان میدهد که بورس کالا بیش از یک بازار فیزیکی، نقش یک بازار مالی پیچیده را بازی میکند و جریان سرمایه و انتظارات معاملهگران را شکل میدهد.
همچنین صنایع پاییندستی با فشار مضاعفی مواجه هستند. افزایش ناگهانی قیمت مواد اولیه و محدودیت عرضه میتواند تولید این صنایع را تحت تأثیر قرار دهد و منجر به توقف پروژهها یا کاهش تولید شود. از منظر تحلیلگر، این وضعیت نشان میدهد که پایداری بازار و تثبیت قیمتها نیازمند هماهنگی میان عرضه فیزیکی، سیاستهای ارزی و ابزارهای مالی است تا علاوه بر حمایت از تولید، از رفتار هیجانی بازار سهام نیز کاسته شود.
در پایان میتوان گفت، تجربه سالهای اخیر بازار معدنی کشور نشان میدهد که ترکیب عرضه محدود، نوسانات نرخ ارز و ابزارهای مالی جدید، رفتار قیمتی سهام شرکتها را پیچیده کرده و فرصتهای نوسانگیری کوتاهمدت ایجاد میکند. به نظر میرسد برای دستیابی به تعادل و پایداری، سیاستگذاران باید سازوکار عرضه و ابزارهای مالی را به گونهای طراحی کنند که هم تولید حمایت شود و هم بازار سهام کمتر تحت فشار هیجانی قرار گیرد. تنها در این صورت بورس کالا میتواند نقش واقعی خود را در توسعه پایدار صنایع معدنی و فولادی ایفا کند.
-
کیوان جعفری طهرانی - تحلیلگر بازار بینالمللی آهن و فولاد
- شماره ۶۲۳ هفته نامه اطلاعات بورس






نظر شما