۱۱ دی ۱۴۰۴ - ۱۷:۵۰
سهام؛ چالش بازار کم عمق

در سطح کلان، سرمایه‌گذاری در بازار سرمایه ایران در معرض مجموعه‌ای از ریسک‌های بیرونی و پرتعداد است.

در سطح کلان، سرمایه‌گذاری در بازار سرمایه ایران در معرض مجموعه‌ای از ریسک‌های بیرونی و پرتعداد است؛ از جمله عدم قطعیت شرایط سیاسی و اقتصادی، نگرانی‌های ناشی از تحریم‌ها، تنش‌های منطقه‌ای یا هرگونه بحران ناگهانی که می‌تواند انتظارات و جریان‌های نقدی را به سرعت تغییر دهد. در چنین فضای پرریسک، ضریب نفوذ بازار سرمایه در میان مردم پایین می‌ماند و ظرفیت جذب سرمایه‌گذار محدود می‌شود. بنابراین، اگر شناوری به‌سرعت و بدون توجه به این ظرفیت محدود افزایش یابد، حجم عرضه‌ قابل معامله از توان تقاضای واقعی فراتر می‌رود و قیمت‌ها می‌توانند با افت شدید مواجه شوند. این وضعیت نه‌تنها تضمینی برای بهبود نقدشوندگی ایجاد نمی‌کند، بلکه می‌تواند ارزش بازار را کاهش دهد، زیرا بازار کم‌عمق است و تقاضای پایدار ندارد. در چنین شرایطی که شمار سرمایه‌گذاران محدود است، افزایش ناگهانی شناوری ریسک افت قیمت را بالا می‌برد.
ساختار مالکیت متمرکز و کنترل نهادی نیز شناوری را پایین نگه می‌دارد. سهامداران عمده یا نهادهای دولتی و شبه‌دولتی، در فروش سهام به عموم با احتیاط و تأمل بسیار عمل می‌کنند؛ چرا که این تصمیم بسیار حساس است و اگر پس از فروش، نتیجه‌ای غیرمنتظره یا نامطلوب رخ دهد، احتمال اینکه مسئولیت و انتقاد متوجه آنها شود بالا است. بنابراین، تصمیم‌گیری برای فروش سهام در دست عموم را دشوار می‌دانند و ترجیح می‌دهند روند را محدود یا بسیار تدریجی پیش ببرند. وقتی مالکیت در دستان گروهی محدود متمرکز است، امکان هدایت قیمت و تصمیم‌گیری راهبردی برای آن گروه ساده‌تر می‌شود؛ در مقابل، افزایش سهم شناور آزاد قدرت دستکاری قیمت و دخالت در نظام قیمت‌گذاری را کاهش می‌دهد و سرمایه‌گذار را قادر می‌سازد با اطمینان بیشتری تصمیم بگیرد.
شناوری کم همچنین زمینه کنترل قیمتی و شکل‌گیری نسبت‌های قیمتی غیرواقعی را فراهم می‌کند. در بازار کم‌عمق، تعداد محدود سهامداران و معامله‌گران بالقوه، امکان هدایت قیمت‌ها توسط گروه کوچک یا مدیریت شرکت را ایجاد می‌کند؛ این امر می‌تواند قیمت را در بازه‌هایی بالاتر یا پایین‌تر از ارزش بنیادی نگه دارد یا موج‌های قیمتی خاصی ایجاد کند. در نتیجه، نسبت‌هایی مانند P/E ممکن است به‌علت کنترل یا انتظارات غیر بنیادی افزایش یابند، نه لزوماً به دلیل بهبود واقعی سود یا چشم‌انداز بلندمدت. افزون بر این، یافته‌های تحقیقاتی نشان می‌دهد که شناوری بیشتر با معیارهای بهتر نقدشوندگی رابطه مستقیم و معنادار و با نرخ بازده سهام رابطه منفی و معنادار دارد. این به معنی آن است که شناوری پایین می‌تواند هم نقدشوندگی را محدود کند و هم زمینه تأثیرگذاری غیر بنیادی بر قیمت را فراهم سازد. اهمیت نقدشوندگی برای سرمایه‌گذار نیز در مباحث نظری و کاربردی روشن است؛ سرمایه‌گذار می‌پرسد آیا بازار مناسبی برای فروش دارایی وجود دارد یا خیر، و کاهش توان نقدشوندگی می‌تواند سبب انصراف یا احتیاط شدید سرمایه‌گذار شود.
ضعف در قوانین و فرآیندهای اجرایی نیز مانع افزایش شناوری حقیقی و جذب سرمایه جدید می‌شود. ضعف در جذب سرمایه و بوروکراسی طولانی، شناوری را به‌صورت واقعی و پایدار افزایش نمی‌دهد و بازار کم‌عمق را مستعد کنترل محدود نگه می‌دارد.

  • علی یزدانی - کارشناس بازار سرمایه

  • شماره ۶۲۱ هفته نامه اطلاعات بورس

کد خبر 543307

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 + 0 =