اما، افزایش ریسک سیستماتیک بازار، تصمیمات بیمقدمه و بعضا از قبل پیشبینی نشده دولتی در مورد عوامل مهم و کلیدی تاثیرگذار بر فضای کسبوکار بنگاههای اقتصادی و در راس همه آنها، بیم و امیدهای فرجامِ برجام!، کفه ترازو را به نفع عرضه سهام و کاهش حجم معاملات، خروج منابع از بازار مولد بورس و ورود نقدینگی به بازارهای غیرمولد و سفته مآبانه دلار و طلا، سنگین کرد.
بیشک در حال حاضر مهمترین چالش سیاسی در حوزه بینالملل، سرانجام برجام و تعهدات طرف اروپایی آمریکا است. شاید بررسی رفتاری رئیسجمهور آمریکا و پیگیری اجرای سیاستهای دولت ایالت متحده، بتواند برآوردی از آینده را برای ما به تصویر بکشد. از بعد رفتاری، شخص پرزیدنت، غیرقابل پیشبینی و تاجر مسلک است که اولی باعث افزایش ریسک نه تنها برای ما که در سطح بینالمللی است و اما دومین ویژگی میتواند تا حدودی خط و خطوط سیاستهای وی را ترسیم کند.
آمار اشتغال، نرخ بیکاری، رشد اقتصادی و نرخ سرمایهگذاری آمریکا، موید موفقیت نسبی دولت ترامپ حداقل در حوزه اقتصاد داخلی است. همینجا میتوان تا حدودی نتیجهگیری کرد که نگاه اصلی دولتمردان آمریکایی، حفظ منافع داخلی کشورشان و بهبود شاخصهای اقتصادی و تقویت دلار البته با رویکردی تجاری و مبتنی بر بازی برد-برد است. حال باید دید که خروج پرزیدنت در برجام، چه منفعت یا خسرانی برای اقتصاد داخلی آمریکا دارد؟ مراودات و مبادلات تجاری ایران و آمریکا در دوران تحریم، پیش و پساتحریم چه وزنی داشته است؟ و یا رویکرد سیاسی دولتهای طرفین پس از انقلاب اسلامی ایران تاکنون چه میزان تغییر و نوسان داشته است؟
پاسخ این سوالات واضح است. به نظر بسیاری از تحلیلگران سیاسی، منفعت آمریکا به برجام گره نخورده بلکه، سود ایالت متحده از چهرهسازی ایران به عنوان یک خطر بالقوه برای منطقه و در نتیجه تامینمالی برای آمریکا از طریق هم پیمانهایش در منطقه است!
البته با وجود آگاهی از چنین شرایطی، باز هم نمیتوان از اثرات هیجانی و کوتاهمدت خروج آمریکا از توافق، چشمپوشی کرد. شاخصکل از بهمنماه تاکنون باوجود رشد قیمت کالاهای اساسی، افزایش نرخ دلار، عدم کاهش درآمدهای نفتی و سایر عوامل اقتصادی کاهش داشته است. این غریزه بازارسرمایه است که انتظارات آینده را به زمان حال تنزیل کند و به سهام ارزش دهد. در حاشیه این موارد لازم به ذکر است که به همین دلیل تئوریک، اگر قرار بر حمایت از سهام و صنایع بورسی از طریق صندوقهای توسعه و تثبیت بازار بوده است، باید تدابیری اندیشیده میشد تا یکی دو ماه پیش از داستان برجام، حمایت صورت میگرفت؛ چراکه سابقه تاریخی بورس نشان داده پس از رخداد واقعه مورد انتظار، به دلیل اینکه بازار از قبل، اثرات آن رویداد را بهاصطلاح پیش خور کرده است، دیگر نوشداروی پس از مرگ سهراب است!
به هرحال چند سناریوی مشخص پیش روی ماست. با خروج آمریکا از برجام ویابرای ماندگاری در این توافق بینالمللی باید منتظر واکنش دیپلماسی ایران در این خصوص بود. همچنین با تحقق خروج آمریکا از برجام، فرض عدم کاهش درآمد حاصل از فروش نفت و همان عایدی که پیش از خروج داشتیم را از دست خواهیم داد مسئله ای به شمار میآید که میتوان گفت در واقع «هیچ» بوده است.
البته تنها میتوان زمانی نگران بود که خروج آمریکا در توافق برجام به هر نحوی سبب کاهش درآمدهای ارزی کشور شود که در این حالت افزایش نرخ دلار و بالطبع آن کاهش ارزش پول ملی، کاهش نرخ سرمایهگذاری و رشد اقتصادی قابل پیشبینی است.
شماره ۲۵۰ هفته نامه بورس - صفحه۱۵






نظر شما