به گزارش صدای بورس، در ادبیات کلاسیک معدنکاری، همواره عواملی نظیر میزان ذخیره، عیار ماده معدنی، ظرفیت تولید، نرخ بازیابی و دسترسی به بازار به عنوان مهمترین شاخصهای موفقیت یک پروژه معدنی شناخته میشدند. اما در دهههای اخیر، متغیر دیگری به تدریج جای خود را در میان مهمترین عوامل اثرگذار بر سودآوری و رقابتپذیری شرکتهای معدنی باز کرده است؛ متغیری که زمانی صرفا یک نهاده تولید تلقی میشد، اما امروز به یکی از مهمترین داراییهای راهبردی صنایع معدنی تبدیل شده است: انرژی
به گزارش روابط عمومی شرکت سرمایهگذاری صدر تامین (تاصیکو)، در ادامه یادداشت محمد نراقی کارشناس ارشد نظارت و ارزیابی تاصیکو آمده است: «در بسیاری از شرکتهای بزرگ معدنی دنیا، انرژی دیگر صرفا یک هزینه عملیاتی نیست. مدیران ارشد این شرکتها انرژی را عاملی تعیینکننده در طراحی پروژهها، انتخاب فناوریها، برنامهریزی توسعه، مدیریت ریسک و حتی ارزشگذاری داراییهای معدنی میدانند. به همین دلیل، در کنار شاخصهایی نظیر تولید، فروش و بهرهوری، شاخصهای شدت مصرف انرژی نیز به بخشی از نظام ارزیابی عملکرد این شرکتها تبدیل شده است.
اما در ایران شرایط تا حدی متفاوت است. قیمت برق، گاز طبیعی، گازوئیل و سایر حاملهای انرژی به واسطه سیاستهای حمایتی دولت فاصله قابل توجهی با قیمتهای واقعی و بینالمللی دارد. همین موضوع باعث شده است که در بسیاری از صنایع، انرژی ارزان به عنوان یک مزیت بدیهی تلقی شود و اهمیت بهرهوری انرژی کمتر از آنچه باید مورد توجه باشد.
اما واقعیت آن است که انرژی ارزان، یک مزیت دائمی و تضمینشده نیست. فشار روزافزون بر منابع انرژی کشور، افزایش مصرف داخلی، محدودیتهای زیرساختی، ناترازی شبکه برق و گاز و همچنین الزامات اقتصادی، همگی نشان میدهند که صنایع کشور در سالهای آینده ناگزیر خواهند بود با واقعیتهای جدیدی در حوزه انرژی مواجه شوند. از این منظر، شاید مهمترین پرسش راهبردی امروز برای شرکتهای معدنی این نباشد که هزینه انرژی در حال حاضر چقدر است؛ بلکه این است که اگر انرژی با قیمت واقعی محاسبه شود، چه میزان از مزیت رقابتی فعلی آنها همچنان حفظ خواهد شد؟
انرژی، وجه مشترک کسبوکارهای صدرتامین
همیت این موضوع برای هلدینگ صدرتامین دوچندان است. برخلاف بسیاری از هلدینگهای تخصصی که تنها در یک حوزه فعالیت میکنند، سبد سرمایهگذاری صدرتامین مجموعه متنوعی از فعالیتهای معدنی و صنایع معدنی را در بر میگیرد. زغالسنگ، طلا، صنایع پاییندستی مس، کائولن، بنتونیت، پشم شیشه، ایزوگام، صنایع کاشی و سرامیک، لعابهای سرامیکی، سولفات سدیم و پتاسیم، کلرید کلسیم، نمک طعام و سایر فعالیتهای معدنی و فرآوری، هر یک ویژگیهای خاص خود را دارند؛ اما تقریبا همه آنها یک نقطه اشتراک مهم دارند: وابستگی بالا به انرژی
در بخش معدن، انرژی عمدتا در قالب سوخت مصرف میشود. عملیات حفاری، استخراج، بارگیری و حمل مواد معدنی بدون مصرف قابل توجه گازوئیل عملا امکانپذیر نیست.
در کارخانههای فرآوری مواد معدنی، مصرف برق سهم بیشتری پیدا میکند. خردایش، آسیاکنی، پمپاژ، فیلتراسیون و تجهیزات فرآوری از مهمترین مصرفکنندگان انرژی محسوب میشوند. در صنایع معدنی پیشرفتهتر نظیر پشم شیشه، تولید لعاب، صنایع سرامیکی، فرآوری مواد شیمیایی معدنی و صنایع پاییندستی فلزی نیز انرژی علاوه بر نقش عملیاتی، در بسیاری از موارد مستقیما در کیفیت محصول، راندمان تولید و هزینه تمامشده اثرگذار است. به همین دلیل، انرژی را میتوان یکی از معدود متغیرهایی دانست که تقریبا در تمام زنجیره ارزش شرکتهای زیرمجموعه صدرتامین حضور دارد.
تجربه جهانی، انرژی به عنوان شاخص رقابتپذیری
مروری بر عملکرد شرکتهای بزرگ معدنی دنیا نشان میدهد که انرژی به یکی از مهمترین موضوعات مدیریتی در این صنعت تبدیل شده است. شرکتهای بزرگ تولیدکننده طلا مانند Newmont، Barrick Mining، Agnico Eagle و Kinross Gold سالهاست شاخصهای شدت مصرف انرژی و انتشار کربن را در گزارشهای سالانه خود منتشر میکنند. در بسیاری از معادن طلای جهان، هزینه برق و سوخت بین ۲۰ تا ۳۰ درصد هزینههای عملیاتی را تشکیل میدهد و در معادن دورافتاده که بخشی از برق از طریق نیروگاههای محلی یا دیزل ژنراتورها تامین میشود، این سهم میتواند به بیش از ۳۰ درصد نیز برسد.
در صنعت زغالسنگ نیز شرایط مشابهی حاکم است. شرکتهایی مانند Peabody Energy، Glencore و Coal India بخش مهمی از هزینههای خود را صرف تامین سوخت ناوگان معدنی و برق تجهیزات میکنند. در برخی معادن روباز بزرگ جهان، هزینه سوخت به تنهایی تا ۳۰ تا ۴۰ درصد هزینه استخراج را تشکیل میدهد. نکته مهم آن است که بسیاری از این شرکتها زمانی مدیریت انرژی را در اولویت ق
رار دادند که هنوز بحران انرژی یا محدودیتهای فعلی وجود نداشت. آنها به خوبی دریافته بودند که اصلاح یک ساختار پرمصرف پس از بهرهبرداری، بسیار دشوارتر و پرهزینهتر از طراحی و مدیریت صحیح آن از ابتدا است.
ریسکی که در صورتهای مالی دیده نمیشود
یکی از ویژگیهای اقتصاد انرژی در ایران آن است که بخش مهمی از هزینه واقعی حاملهای انرژی توسط دولت پرداخت میشود. در ظاهر، این موضوع به سود صنایع است. اما از زاویهای دیگر، این وضعیت میتواند موجب پنهان ماندن بخشی از هزینههای واقعی تولید شود.
امروز بسیاری از شرکتهای صنعتی و معدنی کشور با قیمتهایی برای برق، گاز و گازوئیل فعالیت میکنند که فاصله قابل توجهی با قیمتهای منطقهای و جهانی دارد. در نتیجه، شدت مصرف انرژی در برخی موارد به اندازهای که باید مورد توجه قرار نمیگیرد. اما اگر در سالهای آینده اصلاح تدریجی قیمت حاملهای انرژی در دستور کار قرار گیرد، معادلات اقتصادی بسیاری از صنایع تغییر خواهد کرد. در چنین شرایطی، مزیت رقابتی شرکتهایی که مصرف انرژی بالاتری دارند، بیش از سایرین تحت تاثیر قرار خواهد گرفت. بنابراین بهرهوری انرژی را نباید صرفا ابزاری برای کاهش هزینههای امروز دانست؛ بلکه باید آن را نوعی سرمایهگذاری برای حفظ سودآوری و تابآوری اقتصادی در آینده تلقی کرد.
زنجیره طلای صدرتامین، نمونهای روشن از اهمیت انرژی
اگرچه موضوع انرژی تمامی فعالیتهای صدرتامین را در بر میگیرد، اما در زنجیره طلا میتوان اهمیت آن را به شکلی ملموستر مشاهده کرد. شرکت توسعه معادن پارس تامین مسئولیت استخراج و تامین خوراک معدنی پروژه طلای تفتان را بر عهده دارد. در این بخش، بخش عمده انرژی در ناوگان استخراج و حمل مصرف میشود و بهینهسازی عملیات معدنکاری، انتخاب ماشینآلات مناسب، طراحی مسیرهای حمل و مدیریت مصرف سوخت میتواند نقش بسیار مهمی در کاهش هزینههای عملیاتی ایفا کند. شرکت طلای تفتان که مسئولیت تولید و استخراج فلز طلا از کانسنگ را بر عهده دارد و اکنون در آستانه توسعه ظرفیتهای تولیدی خود قرار دارد، با چالشی متفاوت مواجه است. تقریبا تمامی انرژی مورد نیاز این مجموعه از طریق ژنراتورهای گازوئیلی تامین میشود و همین موضوع مصرف سوخت را به یکی از عوامل مهم هزینهای تبدیل کرده است. اگرچه قیمت فعلی سوخت فاصله قابل توجهی با قیمت واقعی دارد، اما هرگونه تغییر در سیاستهای انرژی کشور میتواند آثار قابل توجهی بر ساختار هزینههای این پروژه داشته باشد. در سوی دیگر، شرکت توسعه معادن طلای کردستان قرار دارد که در مرحله احداث کارخانه استخراج است. این پروژه در موقعیتی قرار دارد که بسیاری از تصمیمهای طراحی آن هنوز قابلیت بهینهسازی دارند. تجربه جهانی نشان داده است که بخش عمده مصرف انرژی کارخانههای طلا در مدار خردایش و آسیاکنی متمرکز است و انتخاب صحیح تجهیزات در این مرحله میتواند آثار اقتصادی قابل توجهی در طول چند دهه بهرهبرداری ایجاد کند. به همین دلیل، شرکت طلای کردستان این فرصت را در اختیار دارد که از همان ابتدا با رویکرد بهرهوری انرژی توسعه یابد و از تجربه بسیاری از مجتمعهای قدیمیتر کشور بهره ببرد.
تجربههای به دست آمده از اجرای پروژههای انرژی در سایر شرکتهای تابعه تاصیکو نیز میتواند در توسعه این پروژهها مورد استفاده قرار گیرد. پروژههای طلای کردستان، پارس تامین و طلای تفتان این فرصت را دارند که از همان مراحل طراحی، احداث و بهرهبرداری، موضوع انرژی را به عنوان یکی از مولفههای اصلی رقابتپذیری و پایداری اقتصادی مدنظر قرار دهند و از تکرار چالشهایی که بسیاری از واحدهای قدیمی صنعتی کشور با آن مواجه هستند، جلوگیری کنند.
نقشه راه انرژی، سرمایهای برای آینده
خوشبختانه صدرتامین در سال گذشته تدوین و استقرار نقشه راه انرژی را در دستور کار قرار داده است. این اقدام نشاندهنده نگاه بلندمدت هلدینگ به یکی از مهمترین متغیرهای اثرگذار بر آینده صنایع معدنی کشور است. اما ارزش واقعی چنین نقشه راهی زمانی آشکار میشود که شاخصهای انرژی به بخشی از نظام تصمیمگیری و ارزیابی عملکرد شرکتهای زیرمجموعه تبدیل شوند.
در این مدت، شاخصهایی مانند مصرف انرژی به ازای هر تن ماده معدنی استخراجشده یا محصول تولیدی، شدت مصرف برق و سوخت، راندمان تجهیزات اصلی و میزان وابستگی به حاملهای مختلف انرژی، در جلسات ارزیابی عملکرد شرکتهای تابعه پایش و بررسی شدهاند. چنین رویکردی علاوه بر کاهش هزینههای عملیاتی، امکان شناسایی نقاط ضعف، مقایسه عملکرد شرکتهای مختلف و مدیریت بهتر ریسکهای آینده را فراهم میکند.
انرژی به عنوان یک اولویت در تاصیکو
توجه به موضوع انرژی در تاصیکو صرفا ناشی از نگرانی نسبت به افزایش هزینه حاملهای انرژی نیست. این رویکرد در سال گذشته در چارچوب سیاستهای ابلاغی کمیته انرژی شستا و همچنین الزامات قانونی کشور
، به یکی از محورهای مهم برنامهریزی و توسعه هلدینگ تبدیل شده است. در این چارچوب، تکالیف مقرر در ماده ۱۶ قانون جهش تولید دانشبنیان و مواد ۱۵،۲۴ و۲۶ قانون اصلاح الگوی مصرف انرژی، فرصت مناسبی را برای حرکت بنگاههای صنعتی و معدنی به سمت افزایش بهرهوری، توسعه انرژیهای تجدیدپذیر و کاهش شدت مصرف انرژی فراهم کرده است. تاصیکو نیز همسو با این سیاستها، برنامههای متعددی را در حوزه مدیریت انرژی در شرکتهای زیرمجموعه خود تعریف و اجرا کرده است.
از مهمترین این اقدامات، احداث و بهرهبرداری از نیروگاه خورشیدی سقفی ۲.۵ مگاواتی شرکت صنایع خاک چینی ایران است که به عنوان یکی از پروژههای موفق حوزه انرژیهای تجدیدپذیر در مجموعه شستا شناخته میشود. این پروژه علاوه بر کاهش وابستگی به شبکه برق، تجربه ارزشمندی را در زمینه بهرهگیری از ظرفیت انرژی خورشیدی در اختیار هلدینگ و شرکتهای تابعه قرار داده است.
همچنین پروژه احداث نیروگاه خورشیدی ۲ مگاواتی شرکت صنایع مس شهید باهنر با پیشرفت فیزیکی حدود ۷۰ درصد در حال اجراست و مطالعات انجام پروژه احداث نیروگاه خورشیدی ۸۰۰ کیلوواتی شرکت فرآوردههای نسوز ایران نیز انجام شده و پس از بهرهبرداری بخشی از نیاز انرژی این مجموعهها را تامین خواهد کرد. اجرای چنین پروژههایی نشان میدهد که نگاه به انرژیهای تجدیدپذیر در تاصیکو صرفا یک اقدام زیستمحیطی نیست، بلکه بخشی از راهبرد افزایش تابآوری تولید و کاهش ریسکهای ناشی از محدودیتهای انرژی محسوب میشود.
در حوزه بهینهسازی مصرف سوخت نیز پروژه احداث و راهاندازی ژنراتورهای دوگانهسوز در شرکت کاشی سعدی در حال اجرا است. این پروژه با هدف افزایش قابلیت اطمینان تامین انرژی، کاهش وابستگی به یک حامل انرژی خاص و ارتقای بهرهوری مصرف سوخت تعریف شده و میتواند به عنوان الگویی برای سایر واحدهای صنعتی گروه مورد استفاده قرار گیرد.
در کنار این اقدامات، استفاده از سامانههای نوین پایش و مدیریت مصرف انرژی نیز به تدریج در برخی شرکتهای تابعه در حال توسعه است تا امکان تصمیمگیری مبتنی بر داده و شناسایی دقیقتر فرصتهای بهبود فراهم شود. مجموعه این اقدامات نشان میدهد که در تاصیکو، انرژی دیگر صرفا یک موضوع عملیاتی نیست، بلکه به تدریج در حال تبدیل شدن به یکی از ارکان اصلی برنامهریزیهای توسعهای و سرمایهگذاری است.
انرژی ارزان طی دهههای گذشته یکی از مزیتهای مهم صنایع معدنی کشور بوده است، اما این مزیت لزوما دائمی نیست. برای هلدینگ صدرتامین نیز که بخش مهمی از فعالیتهای آن در صنایع انرژیبر متمرکز شده است، موضوع انرژی یک موضوع راهبردی است که میتواند بر سودآوری، رقابتپذیری و پایداری اقتصادی شرکتهای زیرمجموعه اثر بگذارد. خوشبختانه صدرتامین در سالهای اخیر با تدوین نقشه راه انرژی و اجرای پروژههای عملیاتی در حوزه انرژیهای تجدیدپذیر و بهینهسازی مصرف، گامهایی جدی در این مسیر برداشته است. توسعه نیروگاههای خورشیدی، بهبود زیرساختهای تامین انرژی و حرکت به سمت افزایش بهرهوری در شرکتهای تابعه نشان میدهد که این هلدینگ انرژی را نه فقط به عنوان یک هزینه، بلکه به عنوان یک موضوع راهبردی برای آینده کسبوکارهای خود تلقی میکند.
امروزه شاید مهمترین مزیت اقتصادی صنایع کشور ناشی از دسترسی به انرژی یارانهای باشد، اما در بلندمدت شرکتهایی موفقتر خواهند بود که بهرهوری انرژی را به بخشی از فرهنگ مدیریتی خود تبدیل کنند.
در آینده، رقابت دیگر بر سر میزان ذخیره معدنی، ظرفیت تولید یا حجم فروش نخواهد بود. بخش مهمی از رقابتپذیری بنگاههای معدنی در نحوه مدیریت انرژی شکل خواهد گرفت و چه بسا ارزشمندترین ماده معدنی که در سالهای آینده برای بسیاری از شرکتها خلق میشود، نه از دل معدن، بلکه از محل صرفهجویی، بهرهوری و مدیریت هوشمندانه انرژی به دست آید.»
نظر شما