به گزارش صدای بورس، چه هفته عجیبی را از نظر ژئوپلیتیک پشت سر گذاشتیم؛ هفتهای که با تشدید مجدد تنشها بین ایالات متحده و ایران آغاز شد و با اعلام رئیس جمهور ترامپ مبنی بر امضای توافق در آخر هفته به پایان رسید.
این اولین باری نیست که جهان در این موقعیت قرار گرفته، با این حال، به نظر میرسد این بار سر و صداهای مثبت بیشتری پیرامون توافق، نه تنها از سوی ایالات متحده، بلکه از سوی سایر طرفهای درگیر در مذاکرات، شنیده میشود.
نوسان قیمت در بازارهای نفت هم جالب بود؛ به سرعت، نفت به محدوده ۸۰ دلار رسید؛ یعنی ۴۰ دلار کمتر از نقطه اوج خود، اما به عقیده کارشناسان جهانی اگر توافق پایدار نباشد، این بار باید منتظر قیمتهای بالاتر از ۱۲۰ دلار در هر بشکه باشیم. این در حالی است که اوپک در آخرین گزارش ماهانه بازار نفت خود اعلام کرد تولید این گروه در ماه مه همچنان رو به کاهش بود و تولید آن با ۱۷۷ هزار بشکه در روز کاهش ماهانه به ۱۸.۸ میلیون بشکه در روز رسید. ایران با فشار محاصره آمریکا بر صنعت نفت خود، بزرگترین کاهش را با ۵۴۶ هزار بشکه در روز تجربه کرد. این کاهش بزرگ با نشانههایی از افزایش عرضه از سوی سایر تولیدکنندگان خلیج فارس جبران شد که با گزارشهای اخیر مبنی بر جریان نفت بیشتر از تنگه هرمز مرتبط است.
بیتفاوتی طلا به توافق
در مقابل در بازار طلا اما برای سرمایهگذاران، پیامد فوری توافق گزارششده، کاهش یک منبع خاص ریسک ژئوپلیتیکی بود. از نظر تاریخی، دورههای کاهش تنش در خاورمیانه گاهی اوقات منجر به اصلاحات کوتاهمدت در طلا شده است، زیرا تقاضای پناهگاه امن تعدیل میشود. با این حال، محیط فعلی از بسیاری از جهات مهم با بسیاری از وقایع گذشته متفاوت است. بانکهای مرکزی، به ویژه بانکهای مرکزی در بازارهای نوظهور و کشورهای بریکس، چندین سال است که خریداران ثابت و قابل توجهی برای طلا بودهاند.
این تقاضای ساختاری، یک پیشنهاد ثابت را فراهم کرده است که تا حد زیادی مستقل از عناوین ژئوپلیتیکی کوتاهمدت است. حتی اگر تنشها در خلیج فارس کاهش یابد، انتظار میرود این موسسات به تنوعبخشی به ذخایر خود به دور از داراییهای سنتی ادامه دهند. علاوه بر این، این توافق، چالشهای مالی و پولی گستردهتر پیش روی اقتصادهای بزرگ را حل نمیکند.
ایالات متحده همچنان کسری بودجه زیادی دارد و سطح بدهی جهانی همچنان بالاست. بسیاری از تحلیلگران این عوامل کلان را به عنوان حمایتهای پایدارتری برای طلا نسبت به هر درگیری منطقهای واحد میدانند. بنابراین، سرمایهگذاران، افزایش قیمت فعلی را به عنوان یک نقطه ورود بالقوه یا فرصت ورود مجدد در نظر میگیرند، نه پایان مسیر صعودی طلا، بطوریکه حتی توافق خاورمیانه نیز نتوانست تغییری در مسیر افزایشی قیمت ایجاد کند و اونس در یک هفته گذشته از ۴۰۷۵ دلار به ۴۳۱۳ دلار رسید. با این حال کسانی که افقهای زمانی بلندمدتتری دارند، بر این موضوع تمرکز میکنند که آیا حذف این خطر خاص، به سایر عوامل محرک صعودی - مانند نگرانیهای مداوم در مورد تورم یا ترس از کاهش ارزش پول - اجازه میدهد تا خود را با وضوح بیشتری دوباره مطرح کنند یا خیر.
در کوتاهمدت، احتمالاً حرکت قیمت طلا به این بستگی خواهد داشت که بازار چقدر سریع و کامل پیامدهای این توافق را هضم کند. تحلیلگران فنی خاطرنشان میکنند که این فلز پیش از آخرین اخبار، از اوجهای اخیر خود عقبنشینی کرده بود، که نشان میدهد نوعی سودگیری در حال انجام است. حرکت پایدار به سمت سطوح بالاتر از سطح فعلی احتمالاً مستلزم تأیید این است که پیشرفت دیپلماتیک پایدار است و هیچ منبع جدید عدم قطعیتی در روزهای آینده پدیدار نمیشود.
برعکس، هرگونه نشانهای مبنی بر تأخیر در اجرای توافق یا افزایش سایر تنشهای ژئوپلیتیکی میتواند به سرعت روند صعودی را معکوس کند. معاملهگران همچنین دلار آمریکا و بازده اوراق خزانهداری را از نزدیک زیر نظر دارند. دلار ضعیفتر یا کاهش بازده واقعی، حمایت بیشتری برای طلا فراهم میکند، در حالی که قدرت هر یک از این دو میتواند در کوتاهمدت مانع از افزایش قیمت شود. با توجه به ماهیت سیال اوضاع، بسیاری از فعالان بازار تا زمانی که شفافیت بیشتری ایجاد شود، مدیریت ریسک نسبتاً سختگیرانهای را در موقعیتهای خود حفظ میکنند.
-
حمزه بهادیوند چگینی - روزنامهنگار
- شماره ۶۳۳ هفته نامه اطلاعات بورس



نظر شما