به گزارش صدای بورس؛ الجزیره در مطلبی تحلیلی نوشت: چرا دولت ترامپ، با وجود تشدید تنشها و توان بالای نظامی آمریکا، از ورود به جنگ مستقیم با ایران خودداری میکند؟
به نقل از فرارو؛ مشکل واشنگتن ضعف قدرت سخت نیست، بلکه این است که جنگ با ایران «سریع، کمهزینه و قابلکنترل» نخواهد بود، در حالیکه ترامپ به سرعت و پیروزیهای فوری اهمیت میدهد.
معادله اصلی جنگ مدرن نسبت هزینه و تعداد موشکهای تهاجمی ایران به موشکهای پدافندی گرانقیمت آمریکا و متحدانش است؛ ایران راهبرد فرسایشی دارد و با حجم بالای موشک، کروز و پهپاد، سامانههای دفاعی را خسته و ذخایر را تهی میکند، همانطور که در جنگ ایران–اسرائیل در ژوئن ۲۰۲۵ بخش مهمی از موشکهای پدافندی اسرائیل و آمریکا مصرف شد و پرکردن این ذخایر تا حدود ۲۰۲۷ طول میکشد.
ایران با ایجاد یک «اکوسیستم بومی» متشکل از موشکهای بالستیک، کروز و پهپادهای انتحاری، هدفش پیروزی سریع نیست، بلکه کشدادن جنگ و تحمیل هزینه سیاسی و اقتصادی به طرف مقابل است.
در سطح منطقهای، نقش انصارالله یمن بیشتر ایجاد مزاحمت دریایی، بالا بردن هزینه بیمه و مجبور کردن ناوهای غربی به حضور دائم در بابالمندب است تا نابودی مستقیم ناوها.
همچنین تغییر موازنه پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ و جنگ غزه، فلج شدن راهبرد «نه جنگ، نه صلح» ایران و حزبالله، و افزایش ریسک سوءمحاسبه و فروپاشی بازدارندگی کلاسیک تشریح میشود.
بهدلیل محدودیت نفوذ ایران در عراق و موقعیت جغرافیایی، اردن به پایگاه مهمی برای استقرار نیروهای تهاجمی آمریکا تبدیل شده، در حالی که ایران تلاش میکند با استقرار سامانههای تهاجمی در عراق این برتری را خنثی کند.
اتکا به قدرت هوایی آمریکا برای «حل مسئله ایران» توهمی بیش نیست، زیرا سامانههای پرتابی ایران متحرک، پراکنده، مستحکم و همراه با فریب هستند و بمبهای نفوذگر سنگین و مهمات دورایستا هم محدود و پرهزینهاند.
از سوی دیگر، ایران ابزار «جنگ اقتصادی» را نیز دارد؛ کافی است آسمان خلیج فارس و کریدورهای هوایی اطراف دوبی، دوحه و ابوظبی ناامن شود تا اقتصاد این هابهای هوایی بهشدت آسیب ببیند و همین آسیبپذیری علت اصلی میانجیگری و احتیاط دولتهای عربی است.
[نویسنده با اشاره به شخصیت ترامپ نوشت] او قمارباز است اما خودکشی سیاسی نمیکند؛ تجربههای قبلی به او القا کرده که فشار جواب میدهد، اما ایران ونزوئلا یا لیبی نیست و توان موشکی و شبکه منطقهایاش میتواند منطقه را شعلهور کند.
نتیجه این است که در سال حساس ۲۰۲۶، که سرنوشت ریاستجمهوری ترامپ در میان است، احتمال جنگ فرسایشی گسترده با ایران بسیار کم است و او به احتمال زیاد به «حملات نمادین محدود» همراه با تشدید فشار اقتصادی و سیاسی بسنده خواهد کرد تا هم نمایش قدرت بدهد و هم در باتلاق جنگی طولانی گرفتار نشود.




نظر شما