به گزارش صدای بورس، از ابتدای سال ۱۴۰۴ تاکنون، هرکدام از بازارهای مالی مسیرهای متفاوتی را در پیش گرفتند. در این مدت زمان با نگاهی به بازدهی بازارهای سهام، ارز، طلا، نقره و مسکن (منطقه ۵ به عنوان پایه) متوجه نشانههایی از نگرانی، احتیاط و تلاش برای حفظ ارزش داراییها در رفتار سرمایهگذاران مشاهده میشود. به گونهای که تصمیمها بیشتر از آنکه جسورانه باشد، محافظهکارانه بوده است. در این گزارش از دادههای سایت انیگما بهره گرفتهایم.
بازدهی استثنایی اما پرریسک
نقره که تا پیش از این در حاشیه قرار داشت و کمتر کسی برای سرمایهگذاری به سراغش میرفت، در ۱۰ ماهه سال جاری بهطور تدریجی به کانون توجه نزدیک شد. افزایش قیمتهای فلزات گرانبها، جهش نرخ ارز داخلی، واردات نفت در بازار داخلی و همچنین ورود به بازارهای سفتهبازانه ازجمله دلایل اقبال سرمایهگذاران به بازار نقره بود و از آنجایی که بخشی از آنها بهدنبال بازدهیهای سریع و کوتاهمدت بودند، نوسانات شدید نقره و قابلیت ایجاد سودهای بزرگ در بازههای کوتاه مدت، آن را به گزینهای جذاب تبدیل کرد. بر همین اساس در این بازه زمانی، در مقایسه با سایر بازارهای رقیب بازدهی بیشتری را محقق کرد و رشدی معادل ۲۹۲درصد به ثبت رسید. البته باتوجه به ماهیت پرنوسان این بازار، همچنان در زمره گزینههای پرریسک قرار دارد.
طلا؛ پناهگاه سنتی سرمایه
بعد از نقره، طلا بیشترین بازدهی را ثبت کرد. بهطور کلی از سالها قبل، در ذهن بیشتر مردم یک قاعده نانوشته وجود داشت؛ قاعدهای ساده و قدیمی که نسل به نسل منتقل شده بود: «اگر اوضاع نامطمئن شد، طلا را فراموش نکن». هر بار که در بازارهای مالی، بی ثباتی دیده میشد، نگاههای سرمایهگذاران به سمت طلا برمیگشت. در این بازه زمانی هم مانند گذشته، نقشی باثباتتر ایفا کرد. بازدهی نزدیک به صد درصد آن نشان میدهد که در فضای مملو از نااطمینانی، سرمایهگذاران به داراییهای امن روی آوردهاند. طلا در این دوره بدون هیجان، اما پیوسته رشد و ارزش داراییها را در برابر تورم حفظ کرد. ترکیب افزایش قیمت جهانی و تغییرات قیمت داخلی، زمینهساز این عملکرد قابل توجه بود.
بازدهی مثبت اما کمتر از تورم انتظاری
بازدهی ۶۳/۴۰ درصدی بازار سهام در ظاهر قابل قبول است، اما در مقایسه با طلا و نقره عقب مانده است. این موضوع میتواند ناشی از عوامل متعددی باشد؛ از جمله قیمتگذاری دستوری، نااطمینانی در سیاستهای اقتصادی، ریسکهای سیاسی و نقدینگی پایدار در بازار سرمایه. با این حال، نسبت به ارز بازدهی بالاتری داشته که نشان میدهد بخشی از سرمایهگذاران به دنبال سود بلندمدت است. البته این بازار همچنان با چالشهای ساختاری و سیاستی مقابله میکند.
کنترلشده اما دوباره جذاب
بازدهی ۹۸/۴۲ درصدی ارز نشاندهنده رشد کنترل شده نسبت به سایر بازارهای رقیب است. در مجموع، روایت ۱۰ماهه ۱۴۰۴ نشان میدهد که سرمایهگذاران بیش از هر چیز به دنبال حفظ ارزش دارایی خود هستند. بهطور کلی، در ۱۰ ماه سال ۱۴۰۴، تفاوتهای میان بازدهی بازارهای مختلف در ایران مشاهده میشود، تفاوتی که ناشی از شرایط کلان اقتصادی، انتظارات تورمی، سیاستهای ارزی و رفتار سرمایهگذاران است.
در این گزارش، برای محاسبه بازدهی بازار مسکن، به عنوان پایه منطقه ۵ را در نظر گرفتهایم و بازدهی آن در این مدت زمانی ۴۵ درصد بوده است. کمتر بودن بازدهی آن در مقایسه با ارز شاید در نگاه اول خلاف انتظار به نظر برسد اما همچنان مسکن به عنوان یکی از مهمترین ابزارهای حفظ ارزش دارایی ارزش در افق میانمدت به حساب میآید.

بعد از جنگ چه بر بازارها گذشت؟
بازدهی بازارهای مالی از بعد پایان جنگ ۱۲ روزه تا پایان دی ماه ۱۴۰۴ نشان دهنده رفتاری مشابه ۱۰ ماهه این سال است. در این دوره بازدهی بازار سهام ۵۳٫۲۳ درصد، بازار ارز ۶۵٫۱۶ درصد، بازار طلا ۱۲۴٫۳۹ درصد، بازار نقره ۲۹۲٫۴۶ درصد و بازار مسکن تنها ۲۱٫۸۴ درصد بوده است. این تفاوت چشمگیر میان بازارها، بازتابی از سطح بالای نااطمینانی اقتصادی، انتظارات تورمی و تغییر ترجیحات سرمایهگذاران در مواجهه با ریسک است.
بازار سهام با وجود رشد بیش از ۵۰درصدی، عملکردی دوگانه از خود نشان داده است. در نگاه اول، این بازدهی رقم قابل قبولی به نظر میرسد؛ اما در مقایسه با سایر بازارها، بهویژه طلا و نقره، بورس نتوانسته جذابیت لازم را برای سرمایهگذاران حفظ کند. مهمترین دلایل این موضوع را میتوان در بیثباتی سیاستگذاری، قیمتگذاری دستوری و ریسکهای سیاسی جستوجو کرد.
در مقابل، بازار ارز با بازدهی ۶۵٫۱۶درصدی، بار دیگر نقش سنتی خود را بهعنوان پناهگاه سرمایه در شرایط تورمی ایفا کرده است. افزایش نرخ ارز معمولاً نتیجه ترکیب عواملی مانند رشد نقدینگی، کسری بودجه مزمن، کاهش درآمدهای ارزی و افزایش انتظارات تورمی است. سرمایهگذاران با ورود به این بازار، بیش از آنکه به دنبال سود باشند، تلاش کردهاند ارزش داراییهای خود را در برابر کاهش قدرت خرید پول ملی حفظ کنند. با این حال، مداخلات دولتی، ریسکهای قانونی و محدودیتهای معاملاتی باعث شده بازار ارز همواره با نبود قطعیت بالایی همراه باشد.
درخشانترین عملکرد مربوط به بازار نقره بوده که بازدهی خیرهکننده ۲۹۲٫۴۶ درصدی را ثبت کرده است. این میزان رشد چند برابر سایر بازارهاست و نقره را به پرسودترین دارایی این دوره تبدیل میکند. نقره علاوه بر نقش سرمایهای، کاربرد صنعتی گستردهای دارد و افزایش تقاضای جهانی در صنایع مختلف میتواند بر قیمت آن اثرگذار باشد. همچنین، معمولا به دلیل ارزش اسمی پایینتر نسبت به طلا، نوسانات قیمتی نقره شدیدتر است و ورود سرمایههای سفتهبازانه میتواند جهشهای قیمتی بزرگی ایجاد کند. البته باید توجه داشت که چنین بازدهیهای بالایی عموما پایدار نبوده و با ریسک اصلاح شدید قیمت همراه است.
بعد از نقره، طلا به نسبت سایر بازارها عملکرد درخشانی را محقق کرد. بازدهی ۱۲۴٫۳۹درصدی طلا در این دوره نشاندهنده افزایش شدید نااطمینانی اقتصادی و سیاسی، هم در سطح داخلی و هم در سطح جهانی است. همانطور که گفته شد، طلا بهطور تاریخی دارایی امن محسوب میشود و در شرایطی که چشمانداز اقتصاد مبهم است، سرمایهها بهطور طبیعی به سمت آن حرکت میکنند. رشد قیمت طلا علاوه بر افزایش نرخ ارز داخلی، تحت تأثیر تحولات بازارهای جهانی، سیاستهای پولی بانکهای مرکزی بزرگ و تنشهای ژئوپلیتیک نیز بوده است. همین ترکیب عوامل باعث شده طلا جایگاه ویژهای در سبد دارایی سرمایهگذاران پیدا کند.
در سوی دیگر، بازار مسکن با بازدهی ۲۱٫۸۴درصدی، ضعیفترین عملکرد را در میان بازارها ثبت کرده است. این موضوع میتواند نشانهای از رکود عمیق در معاملات مسکن باشد. افزایش شدید قیمتها در سالهای گذشته، کاهش قدرت خرید خانوارها، نرخهای بالای تسهیلات و سیاستهای کنترلی دولت، همگی باعث کاهش تقاضای مؤثر در این بازار شدهاند. هرچند مسکن بهطور سنتی دارایی امن و بلندمدت محسوب میشود، اما نقدشوندگی پایین و نیاز به سرمایه اولیه بالا، جذابیت آن را در کوتاهمدت کاهش داده است.
بهطور کلی پس از پایان جنگ، فضای اقتصادی کشور بهشدت تحت تأثیر نااطمینانی، بیثباتی و نگرانی نسبت به آینده قرار میگیرد. در چنین شرایطی، رفتار فعالان اقتصادی و سرمایهگذاران بیش از هر چیز معطوف به حفظ ارزش داراییها است، نه کسب بازدهیهای بالا یا سرمایهگذاریهای مولد. تجربههای تاریخی نشان میدهد که پس از دورههای تنش و بحران، اولویت اصلی جامعه اقتصادی کاهش ریسک و جلوگیری از افت قدرت خرید است.
در دوره پس از جنگ، افزایش نگرانی نسبت به تورم، نوسانات ارزی و نامشخص بودن سیاستهای اقتصادی باعث شد بخش قابل توجهی از سرمایهها از بازارهای مولد فاصله بگیرند. افراد ترجیح دادند داراییهای خود را به بازارهایی منتقل کنند که نقش «پناهگاه امن» دارند؛ بازارهایی مانند طلا و تا حدی نقره که همواره در شرایط بحرانی توانستهاند ارزش خود را حفظ کنند. حتی در مواردی که بازدهی این بازارها چندان بالا نبود، اطمینان نسبی آنها نسبت به حفظ قدرت خرید، جذابیتشان را افزایش داد.

زمستان چگونه شروع شد؟
بر اساس آمار موجود، در دی ماه بازار سهام رشدی معادل ۱۴٫۵۶درصد را تجربه کرده، در حالی که بازدهی بازار ارز ۹٫۴ درصد بوده است. در این میان، بازار طلا با ثبت بازدهی ۹۹ درصدی عملکردی بهمراتب قویتر داشته و بازار نقره نیز با ۴۹٫۴۶ درصد رشد، در جایگاه بعدی قرار گرفته است. بازار مسکن اما با بازدهی محدود ۵٫۸ درصدی، کمرمقترین بازار این دوره محسوب میشود. این اختلاف معنادار نشان میدهد که همچنان ترجیحات سرمایهگذاران بهوضوح به سمت داراییهای کمریسکتر و حافظ ارزش تغییر کرده است.
بورس با وجود ثبت بازدهی مثبت، نتوانسته انتظارات فعالان اقتصادی را برآورده کند. رشد حدود ۱۵درصدی بازار سهام، در مقایسه با نرخ تورم و بازدهی سایر بازارها، جذابیت چندانی نداشته و همین موضوع موجب کاهش اقبال سرمایهگذاران شده است. فضای نامطمئن سیاستگذاری، ریسکهای سیاسی، مداخلات قیمتی و افزایش هزینههای تولید از جمله عواملی هستند که سودآوری شرکتها را تحت فشار قرار دادهاند و مانع شکلگیری یک روند صعودی پایدار در بازار سهام شدهاند.
بازار ارز نیز در این دوره نوسانات محدودی را تجربه کرده و بازدهی کمتر از ۱۰ درصدی آن حاکی از نوعی مهار نسبی نرخ ارز در کوتاهمدت است. با این حال، این وضعیت را نمیتوان نشانهای قطعی از ثبات اقتصادی دانست. در چنین شرایطی، سرمایهگذاران بازار ارز را بیشتر بهعنوان ابزاری برای پوشش ریسک تلقی کردهاند تا بستری برای کسب سود.
در مقابل، بازار طلا بار دیگر جایگاه خود را بهعنوان امنترین پناهگاه سرمایه تثبیت کرده است. رشد نزدیک به ۱۰۰درصدی قیمت طلا نشاندهنده افزایش سطح نااطمینانی و نگرانی نسبت به آینده اقتصاد است. ترکیب رشد نرخ ارز، افزایش تقاضای سرمایهای و تأثیرپذیری از تحولات بازارهای جهانی، نقش مهمی در جهش قیمت طلا ایفا کردهاند. در نتیجه، بخش قابل توجهی از سرمایهها با هدف حفظ قدرت خرید، به سمت این بازار هدایت شدهاند.
بازار نقره نیز عملکرد قابل قبولی از خود نشان داده البته کمتر از دو دوره قابل بررسی قبلی بوده است. این بازار در دی ماه بازدهی نزدیک به ۵۰ درصدی را ثبت کرده است. نقره به دلیل ماهیت دوگانه خود، هم بهعنوان دارایی سرمایهای و هم بهعنوان فلز صنعتی، از شرایط اقتصادی داخلی و جهانی تأثیر میپذیرد. نوسانات شدیدتر این بازار نسبت به طلا، زمینهساز ورود سرمایههای کوتاهمدت شده و به رشد قیمت آن دامن زده است.
در نقطه مقابل بازدهی اندک بازار مسکن نشان میدهد که همچنان افزایش شدید قیمتها در سالهای گذشته، توان خرید بخش بزرگی از متقاضیان را از بین برده است. هزینه بالای تأمین مالی، کاهش قدرت سرمایهگذاری و سیاستهای محدودکننده نیز مزید بر علت شده و مانع تحرک بازار مسکن در کوتاهمدت شدهاند.
درمجموع در هر سه دوره، با وجود تفاوت در شرایط اقتصادی، شدت تورم و میزان مداخله سیاستگذار، واکنش سرمایهگذاران به یک الگوی مشترک ختم شده است: حرکت به سمت طلا در زمان افزایش نااطمینانی. این موضوع نشان میدهد که جذابیت طلا صرفاً ناشی از بازدهی کوتاهمدت نیست، بلکه ریشه در اعتماد تاریخی و نقش حفاظتی آن در برابر کاهش ارزش پول دارد.

-
همراز فیروزی - خبرنگار
- شماره ۶۲۴ هفته نامه اطلاعات بورس






نظر شما