خصوصیسازی و فرآیندهای مربوط به آن در ایران موفق عمل نکردهاند. بخشی از این مسئله را میتوان با ارجاع به کتاب «نهادها، تغییرات نهادی و عملکرد اقتصادی» داگلاس نورث، برنده جایزه نوبل، توضیح داد. نهادگرایان معتقدند که بازارهای اقتصادی و سیاسی به هم وابستگی متقابل دارند و آزادسازی در بازارهای اقتصادی بدون آزادسازی در بازارهای سیاسی بیمعناست. عملاً نمیتوان از یک بازار سیاسی بسته انتظار داشت که بازار اقتصادی باز داشته باشد. وقتی در بازارهای سیاسی احزاب و گروههای ملی فعال نباشد یا دسترسی باز برای همه فعالان وجود نداشته باشد، نمیتوان انتظار داشت در بازارهای اقتصادی دسترسی باز وجود داشته باشد. در این شرایط، بخش خصوصی عملاً انتخابش این خواهد بود که بتواند در راستای منافع فعالان محدود بازار سیاسی عمل کند. بنابراین، هر خصوصیسازی در بازار اقتصادی عملاً در راستای منافع فعالان محدود بازار سیاسی با دسترسی بسته، خواهد بود.
در ایران، محدودیتهای بازار سیاسی باعث شده است که هر نوع تغییر مالکیتی از بخش دولتی به بخش خصوصی، در واقع به بخشهای شبهدولتی، حکومتی یا مافیایی واگذار شود که پاسخگویی مشخصی ندارند. بنابراین، هر بازی با لفظ خصوصیسازی بدون وجود نهادهای دموکراتیک و بازار سیاسی شفاف که بتواند نظارت کافی بر بازارهای اقتصادی داشته باشد، عملاً داراییها را به سمتی میبرد که حتی نظارت حداقلی دولت نیز بر آن ممکن نخواهد بود و قدرت مافیاهای سیاسی را تقویت میکند. از این رو، تأکید صرف بر خصوصیسازی در شرایطی که بازار سیاسی کارآمد و دسترسی باز وجود ندارد، نمیتواند به نفع عمومی یا ارتقای بهرهوری منجر شود.
تجربه چند دهه خصوصیسازی در ایران نشان داده است که بدون اصلاح نهادها و ایجاد بازار سیاسی شفاف، نه کارآمدی افزایش یافته است، نه شفافیت بهبود یافته و نه بهرهوری ارتقا یافته است. این واقعیت نشان میدهد که اصلاحات نهادی و شفافیت سیاسی پیششرط ضروری موفقیت خصوصیسازی است.
-
رسول رئیس جعفری - کارشناس اقتصادی
- شماره ۶۲۳ هفته نامه اطلاعات بورس






نظر شما