۲۵ تا ۳۰ درصد تأمین مالی از مسیر مشارکت تولیدکنندگان است

پلتفرم‌های نمایش خانگی در سال‌های اخیر به یکی از اصلی‌ترین منابع سرگرمی مخاطبان ایرانی تبدیل شده‌اند.

به گزارش صدای بورس، پلتفرم‌های نمایش خانگی در سال‌های اخیر به یکی از اصلی‌ترین منابع سرگرمی مخاطبان ایرانی تبدیل شده‌اند. این پلتفرم‌ها با تولید محتوای اختصاصی، دسترسی آسان و تنوع ژانر، الگوی مصرف رسانه‌ای را تغییر داده و رقابت تازه‌ای در صنعت تصویر ایجاد کرده‌اند. در همین راستا گفت‌وگویی با حمیدرضا پورجبلعلی، مدیرعامل پلتفرم شیدا داشتیم و چالش‌ها و فرصت‌های این صنعت را بررسی کردیم.

* شیدا چه مزیتی نسبت به سایر پلتفرم‌های نمایش خانگی دارد و در مدل درآمدی خود چگونه به پایداری مالی فکر کرده‌اید؟
این کسب و کارها مدل بیزنسی خود را دارند؛ در واقع نمی‌توان به حوزه نمایش خانگی و فرهنگ برای با مدل کوتاه‌مدت نگاه کرد. کلید موفقیت در چنین اکوسیستم‌هایی برنامه‌ریزی بلندمدت است به صورتی‌که جذب مخاطب پایدار به همراه داشته باشد. این مخاطب پایدار است که می‌تواند در یک برنامه ۴ تا ۵ ساله بازگشت مالی را رقم بزند و وفاداری آن کاربر سبب پایداری مالی سیستم می‌شود. روند جلب اعتماد و وفاداری مخاطبان در نمایش خانگی چند رکن اساسی دارد؛ باید محتوای درخور و مناسب ذائقه او ارائه شود. مبحث مخاطب شناسی از جمله مزیت رقابتی شیداست که متناسب با آن آثار را برای عرضه تولید و منتشر می‌کند. در حوزه تبلیغات، برندها نیز اگر ببینند می‌توانند به شکل استراتژیک برای خودشان برنامه‌ریزی کنند، ورود خواهند کرد. ما در شیدا به عنوان یک‌هاب سرگرمی در کنار هر دو رکن هستیم و سعی می‌کنیم با بهترین کیفیت سرویس‌ها را ارائه دهیم.

* نقش داده و تحلیل رفتار مخاطب در تصمیم‌سازی محتوایی شیدا چیست؟
تمام لحظاتی که مخاطبان محتوا را مشاهده می‌کنند، رصد و تحلیل می‌شود که در چه محتوایی بیشترین درگیری و بیشترین حساسیت را داشته‌اند. مخاطبان در چه روزها و ساعاتی بیشترین استفاده از پلتفرم را داشته و هر محتوا را چند بار تماشا کرده‌اند. داده‌های حاصل از این تحلیل‌ها برای تولیدات آتی مورد استفاده قرار می‌گیرند که بسیار حائز اهمیت است.

* نقش فناوری‌های نو در خلق ارزش مالی جدید در صنعت فیلم و سریال چیست؟
امروزه هوش مصنوعی نیز می‌تواند پیشران دیگری برای بهبود عملکرد و تولیدات باشد که شیدا هم تلاش کرده از این ابزار به عنوان یک کاتالیزور در ارائه بهتر محصول بهره ببرد. کسب و کارها با استفاده از هوش مصنوعی می‌توانند در زمان کوتاه‌تری به اهداف مد نظرشان برسند و خلق استراتژی کنند.

* سیاست شیدا در جذب و حمایت از تولیدکنندگان محتوا چیست؟ آیا مدل‌های مشارکتی یا سهامی در تولید دارید؟
اکوسیستم تولید محتوا و پلتفرم‌داری هزینه‌بر است و شیدا تلاش می‌کند از تمامی ظرفیت‌های سرمایه‌گذاران استفاده کند تا بتواند تعداد و تنوع محصولات خود را (که از سیاست‌های اصلی مجموعه است) بالا ببرد. در واقع بر اساس مدل بیزنس پلن شیدا، امروزه ۲۵ الی ۳۰ درصد تأمین مالی از طریق مشارکت تولیدکنندگان است. مشارکت دادن تولیدکنندگان به نوعی تضمین کننده کیفیت تولیدات هم خواهد بود.

* به عنوان عضوی از هیأت مدیره یک صندوق سرمایه‌گذاری خطرپذیر، چه ظرفیت‌هایی برای ورود سرمایه جسورانه به صنعت فیلم و سریال می‌بینید؟
سینما و نمایش خانگی در ایران پیشرفت‌های بسیاری داشته اما هنوز به معنای صنعت نرسیده و استانداردهایی که در دنیا برای صنعت حوزه تولیدمحتوا تبیین شده، در داخل کشور به شکل جدی اتفاق نیفتاده است. یکی از نشانه‌های این اتفاق این است که بازارها و ابزارهای مالی ما به حوزه سرگرمی، فیلم و سریال نگاه جدی نداشته‌اند. ما هنوز صندوق‌های تأمین مالی به شکل جدی نداریم که وارد این حوزه شود. ممکن است به صورت سلیقه‌ای در جایی اتفاقاتی افتاده باشد اما به شکل سیستماتیک، نهادهای مالی که بتوانند از صنعت فیلم و سریال حمایت کنند را نداریم. پلتفرم شیدا با پشتوانه گروه مالی گردشگری به دنبال این است که بتواند بخشی از منابع مالی کانالیزه شده را از طریق صندوق‌ها تأمین کند. دور از ذهن نیست که ورود به بورس و فرآیند IPO از طریق شیدا و نهادهای مالی که در کنار آن قرار دارند، اتفاق بیفتد.

* آیا صندوق‌های پژوهش و فناوری می‌توانند نقشی مشابه استودیوهای سرمایه‌گذاری در جهان ایفا کنند؟
فکر می‌کنم سرمایه‌گذاری بخش خصوصی می‌تواند کمک بیشتری به صنعت تولیدمحتوا کند و صندوق‌های پژوهش و فناوری به معنای یک ساختار دولتی شاید قید و بندهای زیاد و محدودیت‌های داشته باشند. این صنعت، پرریسک است؛ با سلیقه و ذائقه ارتباط دارد و بسیاری از سرمایه‌گذاری‌ها و تولیداتی که در دنیا انجام می‌شود ممکن است با یک نرخ قابل قبولی به نتیجه نرسد.

* شیدا برنامه‌ای برای صادرات محتوا یا همکاری با بازارهای منطقه‌ای دارد؟
بله، حتما. شیدا برای فارسی زبان‌های خارج از ایران برنامه‌های بسیار جدی دارد. بازار مخاطبی که ما در کشور داریم حدود سه و نیم میلیون نفر است که دو استراتژی برای آن وجود دارد. اول؛ توسعه در شهرستان‌ها. دوم؛ ما حدود ۲۰ میلیون مخاطب فارسی زبان خارج از ایران داریم که رساندن محتوا به آنان با بهترین کیفیت مهم است. شیدا در این زمینه برنامه‌های جدی دارد که در سال دوم اجرایی خواهد شد.

* در آینده، پلتفرم‌های نمایش خانگی را بیشتر شرکت‌های رسانه‌ای هدایت خواهند کرد یا سرمایه‌گذاران فناور؟
این دو از هم جدا نمی‌شوند؛ ماهیت نمایش خانگی رسانه‌ای، محتوایی و فناورانه است. در این حوزه اصالت با محتواست اما رشد فناوری‌های نوین و در دسترس قرار دادن امکان بیشتر به کاربر، همچنان ابزاری است که مخاطب را مجاب کند تا از یک پلتفرم استفاده کند.

* اقتصاد پلتفرم‌های نمایش خانگی در ایران چه تفاوتی با مدل‌های جهانی دارد؟ آیا ساختار هزینه و درآمد بر مبنای داده طراحی شده یا هنوز به روش پژوهش محور عمل می‌کند؟
در پلتفرم‌های جهانی به دلیل جهان‌شمول بودن، آن‌ها می‌توانند درمناطق و جغرافیاهای مختلف بر اساس نوع محتوا و شعب، مخاطب جذب کنند که این ارائه سرویس منجر به جریان درآمدی پایدار در یک مدل خیلی بزرگ باشد اما همانطور که به دلایل مختلف از جمله قوانین کپی رایت و... هنوز این بازار در ایران توسعه پیدا نکرده است. مادامی که این بازار توسعه پیدا نکند، جریان درآمدی نمی‌تواند بر جریان هزینه غلبه کند و این بزرگترین مشکلی است که امروز این صنعت دچارش شده؛ صنعتی که کمتر از ۲۷ درصد از مخاطبینش از مجرای قانونی محتواها را می‌بینند و بالغ بر ۷۰ درصد از کانال‌های غیرقانونی محصولاتش را دنبال می‌کنند. به هر حال کار برنامه و رویکرد اصلی در این اکوسیستم باید این باشد که مخاطب بیشتری جذب کند که از طریق قانونی محتوا را تماشا کند که جز با یک همت و فرهنگ سازی جدی اتفاق نخواهد افتاد.

* با توجه به هزینه‌های سنگین تولید محتوا، چگونه توازن بین جریان نقدی عملیاتی و سرمایه‌گذاری بلند مدت را برقرار می‌کنید؟
هزینه تولید بسیار بالا، عمده‌ترین معضل اکوسیستم نمایش خانگی است. به هر حال به دلیل تقاضای زیاد و وجود عوامل تولیدی کمتر، هزینه‌ها روز به روز در حال افزایش است. تنها مسیری که می‌شود مباحث مربوط به این هزینه‌ها را مدیریت کرد، اعتمادسازی و ارائه سرویس و محتوای خوب است که حتماً کمتر از ۴ یا ۵ سال این مدل به ثبات نخواهد رسید.

* آیا مدل‌هایی مانند اوراق مشارکت محتوایی، تأمین مالی جمعی یا توکن‌سازی درآمد آینده می‌توانند در چارچوب بازار سرمایه ایران پیاده شوند؟
همان‌طور که پیش‌تر اشاره کردم یکی از چالش‌های اصلی این صنعت، حوزه تولید و هزینه‌های آن است که به هر حال بسیار زیاد شده و امروز پلتفرم‌ها شاید دیگر به تنهایی قادر به تأمین مالی از محل درآمدهای خود نباشند و حتماً باید مدل‌های نوین تأمین مالی که بیشتر در حوزه بازار سرمایه پیاده‌سازی می‌شود را اجرا کنند؛ از جمله می‌توان به صندوق‌های خصوصی یا مدل‌های تأمین مالی جمعی اشاره کرد که در آن شرکایی که می‌خواهند در پروژه‌ها سرمایه‌گذاری کنند، در قالب ساز و کار مشخص مبالغ خود را پرداخت می‌کنند و صاحب بخشی از منافع آتی آن محصول می‌شوند. در این مورد حتما نیاز است که در چارچوب بازار سرمایه و این صندوق‌ها بتوانیم سازوکار درست را فراهم کنیم تا علاقمندان بتوانند مشارکت کنند.
ممکن است چنین صندوق‌هایی در این روند دچار چالش شوند زیرا در تولید محصولات نمایش خانگی، زمان فاکتور مهمی است. یعنی بین زمان تولید و پخش یک اثر حدودا یک زمان ۸ ماهه تا یک ساله وجود دارد و خوابِ سرمایه اتفاق بیفتد. در صورتی‌که در صندوق‌هایی مثل Crowdfunfing باید به شکل ۳ یا ۶ ماهه سود پرداخت شود.

* داده‌های مصرف محتوا در شیدا چگونه به تصمیم‌گیری مالی تبدیل می‌شوند؟
آنالیز کاربرانی که محتوای مختلف را می‌بینند، در ابعاد مختلف پیشرفت کرده است؛ مخصوصاً با ورود هوش مصنوعی و سیستماتیک شدن استخراج اطلاعات، راحت‌تر می‌توان مصرف محتوا را مدیریت کرد و این سنجش رفتار مخاطب می‌تواند به پلتفرم‌ها کمک کند تا بدانند چه محتواهایی بیشتر بازدید می‌شود و بازخورد دارد که از همان الگو برای تولید کارهای آینده استفاده کنند.

* رفتار مخاطب در ایران چه الگویی از بازدهی سرمایه را نشان می‌دهد؟ آیا مصرف کننده حاضر است برای محتوای داخلی حق اشتراک بیشتری بپردازد؟
متاسفانه واقعیت این است که شرایط اقتصادی مردم خوب نیست و به همین دلیل پلتفرم‌های نمایش خانگی نیز درآمدها را به سمت هیبریدی سوق دادند که اشتراک، ترافیک و بحث‌های مربوط به تبلیغات را شامل می‌شود. در بسیاری از نقاط دنیا vod هایی هستند که صرفاً بدون اینکه شما اشتراک بخرید می‌توانید وارد پلتفرم شوید؛ چون پلتفرم تبلیغات را هم پخش می‌کند و از محل آن درآمد دارد. در مدل دیگر بر اساس سابسکریپشن و فروش اشتراک این اتفاق می‌افتد که ما در ایران مجبور هستیم برای اینکه بتوانیم بقا داشته باشیم از این مدل استفاده کنیم. زیرا با توجه به شرایط اقتصادی نمی‌توانیم هزینه واقعی حق اشتراک را از کاربر دریافت کنیم، در نتیجه بخشی از این مبلغ از محل خرید اشتراک تأمین می‌شود و بخش دیگری از طریق برندها.

* در مدل تحلیلی شیدا، مهم‌تر است کاربر زیاد جذب شود یا کاربر ارزشمندتر (پرداخت‌کننده پایدار)؟
قطعا کاربر ارزشمند که بتواند خلق ارزش بیشتری در طول یک سال داشته باشد. بر اساس شاخص clv یا کاستومر لایف ولیو، قطعاً کاربری که بتواند ارزش بیشتری خلق کند کاربری است که ما بیشتر او را دنبال خواهیم کرد. با توجه به اینکه شیدا هنوز در مراحل ابتدایی است، ما بیشتر دنبال این هستیم که اول پلتفرم و محصولاتش را بیشتر بشناسانیم یعنی یک آگاهی محیطی ایجاد شود. به این صورت که مخاطبانی برای اولین بار از پلتفرم استفاده کنند و اگر تجربه خوبی شود آن را ادامه دهند که این مسیر خاص خود را دارد. برای همراهی پایدار کاربران باید مخاطب آگاهی پیدا کند، بعد در پلتفرم ثبت نام کرده، اشتراک بخرد و پس از تجربه رضایت‌بخش به یک مشتری وفادار تبدیل شود.

* برای رشد واقعی صنعتی نمایش خانگی به چه تغییراتی در سیاست‌های مالیاتی، بانکی یا مقررات سرمایه‌گذاری فرهنگی نیاز داریم؟
برای رشد این صنعت، دو اتفاق باید بیفتد؛ یکی فرهنگ مردم است یعنی فرهنگ‌سازی شود که اگر محتوایی بر بستر نمایش خانگی دیده می‌شود باید بابتش هزینه پرداخت کرد. نفوذ امروز این صنعت حدود ۲۷ درصد است یعنی تقریبا ۲۷ درصد از کسانی که از محتوای نمایش خانگی استفاده می‌کنند بابتش پول پرداخت می‌کنند و از مبادی خود پلتفرم‌ها نگاه می‌کنند؛ بالغ بر ۷۰ درصد به شکل غیرقانونی نگاه می‌کنند. پس اولین سیاست‌گذاری باید در بخش فرهنگ‌سازی باشد.

* آیا پلتفرم شیدا از مدل‌های (ppp) public private partnership برای پروژه‌های تولیدی فرهنگی حمایت می‌کنید؟
بله؛ ما حتما از موضوعات پارتنرشیپی حمایت می‌کنیم چون تأمین سرمایه در این صنعت بسیار سخت و دشوار شده و به همین دلیل همکاری با برندها حتماً از موضوعاتی است که شیدا به آن فکر می‌کند و تا امروز هم توانسته در بعضی از پروژه‌ها از این مدل استفاده کند.

* بزرگ‌ترین مانع ورود سرمایه سازمانی به این صنعت چیست؟ نبود شفافیت مالی، محدودیت مقرراتی یا ریسک بازگشت سرمایه؟
مشخصاً یکی از مباحث سخت بودن بازگشت سرمایه در این صنعت بوده که نیازمند صبر، حوصله و ریسک است. بسیاری از سریال‌ها و محتواهایی که با هزینه تقریبا بالایی هم ساخته می‌شود ممکن است با اقبال مخاطب روبرو نشود و این اتفاق، بازگشت سرمایه را دچار مشکل می‌کند. به همین دلیل مباحث مالیاتی و هزینه‌هایی داریم که حاصل از این سیستم، عدم حمایت صحیح و ریسک‌هایی است که در این صنعت وجود دارد.

* اگر قرار باشد یک مدل مالی پایدار برای کل این صنعت پیشنهاد دهید، مولفه‌های اصلی آن چه خواهند بود؟
پلتفرم‌ها حتماً باید به مرز حدود ۲ تا ۲ و نیم میلیون کاربر فعال برسند که تازه این نقطه، نقطه‌ای است که شما می‌توانید از محل فروش اشتراک و تولید ترافیک بخش قابل توجهی از هزینه‌ها را کاور کنید و بتوانید مخارج و سرمایه‌ای که برای تولید محتوا نیاز هست را تأمین کنید. تا رسیدن به این مرز نیازمندیم که تعداد بیشتری از مخاطبین، چه داخل و چه خارج از ایران به این پلتفرم‌ها بپیوندند و به شکل قانونی استفاده کنند؛ یعنی حق اشتراک بخرند، به صورتیکه حداقل ۶ ماه از سال را از پلتفرم به شکل قانونی استفاده کنند. بدون رسیدن به این نقطه، مشکل است که بتوانیم درآمد پایدار قابل توجهی را به دست بیاوریم.

* اگر بخواهید برای ترکیب نوآوری مالی و تولید فرهنگی الگویی ارائه دهید، آن مدل چگونه خواهد بود؟
در پاسخ به این سوال، ما در شیدا یک بخش تبلیغ هوشمند محصولات داریم که به شکل ساده امکان جانمایی محصولی را در یک سکانس از یک فیلم فراهم می‌کند تا مخاطب بهتر با آن آشنا شود و بداند چه ابعاد، رنگ و حدودا چه قیمتی دارد و مثلا از کدام فروشگاه قابل خرید است. به طور کلی با توجه به شرایط فناوری روز، مدل‌هایی که از هوش مصنوعی درست استفاده می‌کنند، احتمال موفقیت بیشتری دارند.

* استراتژی ورود به بازارهای فارسی‌زبان خارج از کشور و همسایه، موانع پرداخت، حقوق بین‌الملل و برنامه ارزی شما چیست؟
شیدا می‌خواهد در وهله اول بحث کپی رایت را داشته باشد؛ در واقع می‌خواهیم محتواهای اورجینال تولیدی شیدا مجوزهای بین‌المللی بگیرد و پس از آن توسط پلتفرم‌ها یا شبکه‌های خاص بیرون از ایران که مخاطب ایرانی یا فارسی‌زبان دارند، خریداری شود. در وهله دوم راه‌اندازی یک پلتفرمی که بتواند به شکل مناسب محتواهای شیدا را در اختیار مخاطبین فارسی زبان خارجی از کشور قرار دهد و از طریق فروش اشتراک کسب درآمد کند. این‌ها به عنوان فازهای اصلی فعالیت ما در حوزه بین‌الملل است.

* سه تصمیمی که اگر امروز بگیرید، ۱۲ ماه بعد اثر سه رقمی روی یکی از شاخص‌های کلیدی شما می‌گذارد چیست؟
در این باره مشخصاً ورود به حوزه مخاطبان فارسی زبان خارج از ایران، یک تصمیم استراتژیک است؛ توسعه و ورود به بازار که شامل شهرستان‌ها هم می‌شود و فرهنگ‌سازی استفاده قانونی از محتوا، تصمیم دیگری است که بسیار تاثیرگذار خواهد بود. در وهله سوم، کاهش هزینه‌ها در بخش تولید از طریق همکاری با عوامل و بازیگران جوان‌تر (که به نوعی پشتوانه‌سازی هم می‌شود) و استفاده از هوش مصنوعی می‌تواند مثبت باشد.

* مهم‌ترین اشتباه استراتژیک یک سال اخیر چه بود؟
ما یک وقفه‌ای در تولید داشتیم و بین دو سریال بامداد خمار و آبان، یک فاصله‌ای افتاد. این اتفاق پیامد تصمیمات قبلی بود که ما نتوانستیم به موقع فرآیند را به سرانجام برسانیم. دوباره آغاز کردن کار سختی بود که من آن وقفه را به نوعی باگ یا یک خطای استراتژیک می‌توانم نام ببرم.

  • نگین عظیمی - خبرنگار

  • شماره ۶۲۲ هفته نامه اطلاعات بورس

کد خبر 544106

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 + 0 =