چند نکته در خصوص سهام شناور آزاد و دلایل پایین بودن آن در ایران وجود دارد.یک نکته برمیگردد به موضوع مالکیت متمرکز و شبهدولتی. بخش بزرگی از شرکتهای بورسی ایران به دولت ارتباط پیدا میکنند که تحت عنوان «خصوصیسازی» از آنها نام برده میشود. این شرکتها وابسته به نهادها، صندوقها و هلدینگها هستند. این مالکان سهام را برای کنترل نگه میدارند و نه برای معامله.
نکته دوم، ضعف فرهنگ سهامداری بلندمدت در ایران است. سهامدار عمده کمتر به نقدشوندگی بازار فکر میکند و بیشتر به حفظ مدیریت و کرسی هیأتمدیره اهمیت میدهد. او نمیخواهد این کرسی را از دست بدهد و بنابراین تمایلی به عرضه سهام ندارد.
نکته بعدی، ترس از دست دادن کنترل شرکت است. با افزایش شناوری، امکان ورود سهامدار جدید مطرح میشود و تغییر در ترکیب هیأتمدیره افزایش پیدا میکند. بسیاری از مالکان حاضر نیستند این ریسک را بپذیرند.
نکته دیگر، نبود الزام سختگیرانه قانونی است. در بورسهای پیشرفته، حداقل شناوری بالا الزامی است؛ مثلاً بهطور متوسط ۲۵ تا ۳۰ درصد. اما در ایران الزامات شناوری پایینتر و قابل دور زدن هستند و نظارت نیز به تبع آن ضعیفتر میشود.
مورد بعدی به عرضههای اولیه با درصد بسیار پایین مربوط میشود. بسیاری از ipoها با 5 تا ۱۰ درصد شناوری عرضه میشوند که از ابتدا و در ابتدای شکلگیری سهم در بازار، سهم را کمعمق میکند.
اما اثرات شناوری پایین در بازار سرمایه چیست؟ چند نکته را میتوان اشاره کرد. اثرات منفی که مهمتر هستند؛ یکی اینکه دستکاری قیمت راحتتر صورت میگیرد. وقتی شناوری کم باشد، پول کمتری لازم است تا قیمت جابهجا شود و سفتهبازی و نوسانگیری شدیدتر میشود.
نکته بعدی، نوسانات غیرمنطقی است. سهمهای با شناوری پایین سریع وارد صف خرید یا صف فروش میشوند، رفتار هیجانی بیشتری دارند و کمتر تابع تحلیل بنیادی هستند.
نکته دیگر، نقدشوندگی پایین است. در شرایط منفی بازار، خروج از سهم سخت میشود و صفهای فروش سنگین شکل میگیرد.
از زاویهای دیگر، این وضعیت به سرمایهگذار خرد آسیب میزند. سهامدار خرد دیر وارد میشود و دیر هم خارج میشود و معمولاً قربانی بازی بازیگران بزرگ میشود. بازی سهامداران عمده، سهامداران خرد را له میکند و سهامداران خرد در بازار سرمایه فعلی ما متأسفانه جایگاهی ندارند.
در مقابل، اثرات مثبت محدود و کوتاهمدتی هم وجود دارد. یکی از آنها رشدهای شارپی در بازار صعودی است. در موجهای مثبت، شناوری کم باعث رشد سریع قیمت میشود، اما این رشدها پایدار نیستند و معمولاً با ریزش شدید سهام مواجه میشوند و پایان مییابند. اگر بخواهیم این موضوع را در چارچوب کلی بازار سرمایه ببینیم، چون زیرساختهای بازار سرمایه ما از بنیانهای غربی گرفته شده، میبایست روبناها و مبانی علمی آن را نیز از همانجا اخذ کنیم و در نهایت، اگر جایی برای بومیسازی وجود داشت، آن را بومیسازی کنیم. در مجموع، این روند به زیان سهامداران خرد تمام میشود.
یک نکته مهم دیگر، کاربرد این موضوع برای سرمایهگذاری است. اگر شناوری زیر ۱۰ درصد باشد، سهم بسیار پرریسک است. اگر شناوری بین ۱۰ تا ۲۰ درصد باشد، ریسک متوسط دارد و در شناوری بالای ۲۵ درصد، سهم برای سرمایهگذاری بلندمدت مناسبتر است. سرمایهگذار حرفهای شناوری را در کنار نقدشوندگی، حجم معاملات و سهامدار عمده بررسی میکند، به رشدهای سریع سهمهای کم شناور دل نمیبندد و یک نکته کلیدی را مدنظر دارد: شناوری پایین، سهم را هیجانی و آسیبپذیر میکند، نه الزاماً ارزنده.
-
حیدر مستخدمین حسینی - کارشناس اقتصادی و استاد دانشگاه
-
شماره ۶۲۱ هفته نامه اطلاعات بورس





نظر شما