پتانسیل بورس  برای تحقق رشد ۸ درصدی 

یکی از منابع اصلی تامین مالی در تمام کشورها بازار سرمایه است. در کشورهای پیشرفته بر دو بازار پول و سرمایه تکیه دارند اما معمولا کشورها بر یک محور قوی‌ترند؛ یا بانک محورند و از طریق بازار پول اقدام به تامین مالی می‌کنند و یا بورس محورند واز طریق بازار سرمایه عمده تامین مالی را انجام می‌دهند.

کشورهای پیشرفته صنعتی معمولا از طریق بازار سرمایه تامین مالی بزرگ و عمده را انجام می‌دهند. معمولا در فرآیند تامین مالی تلاش می‌شود تامین مالی‌های کوتاه مدت، با حجم کمتر و فوریت بیشتر از طریق بازار پول و تامین مالی‌های با حجم بزرگ و با سررسید بلند مدت و فوریت کمتر از طریق بازار سرمایه انجام ‌شود.

به عبارت دیگر، بازار سرمایه در اکثر کشورهای جهان بازاری برای تامین مالی بلندمدت و حجیم است. حداقل۵۰ درصد تامین مالی‌ اقتصاد کشورها از طریق بازار سرمایه انجام می‌شود که این رقم درکشورهای پیشرفته بالاتر است.
در ایران اما به طور سنتی تامین مالی از طریق بانک بوده و کمتر کسی به بازار سرمایه توجه دارد. به طوری‌که سال۱۳۹۰ حداکثر تامین مالی از طریق بازار سرمایه حدود ۵ درصد از کل تامین مالی و ۹۵ درصد از طریق سیستم بانکی انجام شده است اما این وضعیت در سال گذشته بنا به توجه دولت به بازار سرمایه و ناتوانی سیستم بانکی برای انجام تامین مالی در اقتصاد تغییر کرد به طوری‌که اکنون بیش از ۲۵ درصد از تامین مالی از طریق بازار سرمایه انجام می‌شود اما کافی نیست ولازم است راهکارهایی اندیشه شود که این فرآیند بهبود یابد. از این رو؛ از جمله راهکارهای موثر، افزایش و بالا بردن تنوع تعداد وگونه‌های ابزارهای تامین مالی است. هم‌اکنون ابزارهای تامین مالی اسما از تنوع اولیه برخوردارند اما در عمل از تعداد و تنوع کمی برخوردار هستند. به عنوان مثال؛ یکی از ابزارهای تامین مالی، افزایش سرمایه از طریق انتشار سهام جدید و دیگری انتشار اوراق بدهی مثل صکوک، اجاره، مرابحه، مشارکت و... است. تامین مالی از طریق صندوق‌های سرمایه‌گذاری ابزار دیگری برای انجام تامین مالی به صورت غیرمستقیم است. البته در هر کدام از این ابزارها محدودیت‌هایی وجود دارد که باید برطرف شود. به عنوان مثال؛ حدود ۸ نوع اوراق بدهی با عنوان صکوک، اجاره، مرابحه، استصناع، مشارکت، منفعت و... وجود دارد که عملا فقط از اوراق اجاره، ‌مرابحه و مشارکت می‌توان براحتی بهره برد. اما اوراق منفعت، استصناع و ‌وکالت و... به دلیل فرآیند پیچیده وسختشان، در ۸ سال اخیر تنها یکی دو بار مورد استفاده قرار گرفته‌اند در حالی‌که این ابزارها نیازمند بهسازی هستند و باید ‌مطابق سلایق سرمایه‌گذاران وسرمایه‌پذیران طراحی شوند. رفع محدودیت‌های افزایش سرمایه نیز موضوع دیگری است که باید مورد توجه قرار گیرد. به عنوان نمونه، افزایش سرمایه از طریق سهام نیز به دلیل مشکلات زمانی، فرآیندی و محدودیت‌های سازمان بورس با رغبت کمتری از سوی شرکت‌ها انجام می‌شود.
این موضوع در مورد صندوق‌ها نیز صدق می‌کند. هم‌اکنون حدود ۱۰ درصد نقدینگی موجود در بازار جذب صندوق‌های با درآمد ثابت شده است وحدود ۵۰۰ همت موجودی منابع این صندوق‌ها است. بنابراین، برای تاثیرگذاری بیشتر صندوق‌ها در تامین مالی باید موجودی فعلی صندوق‌ها به دو هزار همت افزایش یابد. برای تحقق این هدف باید ضمن افزایش تنوع ابزارها و کوتاه کردن روندهای انجام تامین مالی در بازار سرمایه، محدودیت‌های پیش روی صندوق‌ها برداشته شود و بازنگری اساسی در فرآیند این صندوق‌ها از جمله صندوق پروژه، زمین وساختمان و املاک ومستغلات انجام شود. هر چند سازمان بورس سعی می‌کند ریسک استفاده از این ابزارها را کاهش دهد اما روند انتشار اوراق طولانی است و روندها باید کوتاه شود.
راهکار دیگر، مشوق‌هایی چون بخشودگی مالیاتی و نرخ‌ بهره مناسب‌تر است و راهکار آخر که اهمیت زیادی دارد ورود سرمایه گذاری خارجی است که در شرایط تحریمی، تامین مالی را با مشکلات جدی روبه‌رو کرده است.

  • ابوالفضل شهرآبادی - مدیرعامل شرکت سبدگردان داریک پارس
  • شماره ۵۰۳ هفته نامه اطلاعات بورس
کد خبر 476483

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 2 =