پیام گزارش‌ها به سهامداران  مخابره  شد

نازنین نامور-کسب سود بیشتر حتما یکی از گزینههایی است که همه ما به آن فکر کردهایم، تفکری که لازمه تحققش ذکاوت مالی و تشخیص شرایط مناسب سرمایهگذاری است و در این میان بازارسرمایه که از آن با عنوان شاهراه اقتصادی نام برده میشود به دلیل تنوع ابزارها و گزینههای سرمایه گذاری یکی از بهترین بسترها برای کسب سود بیشتر است. بر همین اساس فعالان بازار در تالار شیشهای همگی در پی شناسایی بهترین سهام موجود و حفظ آن در سبد سهام خود هستند.

 هرچند برای تشخیص ارزندگی سهم  به‌‌طور معمول استفاده از تحلیلهای بنیادی کارشناسی و بررسی صورتهای مالی، توجه به طرحهای توسعهای و ظرفیتهای موجود مجموعه مدنظر پیشنهاد میشود اما به نظر این روزها فعالان بازار روشهای دیگری را برای شناسایی بهترین سهام در پیش گرفتهاند به نحوی که تحلیلها با سیر بازار هرکدام  پیامی جداگانه میدهند. در این  میان فضای مجازی هم  که میتوانست محفلی برای تبادل اطلاعات روز و توسعه دانش و تعامل بین کارشناسان و بررسی موضوعات روز بازار باشد، حالا این روزها در سیر قهقرایی خود به سایه شومی بر روی تابلوی قیمتها تبدیل شده است. انتشار شایعهها  که  حالا  و به  لطف همین  فضا سرعت انتقالی مضاعف یافته  زمینه را برای فعالیت سفته بازان مهیاتر هم  کرده است. با این حال البته  فعالان حرفه ای بازار سهام همچنان معتقدند برای بررسی روند  بازار تنها  گزینه  موجود  استفاده  از تحلیل  و بررسی گزارشهای منتشر شده است. بررسی گزارشهای شش ماهه شرکتها و پیشبینی روند حرکتی صنایع حاضر در بازار عناوینی است که هفتهنامه "بورس" در میزگرد تخصصی این شماره خود با حضور مهدی طحانی، مدیرعامل شرکت مشاورسرمایهگذاری آوای آگاه؛ مهرزاد منتظری، مدیرتحلیل کارگزاری اقتصاد بیدار؛ نوید خاندوزی، مدیر سرمایهگذاری بیمه  کوثر و معصومه ترکمان احمدی، مدیرسرمایهگذاری گروه مالی نیکی به  آن  پرداخته  است.

***

 گزارشهای 6 ماهه اساسا چرا  مهم  هستند، امسال  این موضوع  با اهمیتتر شده  یا همیشه  بود؟

منتظری: همانطور که میدانید شرکتها هرسال در چهارفصل ملزم به ارائه گزارش هستند. معمولاً در سهماهه ابتدایی چون شرکتها حسابرسی نشدهاند و سال مالی تازه شروع شده است، سیگنالهای چندان دقیقی به بازار نمیدهند؛ مدیران مالی معمولاً محتاط‌‌تر عمل میکنند و حتی شاید اطلاعات واقعی را ارائه ندهند چون هنوز 9 ماه از سال باقی مانده است. به میانه سال که میرسیم کمکم اطلاعات دقیقتر ارائه میشود، بهویژه با توجه به اینکه اطلاعات باید حسابرسی شوند باید از دقت بالاتری برخوردار باشند. به همین دلیل گزارش شش ماهه نخست اهمیت زیادی دارد. در همه سالها هم اهمیت دارد اما اهمیت ویژه امسال به دلیل  آن  است که در سال 94 رکود عجیبی را در کشور تجربه کردیم که تا حدی علت آن مذاکرات بود و به تعویق افتادن مصرف داخلی. از ابتدای سال جدید معلوم بود مصرف داخلی رو به رشد است و این از گزارشهای اتحادیهها، بورس کالا و صادرات، مشخص و قابل  لمس بود در عین حال با توجه به اینکه برخی صنایع اصولا هیچ آماری منتشر نمیکنند، وقتی اطلاعات مربوط به شش ماه نخست منتشر میشود برای اولین بار از آن صنعت پرده برداری میشود. امسال برای من به عنوان یک تحلیلگر و یا حتی برای اقتصاد کشور بسیار مهم بود که بدانیم ادعای دولت مبنی بر اینکه رونق اقتصادی اتفاق افتاده، در گزارش شرکتها هم مشهود است یا خیر. به همین دلایل گزارشهای شش ماهه در سال جاری بیش از هر وقت دیگری مورد توجه بازار قرار گرفت. گزارشهای بعدی بهویژه آنچه مربوط به بودجه سال96  است هم میتواند دارای همین میزان اهمیت باشد.

طحانی: عمده بحث مربوط به ارائه اطلاعات به موقع است اما متأسفانه در ایران به دلیل نشت اطلاعات موجود در کشور و البته وجود اطلاعات نهانی، برد اطلاعات شش ماهه در قیمت سهام چندان زیاد نیست و خیلی زود محو میشود. امسال به این موضوع بیشتر توجه شد زیرا صبر فعالان بازار لبریز شده است، به همین دلیل حتی بسیاری از تحلیلگران بازار که در این صنایع فعالیت میکنند انتظار داشتند صنایع و سهام مذکور زودتر رشد کنند و بالاتر بروند. گزارشهای شش ماهه امسال برای آنها دستاویزی شد تا به بازار بگویند شرکتهای بزرگتر مانند پتروشیمی، فلز، سنگ آهن و لاستیک که  تا الان در بازار مورد بیمهری قرار گرفتند، میتوانند رشد کنند. در چند روز اخیر بازار حول و حوش همین مسائل حرکت کرد. در کل به نظر میرسد انتشار گزارشهایی که 31 شهریور موعدشان تمام شده و شرکت آنها را یک ماه دیرتر در بازار منتشر کرده، یعنی یک ماه این اطلاعات وجود داشته است اما صاحبان سرمایه و بازار از آن مطلع نبودهاند، نشان دهنده وجود یک نقصان اطلاعاتی در جامعهای است که نرمافزارهایی مانند تلگرام اخبار را به بازار مخابره میکنند و درواقع آنها بازار را دستخوش قرار میدهند. بنابراین به نظر من انتشار این گزارشها مفید است اما باید ماهانه باشند؛ راهکارهایی پیدا شود که این گزارشها سریعتر به بازار مخابره شوند، درست مانند آنچه در تمام دنیا رخ میدهد که آن وقت این گزارشها برد اصلی خود را داشته باشند و صرفاً عمل به یک وظیفه نباشند. اینکه گزارش حسابرسی منتشر میشود باز جای امیدواری است البته باز هم به گزارش حسابرسها چندان نمیتوان اطمینان داشت. درگذشته مشاهده کردیم که بانکها هرسال حسابرسی انجام میدادند اما نامه بانک مرکزی در سیستم بانکی چطور ظاهر شد؛ یکباره مجامع را بستند و زیان زیادی اعلام شد. بنابراین گزارشهای حسابرسی برای من شخصاً قابلاعتماد نیست. این گزارشها کیفیت لازم را ندارند و در مورد شرکتهای مختلف هم میبینیم که به راحتی میتوان گزارشهای شان را به چالش کشید. اما در مجموع در کل بودن گزارشهای شش ماهه بهتر از نبود آنهاست.

  در صحبتها به گزارشهای ماهانه هم اشاره کردید. به نظر این مسئله یکی از معضلهای بازار است زیرا بسیاری از شرکتها معتقدند توانایی انتشار ماهانه این گزارشها را ندارند.

طحانی: بر فرض شما یک شرکت تولیدی دارید بنابراین میدانید که ماهانه چقدر تولید داشتهاید یا در شرکتهای پتروشیمی، آمار به صورت روزانه مشخص است. این حق سهامدار یا سرمایهگذار است که از این اطلاعات آگاه شود، غیر از این باشد یعنی اتفاق یا تقلبی در جریان است. این اتفاق باید ازمدتها پیش شروع و شرکتها ملزم به ارائه گزارش میشدند؛ به نظر من این موضوع کوتاه آمدنی نیست و باید پاسخگویی وجود داشته باشد. در مورد کیفیت هم بهویژه شرکتهای تولیدی آمارهای خوبی دارند و ارائه این اطلاعات عجیب و غریب نیست.

خاندوزی: ارائه ماهانه گزارش دادن از یک جایی باید شروع میشد. اما مشکل بازار این است که کسی گزارش نمیخواهد، روند گزارشدهی  و حرکت بازار بسیار متفاوت شده است. بالطبع هرچه بازار گزارش محورتر باشد بهتر است. درگذشته حقوقیها در بازار حضور داشتند و تحلیل میکردند. اما الآن از گزارشها به دور شدهاند. ممکن است در بیمهها، بانکها، لیزینگ‌‌ها یا قندیها گزارشهای قابلاتکا یا منطقی وجود نداشته باشد، اما ارائه همان هم  تا رسیدن  به  نقطه مطلوب خوب است. بی شک هرچه اطلاعات بیشتر باشد کار سهامداران راحتتر میشود. درباره یک ماهه بودن زمان ارائه گزارشها هم به این نکته دقت کنید؛ در چادرملو گزارشها به صورت روزانه بر روی سایت منتشر میشود. برخی میگویند هنوز گزارش تهیه نشده است، این قابل قبول نیست. وقتی این گزارشها روزانه تهیه میشود، تهیه نسخه ماهانه آن مشکلی ندارد.

منتظری: شاید یکی از اتفاقات بسیار مثبت در دو سه سال اخیر همین انتشار گزارشهای ماهانه بود زیرا بسیاری از شرکتها بهویژه شرکتهای کوچک که  روی آنها  سفته بازی هم  شده آماری منتشر نمیکردند حتی سه ماه یک بار اطلاعاتی جزئی منتشر میشد و مدیران این  شرکتها  میتوانستند  در این بازههای 3 ماهه اطلاعات را به نحو دلخواه تغییر دهند. ماه به ماه شدن گزارشها این فرصت را به تحلیلگران میدهد که اطلاعات به روزتر شود، وقتی به قسمت تحلیلی بازار این فرصت داده میشود، به همین مقدار از قسمت سفتهبازی بازار این فرصت سلب میشود ضمن آنکه ماهانه شدن گزارشها به دقیقتر شدن گزارشهای فصلی و شش ماهه کمک میکند و امکان دست بردن در گزارشها کم میشود.

رفع ابهامات؛ نویدبخش آینده خوش برای پتروشیمی

 نگاهی هم به گزارشهای 6 ماهه داشته باشیم؛ با بزرگترین صنعت بازار آغاز کنیم. تحلیلتان از روند حرکتی پتروشیمیها چگونه  است؟

منتظری: ابتدا مقدمه‌‌ای بگویم. از شهریور 92 که روند نزولی نفت آغاز شد با لحاظ 3 ماه هیجان  موجود که بازار متوجه این اتفاق نشد، از آن زمان  EPSکل بازار تا زمستان سال گذشته دائماً نزولی بوده است یعنی سود بازار دائم در حال کاهش بود. تنها چند صنعت کوچک که به بازارهای جهانی ارتباطی نداشتند یا صنایع خدماتی و صنعت دارو، EPS صعودی را تجربه کردند. این کف EPS بازار در زمستان سال گذشته زده شد یعنی در بدترین قیمتهای جهانی و رکود داخلی، به شرکتها بودجه داده شد و کمترین بودجه ممکن در زمستان سال گذشته منتشر شد. پس از آن صنایع بزرگ تعدیل دادند، قیمتهای جهانی رشد کرد و EPS امسال از ابتدای سال تا حالا رشدی بوده است. این شاخص شاید به درستی در گزارشهای سهماهه منعکس نشده باشد و بازار این را درک نکرد اما در گزارش شش ماهه در اکثر صنایع این موضوع حس شد و دیگر شاهد مصاحبههای اتحادیهداران و شکایت آنها از وضعیت بازار نیستیم. بنابراین در نگاه کلان  EPS بازار در حال رشد است. اما درباره صنعت پتروشیمی؛ یکی از صنایعی است که از قضا در تحولات شش ماهه اول سال جاری کمتر در بازار بوده است و یکی از علتهای آن اینکه صنعت پتروشیمی به خاطر دونرخی بودن ارز و  رو به  بالا نبودن قیمت محصولات پتروشیمی تا  یک ماه گذشته ، به همین خاطر اتفاق خیلی خوبی در پنج ماه اول سال نیفتاد اما در دو سه ماه اخیر، پس از آنکه بازار احساس کرد نرخ نفت تثبیت شده است، نرخ برخی محصولات پتروشیمی رشد کرده است. درنتیجه گزارشهای شش ماهه پتروشیمیها ، گزارشهای معمولی بود و سیگنالی در مورد اینکه صنعت میتواند رشد کند به بازار ارائه نداد. اما در یک ونیم ماه اخیر اتفاقات خوبی در این صنعت افتاده است و در گزارشهای نهماهه و بودجه 96 شاهد گزارش خوبی خواهیم بود.

خاندوزی: گزارشهای سهماهه پتروشیمی را میتوان در سه دسته جای داد: گزارش اورهایها منفی بود، "خراسان"،"پردیس" و "کرمانشاه" تعدیل منفی داشتند؛ "شیراز" زیان شناسایی کرد که علت این اتفاق افت قیمت اوره بود. در حوزه متانول که "خارک"، "فناوران" و "زاگرس" را داریم، از متوسط کمی بالاتر بودند، "فناوران" خیلی خوب بود. "خارک" گزارش نداده،.در شرکتهای آروماتیک و  پلی اتیلنی، مانند "شازند" و "جم" و "مارون" سه ماه دوم خیلی خوب بود. مثلاً در "شازند" و "جم" سود عملیاتی خوب بود. اما به دلیل اینکه در گروه پتروشیمی ابهامات وجود دارد، بازار دچار تغییر و تحول نخواهد شد مگر بهای نفت افزایش و قیمت دلار تغییر کند. در حال حاضر اصلاً نمیتوان گفت وضعیت پتروشیمی در نیمه دوم سال به چه صورت است چون قانونگذاری بر روی پتروشیمی بسیار تأثیر میگذارد.

منتظری: به مطالب قبلی نکتهای را اضافه کنم. وقتی میگویم گزارش خوب نبوده یا خوب بوده، قیمت سهم را در نظر میگیرم یعنی گزارشی که در قیمت سهم لحاظ شده است، اگر بد باشد مطابق انتظار ماست. گزارشی که ورای انتظار باشد و پتروشیمی را تکان بدهد نداشتهایم اما گزارشی که در قیمت سهم لحاظ نشده باشد هم نداشتهایم. به همین خاطر گزارشها بازار را چندان تحت تأثیر قرار نداد. برای ادامه سال هم با  وجود ابهام  موجود؛ تحلیلگر چند سناریو میچیند و ابهام را لحاظ میکند و قیمت سهم را مشخص میکند اما در ذهن توده بازار این است که اینجا ابهام وجود دارد پس من سراغ این شرکت نمیروم. تک نرخی شدن ارز شاید آخرین ابهامی بود که خوشبختانه در حال برطرف شدن است. بازار؛ قیمت جهانی و نرخ ارز را چک میکند و به سراغ سهم میرود. این اتفاق خوبی برای پتروشیمی است، قیمتهای جهانی هم درحال حاضر به نفع این  صنعت است. رشد یک ماه اخیر قیمتهای جهانی تقریباً قسمتهایی از صنعت پتروشیمی را که در مورد آن بسیار نگران بودیم میپوشاند؛ از بابت تک نرخی شدن ارز در صنعت پتروشیمی هم نگرانی نداریم. ممکن است اثر تک نرخی شدن کاملاً شفاف شود و با  مشخص شدن تکلیف گاز از این پس کلیه ابهامات صنعت پتروشیمی از بین برود. به نظر میرسد با این تفاسیر صنعت پتروشیمی درشش ماه دوم خوب باشد.

طحانی: طبق آمار گمرک؛ اوره و متانول در مقایسه با شش ماه اول سال گذشته، حدود 20 درصد افزایش صادرات داشتهاند که این از نقاط قوت این صنعت است اما همچنان از نظر ریالی پارسال بهتر از امسال بوده است زیرا نرخهای جهانی کاهش پیدا کرد. گریزی به این  صنعت  بزنم متاسفانه بهای تمام شده شرکتهای پتروشیمی در پرتفوی شرکتهای سرمایهگذاری بالاست یعنی اگر در این صنعت بارقههایی از امید دیده شود و اگر سرمایهگذاران خرد وارد این صنعت شوند اتفاقاً چون این صنعت DPS محور است، بازار منظمتر میشود. ضمن اینکه  بهای تمام شده شرکتهای بزرگ در اکثر سهام در این صنایع بالاست مثلاً طرح پتروشیمی "شیراز" برای پتروشیمی "شیراز" 2500 میلیارد تومان تمام شده، کل ارزش پتروشیمی "شیراز" روی تابلو کمتر از 1300 میلیارد تومان است یعنی سهامدار عمده انگیزه زیادی دارد تا سهام چنین شرکتهایی بالا برود. نقطه ضعفش  هم این است که شرکتهایش نمیتوانند طرح توسعه داشته باشد و فضای شرکتها بسته است یعنی انگیزههایی که بازار بتواند به آن P/E بدهد در این صنعت وجود ندارد همان P/E معقول بازار باید برای آن لحاظ شود.

 

کارنامه موفق فلزات در پایان 6 ماه

   صنعت بعدی به  لحاظ وسعت  فلزات اساسی شامل مس ، روی ، فولاد  است.

خاندوزی: به نظر من نگاه بازار به گروه فلزات در پی انتشار گزارشها تغییر کرد. مقدمهاش با گزارش رویها رسید چون فراتر از آن چیزی بود که بازار انتظار داشت. سالهای قبل این شرکتها مشکلات خارجی و حتی داخلی هم داشتند. به نظر من تغییر دولت پس از دو سال یا برجام بعد یک سال تازه تاثیر خود را در این صنایع نشان میدهد. مشکلات داخل این شرکتها کم شده و نمود آن  را  در EPS میبینیم. در گروه روی بهترین گزارشها را داشتیم. روی وابسته به قیمت جهانی است و چیزی که من دیدم صعود تدریجی بود و تا دو سال این روند ادامه دارد.

طحانی: نمیتوان به این صنعت P/E داد؟

خاندوزی: من بر اساس EPS صحبت میکنم، البته براساس قیمتی حرف شما درست است، اما شاید برخی به "بافق" یا "باما" که خاکهای متفاوتی دارند، P/E بدهند و حرفشان هم منطقی باشد. در گروه روی گزارشها خیلی خوب بود چون اکثراً زیان های عملیاتی را تبدیل به سود کردهاند. در مس هم گزارشها واقعاً خوب بود. زمانی در وزارت صنعت، مس به بانک ملی مشهور بود و هر وقت دلار نیاز بود از ملی مس بر میداشتند و سالی یک میلیارد دلار صادرات داشتیم. خوشبختانه گزارش ملی مس روند خوبی دارد. البته سود عملیاتی مس در سه ماهه دوم کمتر از سه ماهه اول بود اما در مجموع گزارش مطلوب بود. در گروه فولاد گزارشها روند مثبتی داشت و از انتظار بازار فراتر بود در حالی که همه از رکود صحبت میکردند-  البته اگر ذوبآهن را کنار بگذاریم که آن هم نسبت به گزارش سه ماه خوب بوده-  گزارشهای فولاد خوب بوده است. به  لحاظ اولویتبندی، رتبه اول "مبارکه"، بعد "فولاد خوزستان" بعد "آلیاژی" خوب بودندو می توانند تغییر جهت در بازار بدهند.

منتظری: من هم موافقم که گزارشها خوب بود البته معتقدم بازار انتظار خیلی از این گزارشها را داشت. از لحاظ اینکه پوششها  و EPSها خوب باشد، برای تعدیل بسته شوند و... بازار انتظارشان را داشت و تا حدود زیادی هم در قیمت لحاظ کرده بود. در مورد فولاد کمی نگرانی درباره حجم فروش وجود داشت البته آمار بورس کالا نشان میدهد فروش بهتر شده است اما گزارشهای شش ماهه هم نشان داد که واقعاً فروش خوب است و بحثهای پارسال که فولاد نمیتواند بفروشد وجود ندارد. در ملی مس فروش خیلی بالا بود و شرکت در حال زنده شدن است. در مورد روی نگران خاک بودیم اما گزارش نشان میداد خاک آنها خوب است و هنوز موجودی خیلی خوبی دارند. این یک سیگنال مثبت است که این فلزات در داخل هم مصرف میشود. در زمینه فولاد صادرات داریم اما حتی فولاد مبارکه نشان داده که بیشتر فروش آن در داخل است. همانطور که میدانید ورق فولاد یکی از محصولات شاخص صنعت است، وقتی ورق فولادی در کشور بیشتر فروخته شود، یعنی در داخل کشور اتفاقاتی در حال وقوع است. انتظار داریم در سه ماهه بعدی بخشهایی از صنعت با تولید روبرو شوند. برای پیشبینی ادامه سال، اول باید به نرخهای جهانی توجه کرد. اگر نرخهای جهانی مسیری که "روی" طی کرد، تکرار کند، همه چیزهایی که در این گروه رشته شده پنبه میشود. برای فولاد و سنگ آهن و مس هم همینطور است. همیشه همینطور بوده و در آینده هم نرخهای جهانی مهمترین متغیر است. به  شخصه چندان نگران نرخهای جهانی نیستم حتی فکر میکنم در بخش فولاد جا دارد که نرخهای جهانی در یکی دو ماه آینده حتی تا 5 درصد تقویت شود زیرا در دو سه هفته اخیر موجی از چین شروع شده و این موج معمولاً بعد دو سه هفته به ترکیه میرسد و بعد وارد کشور میشود. بنابراین انتظار داریم در دو سه هفته آینده در بورس کالا شمش فولاد یا فولاد خوزستان تا 5 درصد افزایش نرخ داشته باشد. بنابراین من نیمه دوم سال را خوب ارزیابی میکنم. اما معتقدم هرکس در بخش فلزات سهم میخرد باید هرروز به نرخهای جهانی چشم داشته باشد و آنها را بررسی کند. اتفاق خوبی هم که در این صنعت وجود دارد- هرچند بازار فعلا چندان  آیندهنگر نیست- اینکه در دو سال گذشته بازار نزولی بوده و هیچ طرح توسعهای در آن اجرا نشده است، یعنی بازار با 8 P/E روند نزولی را شروع کرد در حالی که در شرایط کنونی میبینیم که در یکی دوسال آینده فولاد، سنگ آهن و مس طرحهای توسعهای خوبی داشته که  بهرهبرداری خواهد شد یعنی نباید ترسید که P/E گل گهر روی تابلو 10 است. در دو سال آینده دو برابر میشود. ظرفیت تولید "فولاد مبارکه" در هفت، هشت ماه آینده 25 درصد افزایش پیدا میکند. در نتیجه در این صنعت نباید P/E را صرفاً بر اساس نرخ دید چون طرحهای توسعه دارد که میتواند بهرهبرداری شود اما اگر نرخهای جهانی بریزد و به نرخ زمستان 94 برگردد، همه طرحهای توسعه که به آنها امیدواریم مکافات خواهند بود زیرا همه زیانده خواهند بود و هیچ فایدهای برای این صنایع نخواهد داشت.

طحانی: من به قسمت فروش فلزات گریزی بزنم. به نظر من نقطه قوت فلزات بخش فروش آنها بود. چون فکر میکردیم اینها در فروش مشکل داشته باشند اما آمار گمرک نشان میدهد علاوه بر فروش داخلی، صادرات هم نسبت به پارسال تقویت شده است. این صنعت در صورتهای مالی هم دو چالش دارد؛ یکی طرحهای توسعه و هزینههای مالی مترتب بر این طرحهاست و دیگری افزایش تولید  که آیا جذب میشود یا خیر. نقطه قوت این صنعت هم این است که قیمتهای جهانی بالا نیست. در نهایت چشماندازی که برای این صنعت برای ادامه سال میتوانیم داشته باشیم اینکه طرحهای توسعه به بهرهبرداری برسند، با توجه به اینکه قیمتها به ویژه در "فولاد مبارکه" جذاب است، برای سرمایهگذاری به ویژه برای پرتفوی بلندمدت مناسب است اما متأسفانه بازار ما بازار بیحوصلهای شده است. از طرفی اکثر سهام شرکتهای فلزی دست صندوقها و ارگانهای بزرگ است و اینها قاعدتاً هر موقع مشکل مالی پیدا کنند، اولین سهامی که فکر میکنند میتوانند بفروشند، اینجور سهمهاست. پس صحبتهایی که اینجا مطرح میشود صرفاً در مورد جنس گزارشهاست و اینکه امروز گزارش شرکتی خوب بود پسفردا در بازار حتماً سهم خوبی خواهد بود، الزاماً شاید اینطور نباشد، حداقل در بازه یکساله شاید این اتفاق بیفتد اما در کوتاهمدت باید به این نکته توجه کرد که جنس بازار فرق کرده است؛ قبلتر صندوقهای بازنشستگی نیاز به پول نداشتند، مدیران آنها بر اساس خرید تصمیم میگرفتند، الان سهم بالا میآید همه میفروشند، قیمت زیاد ملاک نیست. بنابراین کلاف سردرگم شده است. این مسئله در صنعت فلزات وجود دارد مثلاً "ذوبآهن" گزارش بدی میدهد اما صف خرید است که در نوع خود چالشی بزرگ است.

سهام سخت سیمان، همچنان راه نفوذ ندارد

  وضعیت  سیمانیها  را  چگونه ارزیابی میکنید؟

احمدی: گزارشهای سیمانیها در سه ماهه دوم بهتر از سه ماهه اول بوده است. در مجموع برآیند گزارشها آنها را  در موقعیت مناسب نشان میدهد دلیل اقبال بازار نسبت به آنها در یک هفته گذشته هم همین امر است. البته در بین آنها میتوان به گزارش سیمان ارومیه اشاره کرد. "سارون" در سه ماهه دوم توانسته بود با نرخهای بالاتری بفروشد و پوشش عملیاتی مناسبی داشت. اما سوال مهم در این بین اینکه من احساس میکنم ما در منطقهای قرار داریم که به لحاظ عرضه سیمان قدری اشباع شده است. به نظر من در تحلیلهای سیمان باید بررسی کرد آیا پس از تولید، امکان فروش هم وجود دارد و آیا این روند را میتوان به سالهای دیگر تسری داد. به  نظر باید دیدگاهمان را عوض کنیم. کسانی که آینده سیمان را بررسی میکنند آن را به عراق نسبت میدهند در حالی که عراق در این زمینه اشباع است. ضمن اینکه دولت عراق در جهت حمایت از داخل درصدد کاهش واردات از کشورهای دیگر است. باید بررسی کرد آیا در عراق خردجمعی برای حرکت به سمت ساخت و ساز و نیاز به سیمان ایران وجود دارد یا نه. فکر میکنم در بحث سیمان کمی احساسی برخورد میشود. درست است که در این بخش ظرفیت زیادی ایجاد شده است اما من همچنان چشمانداز مثبتی در این صنعت نمیبینم.

خاندوزی: به رغم مطالعاتی که در زمینه گزارش سیمان داشتهام  تحولی که از آن صحبت میشود را ندیدم. ولی چند گزارش اخیر با نرخ جدید ثبت شده است. اینکه این نرخ تا چه حد واقعی است کاری نداریم. به نظر من گزارش سیمان اکثریت متوسط رو به پایین بوده است و هیچ کدام تعدیل مثبت نداشتهاند. فکر میکنم  شش سال بود که سیمان از لحاظ قیمت روند صعودی نداشت. این صنعت مدت زیادی در کف قیمتی بود. بازار از این موضوع استفاده میکند؛ چشم انداز مصرف داخلی و  صادرات هم  در حال تزریق شدن  به این  صنعت است بنابراین شاید در شش ماه دوم وضعیت بهتر شود.

طحانی: پنج المان در صنعت سیمان وجود دارد؛ مقدار فروش، نرخ فروش، بهای تمام شده، هزینه مالی و سرباری. در قضیه مقدار فروش صنعت سیمان با انباشت محصول در انبارها مواجه است. در حوزه سیمان ظرفیت کارخانهها تا شعاع 300 کیلومتری حداکثر میتوانند در بازارشان آن را مصرف کنند. در کشور ما فقط سیمان "خاش" این وضعیت را دارد که  میتواند انجام دهد. بحث عراق هم مطرح است و گفته میشود اگر موصل آزاد شود، میشود به حضور ایرانیها امیدوار بود. بحث ساخت و ساز آنجا مطرح است. در داخل هم گفته میشود اگر بودجههای عمرانی افزایش پیدا کند اوضاع سیمان بهتر میشود، این موضوع رد شده است زیرا اکثر طرحهای عمرانی آن سطحی که باید سیمان در آنها استفاده شود رد کردهاند و زیاد ربطی به سیمان ندارند. در فروش ریالی هم که بهتازگی نرخ بالا رفته است ما دو سه نوع فروش داریم و شرکتهای مختلف سیمان نرخهای متنوعی دارند؛ بنابراین در نرخ فروش ثبات رویه ندارند اما اگر بتوانند به نرخهای سال 93 بفروشند و نرخها را کمی بالاتر بیاورند میتوانند از وضعیت فعلی رهایی پیدا کنند. در گزارشهای ششماهه به اصطلاح آب بسته شده است و هر شرکتی به نوعی فقط گزارش دادهاند. نکته مهم اینکه برخی شرکتهای سیمان هزینه مالیشان کار را سخت کرده، حتی  طرحهای توسعهای داشتند که  فعلا  ایجاب نمیکند انجام شود همچنین قضیه سربار و هزینه انرژی در شرکتهای سیمان است که حتماً باید لحاظ شود. به نظر من رصد اوضاع عراق بهترین انگیزه برای شرکتهای سیمانی است چون آنها در داخل عملاً کشش ندارند فصل سرما در پیش است و در فصل سرما مصرف نداریم، برای طرحهای عمرانی هم که قرار نیست اتفاقی بیفتد. بنابراین تنها انگیزه قیمت پایین و  شاید افزایش مقداری فروش به خاطر عراق آن هم شرکتهای واقع در غرب کشور است.

 

فولاد در صعود، دست سنگآهن را میگیرد

 صنعت بعدی سنگ آهن است.

منتظری: زمستان پارسال بهای تمام شده کنسانتره سنگ آهن ایران به 25 دلار رسید یعنی دقیقاً در جایی بهای جهانی سنگ آهن کف زد که بهای تمام شده شرکتهای داخلی بود. خوشبختانه از این کف برگشت و در حال حاضر بین 50 تا 60 در نوسان است. این قیمت برای سنگ آهن ایران بسیار خوب است. با این عدد طرحهای فعلی کاملاً سودده خواهند بود، طرحهای توسعه در سال اول به سود میرسند. به نظر من صنعتی که از سال 83 تا سال 91 هرکس با هر دیدی وارد آن شد به سود رسید اگر این نرخها حفظ شود در دو، سه سال آتی میتواند هم به واسطه نرخ و هم به واسطه بهرهبرداری از طرحهای توسعه سوددهِ باشد. میتوان به تمام سهامداران این صنعت را پیشنهاد کرد. این طرف خوب قضیه است و طرف بد اینکه باز این صنعت دستخوش قیمت جهانی است یعنی ما باید حتماً قیمتهای جهانی را رصد کنیم. اگر نرخ جهانی به زیر 50 دلار برسد همه این حرفها غلط از آب درمیآید، البته اگر بخواهیم ارزشگذاری کنیم مثلاً "گلگهر" با قیمت فعلی ارزنده است. "چادرملو" شاید 10 -15 درصد زیر ارزش ذاتی باشد. به شرط تداوم شرایط فعلی این صنعت خوب است. امیدوارم قیمت فولاد در ماههای آتی بالا برود و از آن جهت به صنعت سنگ آهن کمک شود.

خاندوزی: سود عملیاتی "چادرملو" در سه ماه دوم نسبت به سه ماهه اول رقم خیلی بالایی بود. "گل گهر" هم گزارش خوبی داد. فقط اینکه امیدوارم موضوع بهره مالکانه روند قیمتی این  صنعت  را  بهم  نریزد. در عین حال گزارشهای سه ماهه سوم، سه  ماهه چهارم سال 93 با سه ماهه اول سال گذشته، روند صعودی را نشان  میدهد و این اتفاق بسیار خوبی است. در این  گروه هم "گل گهر" و هم "چادرملو" سود عملیاتیشان در سه ماهه دوم نسبت به سه ماهه اول افزایشی بوده است. مقدار فروش هم رشد داشته است. به نظر من نمیتوان بازار را دقیق پیشبینی کرد. شاید در سال آینده "گل گهر" اعلام کند که 30 تومان سود برای سال بعد دارد. این اصلاً بعید نیست. در صنعت سنگ آهن هرچه جلوتر میرویم اتفاقات بهتری میافتد.

طحانی: در مورد شرکتهای سنگ آهن همه چیز گفته شد من فقط به طرحهای توسعه آنها و به پول لازم بودن سهامداران عمده در این طرحهای توسعهای اشاره میکنم. شاهد افزایش سرمایههای پیدرپی این شرکتها هستیم این افزایش سرمایهها باعث میشود وضعیت بازار این گروه دچار مشکل بشود. بحث انتقال آب در این صنعت بسیار پررنگ است. این صنعت یک خط انتقال آب دارد که تاکنون 200 میلیارد بردهاند و 800 میلیارد دیگر نیاز دارند تا از خلیجفارس به کرمان آب بکشند که این طرحها انجام بشود. این صنعت بالغ شده است، جنس سنگ آهن چادرملو از سال 76 تا الآن خیلی فرق کرده است. به نظر من پس از این نهایی شدن طرح توسعهها باید مثل پتروشیمی به این صنعت  P/E داد یعنی P/E 7 و تا 11 برای این صنعت بیمعنی است. با توجه به بلوغ این صنعت از سال آینده که چیزی برای عرضه کردن ندارد و فقط افزایش نرخ جهانی به کمک آن میآید با P/E معمولی مواجه میشود. به نظر من صنعت پتروشیمی، سنگ آهن و فلز بالغ شدهاند و دیگر طرح توسعه بر آنها تأثیر نمیگذارد. دو سه سال دیگر بازار سرمایه چگونه میخواهد برنامهریزی کند و جلو برود برای من جای سؤال است.

احمدی: من احساس میکنم در سطح جهانی هم برخی صنایع جان تازهای گرفتند و عملکرد بهتری داشتند ؛ توانستند دوباره به سطوح حمایتی که شکسته بودند برگردند. روی ، سرب و مس و فولاد همه این طور بودند. قوت بازارهای جهانی گرچه شاید هنوز به قیمت قبل از بحران برنگشته باشند اما توانستند تابوی سالهای گذشته را بشکنند و رشد کنند، در واقع نکته این تأثیر مثبت این است که بسیاری از شرکتهای داخلی ما چه در بخش فولاد یا صنعت آهن نرخهایی برای فروش در نظر گرفته بودند عمدتاً محتاطانه بود که علت آن اتفاق مثبت در سطح جهانی بود. مثلاً رشد تقاضا برای فولاد در مقاطعی در چین رخ داد که باعث افزایش قیمت فولاد شد و به صوت دومینو وار روی قیمت سنگ آهن اثر گذاشت..شاخصهایی داریم که بیشتر در بحثهای جهانی به آنها توجه میشود مثلاً شاخص مدیریت و...  این شاخصها سیگنال مثبت را به مصرفکننده القا میکنند. در داخل هم در بخش فولاد شاهد این مسئله بودیم که در مقاطعی مخصوصاً در ماه دوم و سوم، فولاد محصولات را بالاتر از نرم پیشبینی شده در صورت مالی پیشبینی شده فروخت. مجموع اتفاقات جهانی و بورس کالا باعث شد صنایع معدنی و فولادی که در یکی دو سال اخیر دچار خمودگی شده بودند و اقبالی به آنها نبود بار دیگر مورد توجه قرار بگیرند. دیدیم که در بهار شاهد یک موج بودیم و بعد گزارش "چادرملو" منتشر شد که بسیار خوب بود و توانست سود عملیاتی خود را پوشش بدهد. گزارش "گل گهر"  و "فخوز"هم واقعاً جای بررسی داشت و حس خوبی به سهامداران داد. همه اینها باعث میشود فکر کنم اینها در شش ماهه دوم میتوانند معاملات مثبتتری داشته باشند ولی به دلایل گفته شده، هنوز ابهامی وجود دارد و برخی هم دنبال این  هستند که این جریان پول به کدام سمت میرود و این بار اشتباه حرکت نمیکند. نظر من این است که این دو صنعت در شش ماهه دوم وضعیت بینابینی دارند.

 

طرح سلامت دولت پاشنه آشیل داروییها

 داروییها صنعتی که  با آغاز فصل سرد همیشه  با  تکانهایی همراه  بوده است.

طحانی: گروه دارو همیشه گروه باثباتی است و در بازار سرمایه گروه قابل اتکایی است و در کشور جزو صنایع مادر است و همیشه مصرفکننده دارد. گروه دارو در گزارشهای اخیر در سه ماهه دوم بهتر از سه ماهه اول بود و به نظر من شش ماه بعد به همین ترتیب خواهد بود. گزارشها معمولی بود و همینطور هم انتظار میرفت. چشمانداز این گروه برای سرمایهگذارانی که به دنبال سهامی هستند که افق رشدی خوبی داشته باشد و روی آن هم گاهی سفته بازی بشود، گروه دارو مناسب است.

منتظری: گزارش شش ماهه آنها  متعادل بود. پوشش 40 تا 50 درصد برای شش ماه اول سال برای گروه دارو خیلی خوب بود. برخلاف گروه سیمان، برای دارو شش ماه دوم سال فصل خوب است. همیشه از اواسط برج 8 بازار به گروه دوم توجه میکند چون گزارشهای 9 ماهه با تعدیل همراه است. انتظار میرود بودجه سال بعد آنها  افزایشی باشد. P/E این صنعت معقول است. ریسک خیلی مهمی برای این صنعت وجود ندارد؛ به جز بدهی سنگینی که دولت در رابطه با طرح سلامت ایجاد کرده است. گفته میشود قرار است 8 هزار میلیارد تومان اوراق خزانه منتشر میشود، در صورت قطعی شدن این کار و اینکه خیال بازار راحت شود بخشی از این اوراق به جیب صنعت دارو میرود، محرک خیلی قوی برای رشد این  صنعت است. به عنوان مثال بزرگترین هلدینگ دارویی "تیپیکو" است که امسال 110 تومان سود اعلام کرده است که به ازای هر سهم 90 تومان هزینه مالی میدهد  اما "پخش البرز" - به  دلیل  آنکه  تمام  مشکل عدم گردش پول دارویی ها در شرکتهای پخش دارو انباشته  میشود- امسال پنجاه تومان سود میسازد که  به ازای هر سهم 150 تومان  هزینه مالی میدهد. پولی که  اشاره کردم مستقیم به این صنعت برمیگردد و به راحتی به EPS آنها اضافه میشود. ضمن آنکه معتقدم مشکل نقدینگی این صنعت قطعاً حل میشود چون آقای روحانی نمیخواهد بیمه سلامت که یکی از پیروزیهای دولتش بوده است به نقطه ضعف آن تبدیل شود. کسانی که میخواهند پرتفو بچینند به صنعت دارو توجه کنند.

احمدی: تک نرخی شدن ارز مشکلی ایجاد نمیکند؟

منتظری: این امر مشکلی ایجاد نمیکند. هر افزایش هزینهای با یک فاصله معقول به مصرفکننده منتقل میشود. این صنعت اصولا با سه چهار نوع موجودی انبار کار میکند به همین خاطر اثر آنی بر روی صورت انبار آنها ندارد. حتی سه چهار سال اخیر با مشکلات فراوان، سود عملیاتی در 80،90 درصد شرکت رشدی است یعنی این شرکتها آنقدر از نظر عملیاتی سود ساخته است که با وجود مشکلات مالی شدید هنوز EPS رشدی است. این صنعت بسیار قوی است که با وجود رکودها و طرح سلامت به صورت عملیاتی سود میسازد.

احمدی: درباره صنعت دارو همان دیدی را دارم که در مورد صنعت سیمان دارم. با وجود آنکه با صحبتهای دوستان موافقم و به نظرم واقعاً میتوانند سهام این صنعت ضربهگیر پورتفو باشند و نوسآنها چندان روی آن تأثیر نمیگذارد و همواره مسیر صعودی را با شیب آرام بالا میرود اما حساست های تحلیل هم برا یآن  متصورم. به  رغم اینکه  گزارشهای آنها خوب بوده است مثلاً گزارش "کیمیادارو" نشان میدهد نسبت به دوره مشابه سال گذشته سود آن دو برابر شده ولی به نظرم صنایع دارو در شش ماهه دوم نسبت به شش ماهه اول عملکرد بهتری دارند. اما نباید بیش از 5 درصد پورتفو را به آن اختصاص داد.

خاندوزی: نکته مثبت این است که در اکثر شرکتهای دارو سودعملیاتی و فروش در مقایسه با دوره گذشته بالای 30 درصد افزایش داشته است که کم نظیر است. نکته منفی در اکثر این شرکتها  هزینه مالی است به  نحوی که با کنترل هزینه مالی میتوانند سودهای خوبی بسازند. یک نکته مثبت دیگر اینکه در اکثر شرکتهای دارویی در مقایسه با مدت مشابه سال قبل کالای آنها در شش ماه اول تولید میشد و موجودی بالا بود اما فروش نمیرفت اما این بار اکثراً موجودی فروش رفته است و این نشان میدهد که متاسفانه مصرف دارو در کشورهای اطراف بالا رفته است و بیمه سلامت هم مصرف را بالا برده است. در خود  شرکت ها  هم  اکثر شرکتها گزارشهای خوبی ارائه  دادهاند.  "البرز دارو" ، "دکیمی" و "دجابر" به همراه "بتامال" و "دفارا" بهترین گزارشهای دارویی را داشتند.

 

خاموشی چراغ در صورت های مالی خودرویی ها

به صنعت  پرحاشیه خودرو بپردازیم.

منتظری: با نگاه بنیادی، شرایط خودروییها رو به بهبود است منتهی میزان بهبودی که ما برای آن لحاظ میکنیم  هنوز قیمت امروز را توجیه نمیکند. اما چون در بازار مثبت هستند به نظرم این صنعت پایین ندارد و رشد هم شاید داشته باشد. اما به نظرم اتفاقی که پارسال برای این صنعت افتاد امسال تکرار نمیشود. توافقنامههایی که با خارجیها بسته شده هنوز عملی نشده و باید صبر کنیم تا به خودرو تبدیل شود. بخشی از خودروهایی که تا  به حال تولید شده و سر به سر است را باید کنار بگذارند زیرا خودروی جدید معمولاً با حاشیه سود 20 درصد تولید میشود. این میتواند در بلند مدت مثلاً بازه 3-4 ساله اوضاع این صنعت را بهتر کند.

خاندوزی: نکتهای که در گزارش خودرو میبینم اینکه رشد فروشها همه 200 تا 300 درصد بوده است. نرخ سود عملیاتی هم 15، 20 تا 30 درصد است. اما در سود خالص همه کاهش یافته است. اگر در گروه خودرو بخواهد اتفاقی بیفتد هزینه مالی این شرکتها باید به واسطه تغییر و تحولاتی که  تا کنون  ادعا کردند از جمله افزایش سرمایه و فروش دارایی تغییر کند. "پارس خودرو" در سه ماهه دوم سود عملیاتی ساخته است یعنی زیان را در سه ماهه اول پر کرده و سود ساخته است. اما زیان آن بیشتر شده است چون نتوانسته در هزینههای مالی موفق عمل کند. "سایپا" و "ایران خودرو" هم همینطور است. فقط سه ماهه آخر سال 94 اینها توانستند هزینه مالی را نه کاهش که کنترل کنند. هزینه مالی در سه ماهه اول و دوم سال جاری افزایش پیدا کرده یعنی در صنعت خودرو فروش و سود عملیاتی رو به افزایش است اما هزینه مالی باعث میشود آنها نتوانند به سود مورد نظر برسند. اگر این روال ادامه پیدا کند، هیچ تغییری در سودآوری شرکتها رخ نخواهد داد.

احمدی: نظر شخص من مثل  بسیاری از تحلیلگران در حال حاضر نسبت به چند سال گذشته بسیار متعادلتر شده است زیرا واقعاً به این اعتقاد دارم که در مقابل جریان پول نمیتوان مقاومت کرد. امسال هم با توجه به اینکه بحث تحلیل در بازار چندان مطرح  نیست و بحث جریان پول است، این صنعت بر خلاف گزارشهای منتشر شده به سود نمیرسد. هزینههای مالی سود را میخورد. با وجود قراردادهای متعدد با خودروسازهای خارجی اینها باید جایی خود را نشان بدهد. جدای از این صورتهای مالی چشمانداز بازار را به واسطه  بحثهای اقتصادی که اشاره کردم و به واسطه نزدیک شدن به انتخابات مثبت میبینیم، احساس میکنم یکی از گروههایی که پتانسیل رشد دارد همین گروه است.

طحانی: صنعت خودرو را همه به عنوان شاخص اجرای برجام میشناسیم. این صنعت همیشه با دو واژه امید و ابهام همراه بوده است. وزیری که در این صنعت است خود چند واحد P/E برای این صنعت است درست بر خلاف وزیری که در صنعت پتروشیمی و پالایش است. آقای نعمت زاده همیشه در کشور صنایعی را بر عهده گرفته که هیچکس هیچ ذهنیتی در موردشان نداشته است. سال 81-82  ایشان را با صنعت پتروشیمی میشناختیم و حالا وارد صنعت خودرو شدهاند. احتمالاً طراحی کلی کشور به این  شکل بوده که سنگ آهن و فولاد را اجرا کنیم؛ یکجا باید این سنگ آهن و فولاد در زنجیره تولید کامل شود؛ بنابراین باید آن را وارد صنعت خودرو کنیم که هم میتواند اشتغال ایجاد کند و هم زمین خوبی در ایران داریم که چهار فصل را میپوشاند و هم بحث انبار مطرح است و هم هاب منطقه میتواند باشد و هم نیروی کار و مواد اولیه ارزان باشد. همه این موارد میرسد به "امید". اما ابهام کجاست؟ ما دو سال است که این امید را داریم اما میبینیم که هم چنان صنعت خودرو گزارش مالی منتشر میکند و چیزی در صورت مالی حل نشده است. و ما همچنان در گزارشهای شش ماهه تغییر جدی نمیبینیم و در ترکیب هم هنوز اتفاق خاصی نیفتاده است. ما هنوز نیسان آبی میزنیم، ماشین چینی میفروشیم بنابراین به نظر میرسد وزنکشی سیاسی در این صنعت شاید باعث شود کمی نوسان داشته باشیم اما به نظر من آینده اقتصاد کشور ما قاعدتاً به سمت چنین صنایعی میرود چون مواد اولیه رو به اتمام است، قاعدتاً باید در این موارد هزینه بشود. البته همه اینها آرامش سیاسی میطلبد که متاسفانه در این صنعت در کشور ما کم است. نکته قابلتوجه اینکه وقتی در سال 90 گزارشهای تحلیلی ارائه میدادیم به ما گفته میشد گزارشها را با توجه به تحریمها تنظیم کنید. ما متوجه نمیشدیم کجای گزارش را باید چاق کنیم و کجا را لاغر. اما سال 93 متوجه شدیم این کار چگونه ممکن است یعنی هزینههای مالی بسیار زیاد. الآن هم میگویند صورتهای مالی را با آثار برداشته شدن تحریمها درست کنید. باز نمیدانیم چه اتفاقی را باید منعکس کنیم. به نظر من صنعت خودرو با توجه به گزارشهای گمرک که افزایش فروش را نشان میدهد به نوعی به ما میگوید اگر روابط ما خوب بشود میتوانیم به چه صورت باشیم. درباره سرمایهگذاری به نظر من کسی که قصد دارد وارد شود باید به جریان پول نگاه کند یا اینکه پشت در وزارت صنعت بنشیند و ببیند آنجا چه اتفاقی در جریان است. صورت مالی در صنعت خودروسازی قبرستان اطلاعات است.

 

امیدی به  سود صنعت بانکی نیست!

  صنعت پرسروصدای بانک که البته  گزارش برخی هم  منتشر  نشده است.

خاندوزی: گزارشهای بانکها منتشر نشده اما طبق مطالعاتی که داشتم گزارش "بانک انصار" و "سینا" وضعیت مناسبی ندارند. در این میان موسسه "کوثر" روند مطلوبی داشته؛ همچنین دو گزارش خوب مربوط به بانک "کارآفرین" و "خاورمیانه" است. هزینهها کنترلشده بود، درآمدهای عملیاتی بالا رفته و نرخ سود منطقی نگهداشته شده است. به نظر من گزارش بانکهای دولتی کاملاً از پایین به بالا ساختگی است.

احمدی: با توجه به اینکه گزارش خاصی نیامده، اتفاقاتی که برای مجامع بزرگ و اصل 44 ها افتاد و آن الزاماتی که بانک مرکزی در مورد بازگشت سودها داشت، عملاً نمیتوان روی صورت مالیهایشان نظر خاصی داد. اما حالا این سؤال پیش میآید که تصمیمات بانک مرکزی برای سودهای بانکها واقعاً در این شش ماهه پایانی دولت میتواند جواب بدهد و به منزله جراحی است که به نتیجه برسد و یا باعث پخش تومور سرطانی میشود که در سیستم بانکی است.

منتظری: بانکها  حدود 10 درصد بازار را در دست  دارند اما فعلاً بانکهای بزرگ بسته است و تا گزارش 3 ماه و 6 ماه نیاید نمیتوان نظری داد، طبعاً بازار همروی اینها منفی است چون صنعت  بزرگی است و نمیتوان  روی آن  جریانسازی کرد. فکر میکنم حداقل در یک سال آینده این صنعت هم با ابهام روبرو شود مگر اینکه بانک مرکزی فعالیت خاصی انجام دهد مثلاً یک روز بگوید دارایی بانکها باید افشا شودو... . اگر این اتفاق بیفتد میتوان روی آن مثبت بود اما فکر میکنم اگر کسی میخواهد معاملهای انجام  دهد  باید اجازه بدهد بدترین اتفاقهای بانکها بیفتد و بعد "خاورمیانه" بخرد.

 طحانی: تا حالا تعداد معدودی گزارش آمدهاست. از این گزارشها "کارآفرین" و "خاورمیانه" بهترین بودهاند، "انصار "ضعیف بود و "کوثر" هم که  نمی توان از صورتهای مالیاش نکته خاصی متوجه شد و بیشتر ساختگی است؛ اما فکر میکنم سود را پنهان میکند. با  همه این  تفاسیر نکتهای که در بانکها وجود دارد اینکه همه فکر میکردند بیشترین صنعتی که از اجرای برجام سود ببرد بانک است، درحالی که برخلاف تصورات بدترین صنعت بازار سرمایه در شرایط فعلی بانکها هستند؛ البته ممکن است روز بازگشایی به قول آقای منتظری فرمولهایی رخ دهد که برعکس شود. اما در شرایط فعلی دولت تمام مشکلات را در صنعت بانکداری برده و یک گوشه حل کرده است. نکته دیگر هم اینکه برخی مدیران این سیستم متاسفانه مدیران بانکی نیستند. دست نشاندههایی هستند که برای سیستم بانکی تربیت نشدهاند، از طرفی بانکها، بانکداری نمیکنند تنها کار یک شرکت سرمایهگذاری بزرگ را  انجام میدهند که درآمد و مصارف بی دروپیکر دارند بدون اینکه بدانند قرار است چه کاری انجام  دهند که در صورتهای مالیشان میبینیم. امیدواریم این صنعت هم از سیاستبازی به دور باشد. صنعت مهمی است که سرمایهگذارانش را تا حالا تنبیه کرده است.

 

"آپ" بر دور سرعت

  به دنیای انفورماتیک هم نگاهی داشته  باشیم.

احمدی: این صنعت جزو صنایعی است که دامنه ریسک و نوسان گستردهای دارد و دقیقاً اتفاقاتی که در صنایع این گروه میافتد باعث میشود کسی که میخواهد به سمت این صنایع بیاید ، نتواند همه چیز را از صورتهای مالی برداشت کند. به  همین خاطر سرمایهگذار این  صنعت نیاز به یک سری اطلاعات دارد و ریسک بالایی را باید برای خود متصور باشد. مطرح  شدن بحث صندوق فروشگاهی در رابطه با پروژه نصر آخرین  اتفاق مهم  این  صنعت  بود که بر اساس آن فراخوانی داده شد و یک سری شرکتها در آن شرکت کردند. روال کار به  این شکل است که  شرکتهایی که میتوانند به عنوان متقاضی در لیست قرار میگیرند و با توجه به لیستی که اصناف به آنها میگوید، هزار دستگاه را  در یک مدت یک و ماه ونیم تأمین و توزیع کنند. در ادامه و بر مبنای میزان رضایتمندی مشتری عقد قرارداد انجام میشود. ریسک این کار بسیار بالاست چون این یک فراخوان بوده و اینکه چه شرکتی بتواند رضایت را کسب کند همراه با ابهام است و کسی که به سمت این کار میرود باید توان  تحمل ریسک بالا را  داشته باشد.

خاندوزی: در گروه رایانهای گزارشها بیانگر رشد مناسبی چه در حوزه فروش و چه در سود عملیاتی بوده است. در "رتاب"، " آپ" و.. نشان میدهد فروش و سود عملیاتی خوب بوده است.اگر "مداران" را  کنار بگذاریم اکثرشان  روند  مطلوبی داشته اند. بهترین گزارش از دید من مربوط به  "رنفور" بوده. کار به قیمت ندارم و شاید قیمت لحاظ شده اما میگویم گزارش امکان تحلیل مثبت داشت و 6 ماهه دوم  هم  به  نظر روند خوبی خواهند داشت.

طحانی: در شرکتهای نرمافزاری که شاید از آثار اجرای برجام باشد، شرکتهای استارتاپ و شرکتهای نرمافزاری درحال ورود به اقتصاد هستند. ما مثل سال 1998 آمریکا هستیم که شرکتهای آی تی آمدند و بازار نمیتوانست آنها را ارزشگذاری کند و در سال 2000 بحران دات کام در آمریکا رخ داد. به نظرم بازار در مورد پایداری درآمدهای آنها کمی اشتباه میکند. به هرحال این شرکت ها مجموعه از کسب و کار مترادف را  کنار خود دارند. بنابراین بازار در ارزشگذاری باید کمی دقیقتر حرکت کند تا بحران آمریکا پیش نیاید.

منتظری: گزارشهای شرکتهای این صنعت این خوب بوده است گزارش ها در قیمتهای فعلی  لحاظ شده است. فعلا " آپ" بازار این  صنعت  را  کمی هیجانی کرده است اما  هر زمان که "آپ" در بازار روان شود دیگر این صنعت حرکتی نخواهند کرد.در بین  سه  شرکت PSP" " که " آپ"، "رکیش" و "رتاب" فکر میکنم که "رتاپ" زیر قیمت است به عبارتی به خاطر عرضه و تقاضای بازار نتوانسته رشد کند. "رانفو" گزارش خیلی خوبی داد و البته زیر قیمت بود. همیشه شرکتی می خرد که 95 درصد آن در اختیار سهامدار عمدهای  است که خدمات  را  به  آن  میفروشد. بحثهای خدمات پرداخت روی سیم کارت و NFC هم درآمد جدید برای "رانفو" ایجاد  خواهد کرد. این شرکت کاملاً صنفی است ،پیش بینی میکنم که در شش ماهه بعدی سودی حداقل برابر سود فعلی به سهامدارانش بدهد.

اگرموافق باشید نگاهی کوتاه به صنایع باقی مانده هم داشته باشیم.

صنعت لاستیک

منتظری: مدت ها صحبتهای زیادی مطرح می شد که تحلیل بنیادی در بازار اهمیتی ندارد. اما این صنعت دقیقا روی تحولات بنیادی حرکت  کرد و به نظر من جا دارد که به نتیجه برسد. من فکر میکنم که شرایط مناسبی دارند. پارسال در صنعت لاستیک همه انبارها پر بود. اما هم اکنون برای صنعتی که حدود 40 درصد از نیازش از خارج از کشور تأمین میکند این سیگنال یعنی اینکه فضایی است که مستعد فروش است.

مواد غذایی

خاندوزی: بهترین شرکتهای غذایی "غبشهر" است که سود عملیاتی آن بالاست چون اهرم بالایی هم دارد. من فکر میکنم که در دورههای بعدی اگر به همین روال جلو برود گزارشهای بهتری هم بدهد. شرکت "غگلسان" هم گزارش مدونی ارائه  کرده و تعجب کردم که چرا تعدیل مثبت نداد. "رپاک" در سطح معمولی بود و حتی گزارشهایش بد بود. بقیه نرمال بودند. این سه شرکت برجستهتر بود. البته می دانید که کلاً محصولات لبنیاتیها در شش ماهه دوم وضعیت بهتری دارند.

پالایش

احمدی: یکی از صنایعی که توانست جریان پول را به سمت خودش بکشد، صنعت پالایشگاهی بود که یکی از نقاط منفیاش این است که گزارش نمیدهد و عدم ارائه گزارشش باعث میشود که نتوان روی آن تحلیل بنیادی انجام داد. بحث هم که  در چند روز گذشته  مطرح بودمربوط به ابلاغیه پالایش و پخش برای20  فرآوردهای که پالایشگاههای دارند. با توجه به نرخهایی که به آنها ابلاغشده محصولاتی مانند وکیوم باتوم، حلالها و گوگرد رشد 20 تا 30 درصدی داشتند که محل اختلاف بود که آیا این میتوانند محرک اصلی باشد؟ البته در روزهای اخیر با رشد خوبی مواجه بودند. بحث این است که نرخهای اعلام شده معمولا 20 درصد این صنعت بود و چون روی محصولات اصلی مثل بنزین مانور نداده است شاید نتوان تحلیل  درستی کرد. این صنعت هم در شش ماهه دوم به نوعی مثل خودرو میتوان با آن بازی کرد و از این گزارشها به صورت تکنیکال استفاده کرد چون بحثهای بنیادی با توجه به گزارشها سخت است.

حملونقل

طحانی: جادهای، ریلی و دریایی سه  حوزه  موجود در بازار سرمایه  است. در دریایی تحلیل سخت است بههرحال P/E کشتیرانی بالا شد؛ گزارش آنها مثل خودرو است. "حخز" بهتر از "حکشتی" بود. در حوزه  ریلی "حپارسا" گزارشهای بهتری ارائه  داد که  بهتر از دوره  قبل بود. در این گروه برای پیشنهادهای بنیادی برای تشکیل پرتفو "حپارسا" بهتر است اما برای دیدگاه  سفته بازانه  "حریل" و " توریل" مناسب تراست.

مخابرات

خاندوزی: در این بخش به نظرم بازار به مخابرات و همراه اول توجه ندارد. فکر میکنم سود عملیاتی و درآمدهایشان افزایش پیدا کرد. فکر میکردم که سود تلفیقی و درآمد افزایش داشته باشند اما بازار به  این  دو توجهی نشان  نداد. در گروه برق هم گزارش "بسویچ" خوب  و قیمتها از نظر سود عملیاتی و فروش خوب بود.، و هنوز دارند میخرند. "بترانس" هم سه ماه دومش خوب بود اما از موجودی فروخته بود. در مورد آن هم در هزینههای مالی و درآمدهای سرمایهگذاری ابهامهایی وجود دارد. شایعاتی در بازار وجود داردکه  "آریا ترانس" بخش مهمی از بازار این شرکت را میگیرد. در بخش برقی هم در مورد "مپنا" باید بگوییم که تا  گزارش تلفیقی ندهد گزارش آن اصلاً مهم نیست.

شوینده

طحانی: در صنعت شوینده هنکل وارد شد و پاک وش را خرید. شرکتهایی مثل پاک شو به دنبال شریک خارجی هستند. گزارشهایی که دادند خوب بود. شرایط باثباتی دارد و توانستند EPS ها را پر کنند. سهامداران این بخش خصوصی هستند و علاقه دارند که ارزش آن بالا بیاید. این صنعت مثل صنعت غذا یک بخش مصرفی است که جامعه هدفش مردم و کشورهای اطراف هستند. اما با ورود شرکتهای خارجی مخصوصاً آلمانی شاید در آینده در بخش فروش در رقابت با شرکتهای خارجی دچار چالش شود.

صنعت قند

منتظری: این  صنعت کاملاً مستعد سفته بازی است و معمولاً این سفتهبازها در فصلی که شروع برداشت چغندر است فعالیت میکنند. رشد قیمت  جهانی به  رشد  قیمت قیمت سهام آنها  کمک  کرد. اما نکته اینجاست که قند جزو اقلامی است که مجلس و دولت روی آن نظر دارند. قیمت گذاری آن با قیمت جهانی ربط آنچنانی ندارد. قیمت 2 هزار و 750 تومان قیمتی است که تمام موجودی شرکت با آن  فروخته  می شود. افرادی که فکر میکنند از این صنعت سود درمیآورند کاملاً در اشتباه هستند. تحت تأثیر افرادی هستند که در این صنعت گیر میکنند و زیان درست میکنند. البته  امکان دارد اصلاحاتی در شش ماهه دوم روی آن  انجام  شود و  صعودی داشته  باشد اما من بنیادی این صنعت را  رو به پایین میبینم.  این  صنعت تعدیل دارد اما نه تعدیلی که P/E این صنعت را بهجایی برساند که بگوییم این صنعت شیرین است چون P/E آن در حال حاضر حدود 20 است. من فکر میکنم بیشتر از حد پیش رفتند، باید اصلاح زمانی یا قیمتی کنند و صبر کنند تا دوباره شهریور سال بعد که سفتهبازها فعال بشوند و روی آن تأثیر بگذارند.

 

کد خبر 388393

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 12 =