به طمع سود بیشتر و آنی به شایعه سازان اعتماد نکنید

سالها از زمانی که بانک مرکزی،کارگزاران را انتخاب میکرد، گذشته است. ملک محمد یحیائیان که حالا جزو پیشکسوتان بازار سرمایه است از روزهایی برایمان گفت که در دانشکده مدیریت دانشگاه تهران، در کلاس درس دکتر اسلامیبیدگلی، دکتر عبده تبریزی، دکتر جهانخانی، دکتر تهرانی و... آموزشهای متناسبتر دیده است؛ فضایی که با شکل کنونی بازار سرمایه و بورس فعلی قابل مقایسه نیست...

 نازنین نامور _  سالها از زمانی که بانک مرکزی،کارگزاران را انتخاب میکرد، گذشته است. ملک محمد یحیائیان که حالا جزو پیشکسوتان  بازار سرمایه  است از روزهایی برایمان گفت که در دانشکده مدیریت دانشگاه تهران، در کلاس درس دکتر اسلامیبیدگلی، دکتر عبده تبریزی، دکتر جهانخانی، دکتر تهرانی و... آموزش‌‌های متناسبتر دیده است؛ فضایی که با شکل کنونی بازار سرمایه و بورس فعلی قابل مقایسه نیست. ماهنامه  بازار و سرمایه در عصر یکی از روزهای گرم تابستان، مهمان خاطرات مردی از زمان کارگزاران قدیمیبود، مردی که به شدت بر لزوم اخلاق مداری در بازار تاکید داشت.

  چطور وارد کارگزاری شدید؟

بله، آن موقع کارگزاریها از دو گروه بانکی و شخصی تشکیل میشدند. درگروه بانکی از بانکهای سپه (به مدیریت آقای امیری)، بانک ملت (آقای کلانتری)، بانک کشاورزی (آقای ساجدی)، بانک رفاه (آقای عابد نظری)، بانک مسکن (آقای عینی)، بانک ملی (مرحوم آقای تربتی) بانک صنعت و معدن (آقای برزنی) و... و در گروه خصوصی زنده یاد حاج محمود کریشچی، آقای سلطانی، آقای معینی، آقای جهانی، شادروان اکبر زرگانینژاد و ... حضور داشتند که البته آوازه در هر دو گروه در گروی شهرت مدیران آنها بود. این رویه ادامه داشت تا از سال 72 که سیاست بانک مرکزی بر این شد که کارگزاریها تغییر ساختاری داده شوند و با خروج از شکل فردی، بهصورت شرکت سهامیخاص در بیایند. به این ترتیب من هم با یکسری از دوستانی که تخصص و تجربه لازم را در زمینههای مالی داشتند، شرکت "بازار سهام" را به ثبت رساندیم البته مرکز فعالیت کارگزاران همچنان ساختمان بورس بود که چون قبلا  متعلق به بانک کار سابق بود هنوز به همان نام شهرت داشت. 

 

 نحوه انتخاب کارگزاران به چه صورتی بود و با  ساختار فعلی تفاوتی داشت؟

بنابر فراخوانی که سازمان کارگزاران آن زمان انجام میداد متقاضیان تقاضای خود را به سازمان کارگزاران اعلام میکردند و سازمان پس از بررسی های اولیه و تکمیل مدارک آنها را جهت مصاحبه و بررسی صلاحیت های اخلاقی و حرفهای به بانک مرکزی معرفی میکرد. من خودم چنین مراحلی را گذراندم و یک جلسه مصاحبه مفصل با سه نفر از کارشناسان بانک مرکزی داشته و یکی از آن ها آقای دکتر حسین مهدوی معاون وقت بانک مرکزی بودند که در دورههای آموزشی که در دانشکده مدیریت دانشگاه تهران برگزار میشد ایشان هم تدریس میکردند. درقانون سال45یکی ازشرایط داوطلبان حرفه کارگزاری، داشتن حداقل سه سال سابقه کارآموزی نزدیکی از چندکارگزار بود. این شرط باعث شده بودکه کارگزاران قبل از شروع کار با فوت وفنهای حرفه آشنا شوند و مخاطرات کار را از نزدیک حس کنند. این کارآموزی زمینه توفیق آنها را فراهم میآورد و ریسکهای کار را کاهش میداد و در صورت بروز مشکل حین انجام کار از اساتید خود راهنمایی میگرفتند. من نیز برای کسب این شرط از سال 70 تا 72 درمحضر مرحوم اکبر زرگانینژاد کسب فیض کردم. نکته جالبی که در رابطه با کارگزاران وجود دارد اینکه قدیمترها که هنوز دنیای مجازی شکل نگرفته بود کارگزاران تماسهای رودررو و تاثیرگذار داشتند. یکی از برنامههاییکه آن موقع متداول بود بازدیدکارخانهها بود. در این بازدیدها کارگزاران از نزدیک با خطوط تولید کارخانهها آشنا میشدند و بهصورت رو در رو با مدیران ارتباط میگرفتند و ازنزدیک درجریان تولیدات ونقاط ضعف وقوت کار خانهها قرار میگرفتند و از طرفی با همکاران خود نیز آشنایی بیشتری پیدا میکردند.

 از فضای بورس در آن دوران هم برایمان تعریف کنید؟

بازار سرمایه بسیار محدود بود، اگر به تاریخچه بورس برگردید میبینید که سال 1315 که کارشناسان بلژیکی پیشنهاد تشکیل بورس را دادند با جنگ جهانی دوم مصادف شد، این وظیفه در سال 33 به اتاق بازرگانی و صنایع و معادن  محول شد و 12 سال طول کشید تا در اردیبهشت ماه سال 45 توانستند قانون بورس را تصویب کنند و دقیقا بهمن ماه سال 46 با  پذیرفته شدن 6 شرکت کار آغاز شد. با گذشت حدود10 سال  و در سال 57 مجموع شركتها 105 شرکت شد اما با آغاز انقلاب دوباره همه چیز دگرگون شد؛ به نحوی که اوایل سال58 قانون ملی کردن بانکها تصویب و مجبور شدند بانکهای حاضر در بورس را خارج کنند؛ شركتهای دیگری هم بودند که ادغام شدند تا جایی که تعداد شركتهای حاضر در بازار سهام به عدد 56 رسید. حجم معاملاتی که در آن سال، 34میلیارد تومان بود با کاهشی فاحش به 10 میلیارد رسید. روند پرفراز و نشیب بورس تا سال 68  و آغاز به کار دوباره بورس با حضور  آقای رجایی سلماسی و دبیر کلی ایشان ادامه یافت. البته تا آن زمان مستقیما کسی برای بورس تربیت نشده بود و ایشان هم کارمند بانک مرکزی بودند. آن موقع قوانین و مقررات چندانی وجود نداشت؛ چیزی که بیشتر حاکم بود اعتماد به همدیگر و کارگزاران بود ضمن اینکه همه حرمت خاصی برای آقای رجایی سلماسی قائل بودند.

 شکل معاملات به چه صورتی بود؟

معاملات در تالار حافظ بر روی دو میز انجام میشد. یکی از میزها برای بانکیها و دیگری هم برای کارگزاران خصوصی بود. برای عرضه و تقاضا هم کامپیوتری وجود نداشت؛ در آنجا مشتری سهام خود را ارائه میکرد و در سالن میفروختیم یعنی نوبتگیری میکردیم و کارگزار فروشنده اعلام میکرد که مثلا هزار سهم توسعه بهشهر را به این قیمت عرضه میکنم و کارگزاران خریدار بهصورت شفاهی با هم رقابت میکردند، ناظر معاملات هم مرحوم صادق مدنی بود. شیوه کار هم به این صورت بود که کارگزار فروشنده سهمیرا عرضه  میکرد، کارگزاران خریدار اعلامیه اش را صادر و به کارگزار فروشنده عودت میداد، مثلا 10 سهم از توسعه بهشهر را از کارگزاری بازار سهام خریدیم و فروشنده هم امضاء میکرد، این برگه باید توسط ناظر هم امضاء و پس از ظهرنویسی اسامیخریداران در پشت برگه برای شرکتی که سهامش مورد داد و ستد قرار گرفته بود ارسال میشد. به این نکته توجه کنید که سهمیکه خرید و فروش میشد، 3 تا 4 ماه طول میکشید که دوباره قابل معامله شود. در بازار فعلی شما سهم را ساعت 9 صبح میخرید و بلافاصله امکان فروش آن را دارید. در همان  فضا اتاقی به اسم اتاق پایاپای سهام بود که کار انجام نقل و انتقال سهام و وجوه بین کارگزاران بود که حالا به  شرکت سپردهگذاری مرکزی تبدیل شده است.

  فضایی که تصویر میکنید با توجه  به شناخت ناکافی مردم کمیدور از ذهن به نظر میرسد؟

آن  زمان کسی بورس را نمیشناخت؛ حتی تابلویی هم  وجود نداشت که مشخص شود اینجا " بورس" است؛ من به آقای رجایی سلماسی پیشنهاد دادم که بالای ساختمان 19 طبقه، تابلو بزنیم "بورس" که مردمیکه از بالای پل حافظ عبور میکنند ببینند و راحتتر کارگزاران را پیدا کنند. البته برخی از طریق گسترش مالکیت تولیدی سهامدار شده بودند یعنی کارگران کارخانهها بودند. از طرفی سازمان خصوصیسازی هم نسبت به عرضه سهام به عموم از طریق بانک و بورس اقدام میکرد که در افزایش تعداد سهامداران موثر بود. تبلیغات دهان به دهان هم که وجود داشت و به این ترتیب آشنایی مردم  با بورس بیشتر شد.

 دسترسی به اطلاعات به چه صورتی بود؟

در بورس آن موقع ادارهای بود بهنام نظارت بر شركتها که بر روی ناشران و شركتها نظارت میکرد. اطلاعیهها هم بعد از انتشار و تائید کارشناسان این اداره در اختیار کارگزاران قرار میگرفت و در تابلوی اعلانات بورس نصب میشد تا در جریان  قرار بگیرند. منتهی زمان انتشار اطلاعات تا زمانی که به دست مصرف کننده میرسید بازه زمانی طولانی بود و حتی ممکن بود اتفاقاتی هم در طول این روند رخ  دهد.

  با وجود تعاریف شما، روند تغییر نرخ سهام هم هیجانی را تجربه نمیکرد.

آن  زمان مفهوم  بلندمدت و کوتاه مدت بیشتر معنا داشت. کسانی که سهم میخریدند دنبال اینکه امروز سهم را بخرند و فردا بفروشند نبودند، البته اصلا امکان آن هم فراهم نبود و همانطور که گفتم روند آن سه ماه طول میکشید و ممکن بود خیلی اتفاقات هم در این  مدت رخ دهد. در نتیجه بیشتر به سود سهام در بلند مدت نگاه میکردند، بعد آرام آرام سیستمهای مکانیزه آمد، سهم را در کاغذی چاپ میکردند و یک هفتهای معامله میشد و بعدها آرام آرام به مرحله روزانه رسید و فعالیت سوداگرانه شدت پیدا کرد تا سال 83 که شاخص به بالاترین مرحله رسید و این نتیجه پرشهای قیمتی بود که به این شکل اتفاق افتاد.

   و در برههای عبور از یک روش کاملا سنتی به روشی مکانیزه را تجربه کردید.

تغییر در هر روش نهادینهای ابتدا سخت است. البته مکانیزه شدن روند کار چیزی نبود که خودمان اختراع کرده باشیم. همه دنیا این راه را رفته بودند. در این راه هم دوستانی که قدیمیتر بازار بودند پذیرش این سیستم برایشان سخت بود و به نوعی مخالف بودند؛ آنها روی میز معامله میکردند، فروشنده عرضه میکرد و خریداران میخریدند. بعد از اینکه کار به صورت کامپیوتری درآمد و سهولت انجام معاملات مشخص شد. خرید و فروش به روش قبلی دیگر معنایی نداشت. خاطرم هست بعد از حدود 5 ماه از استقرار سیستم مکانیزه یکبار اشکالی در سیستم پیش آمد. درخواست شد برای اجرای سفارشات مشتریان در آن روز روال کار به صورت دستی دربیاید که آن روز بورس با حجم خیلی کمیمواجه شد و کارگزاران از معامله به شیوه دستی استقبال نکردند. 

 این تغییر از سیستم دستی به کامپیوتری با خطایی هم همراه بود؟

بله، زمانی که تازه سیستمهای کامپیوتری آمده بود، این اتفاقات رخ میداد؛ مثلا میخواستید سهم را بخرید، میفروختید و یا برعکس و یا به اشتباه به نام شخصی غیر از متقاضی خرید و فروش انجام میشد. در آن زمان فرمهایی داشتیم بهنام فرم ابطال و تغییرکد، از طریق فرمها اصلاحات را انجام میدادیم و پس از تائید مقام ناظر اصلاحات صورت میگرفت. اما این موضوع گاهی مورد سوءاستفاده قرار میگرفت بنابراین این فرمها کلا جمع شد و اگر خطایی اتفاق میافتاد، فعل عکسش را انجام میدادیم، مثلا اشتباه خریده بودید میفروختید که البته در این بین هزینه کارمزد کارگزاری و بورس و... همه خسارتی بود که کارگزاران متحمل میشدند.

  باتوجه به اینکه دوره مدیریت  افراد زیادی را دیدهاید، نقاط قوت و ضعف  هر کدام از دبیران و مدیران  بازار سرمایه را در چه میدانید؟

 آقای رجایی سلماسی که حضور داشتند، سیستم همان سیستم قدیمیو دستی بود که در اواخر سال 73 به سیستم مکانیزه تبدیل شد. در حقیقت دوران گذر از سیستم دستی به مکانیزه در زمان ایشان صورت گرفت. ایشان به شدت مورد احترام جامعه کارگزاران بودند و خود نظارت داشتند. آن موقع قانون خاصی نبود ولی به خاطر اینکه آقای رجایی تذکری ندهد کارگزاران کاری نمی-کردند که مورد بازخواست ایشان قرار گیرند. ایشان برخی روزها که مشکل پیش میآمد و یا مسالهای مد نظرشان بود پس از ساعت معاملات، کارگزاران را که حدود سی نفر بودند به دفتر خود دعوت میکردند و تذکرات لازم را میدادند و با آنان تبادل نظر میکردند. سال 76 که آقای میرمطهری آمدند، کارگزاران را از اتاقهایی که در سازمان بورس داشتند جدا کردند و دفاتر کارگزاران به سطح شهر تهران انتقال یافت. کار دیگری هم که فکر میکنم زمان ایشان انجام شد، کم کردن کارمزد معاملات بود؛ یعنی نیم درصد کارمزد خرید و فروش کارگزار، 4 دهم شد. این هم شاید به خاطر این بود که حجم معاملات بیشتر شده و فعالیت کارگزاران افزایش پیدا کرده بود و به همین خاطر ایشان هم کاهش را اعمال کردند. آقای میرمطهری بورس منطقه مشهد و تالار ساختمان تقی نیا را هم افتتاح کردند. در سال 82  و با حضور دکتر عبده که سوابق تئوری و علمیفراوانی داشتند و آکادمیکتر بودند، دوران تحول بزرگ در بورس اتفاق افتاد. حجم مبنا و دامنه نوسان از تصمیمات ایشان بود حتی خاطرم هست که دو یا سه روز محدودیت قیمتها برداشته و جنجالی برپا شد. تشکیل شرکت سپردهگذاری و استقرار سیستم اتوماسیون اداری کارگزاران آغاز به کار بورس های کالایی و از همه مهمتر اقدامات تصویب قانون بازار سرمایه در دوران فعالیت ایشان صورت گرفت. آذرماه سال 84 هم که قانون بورس تصویب و  تشکیلات عوض شد؛ سازمان کارگزاران منحل و به این ترتیب آقای صالح آبادی آخرین دبیر کل سازمان کارگزاران و اولین رئیس سازمان بورس شدند.

 تصویب قانون هم خود تحول بزرگی در بازار سرمایه بود.

همه این تصمیمات در جهت بزرگتر و گستردهتر شدن بازار بود. اما نکتهای که وجود دارد و به هرحال ممکن است در کارایی بازار تاثیر داشته باشد، انبوه قوانین و مقرراتی است که بعد از سال84  تدوین شد که گاه قواعد  بازدارندهای میشود و بعضی اوقات تحرک بازار را میگیرد. کارگزاران واحدهایی خصوصی هستند، یعنی در حقیقت حرف اول و آخر را کارایی در بازار میزند. هرکسی که  کارایی لازم را در بازار نداشته باشد محکوم به فناست. البته این دستورالعملها و قوانین در زمان صدور و به منظور ارائه نقشه راه بازار ضرورت داشتند، اما اکنون با گذشت بیش از ده سال از صدور آنها و محقق شدن اهداف اولیه آن نیاز به بازنگری اساسی دارند و باید بیشتر تاکید بر مصادیقی نظیر استفاده از اطلاعات نهانی، دستکاری بازار، فریب سرمایهگذاران، عدم افشاء اطلاعات، ارائه اطلاعات نادرست و... باشد. البته رعایت قوانین و مقررات و شفافیت در بازار سرمایه نسبت سایر بخشها از شرایط مطلوبی برخوردار است. ضمن اینکه کنترل افراد در همه حال مقدور نیست و نظم پذیری در کشور ما یک مشکل فرهنگی است. هرکسی باید بداند جهانبینی‌‌اش از زندگی چطور است، حضرت فردوسی میگوید" به نیکی گرای و میازار کس/ ره رستگاری همین است و بس" و یا "کسانی که بد را پسندیده اند/ ندانم ز نیکی چه بد دیده اند". همه اینها درس زندگی است، منتهی این روزها اعتقاد به این مسائل کمیکم رنگتر شده و در سالهایی که ما هستیم این تفکر زیاد خریدار ندارد.  امروزه خیلی ها معتقدند اینها داستان است و همه این حرفها را کنار بگذارید. اما در همین  بازارخوشبختانه باز هم بسیاری از فعالان هستند که توجه به اعتبار و آبرو برایشان مهمتر از درآمدشان است یعنی به هیچ بهایی این اعتبار را از دست نمیدهند و گویی این پند حضرت فردوسی را که  میگوید "جهان یادگار است و ما رفتنی/ ز مردم نماند به جز مردمی". به گوش جان شنیده اند.

 هجمه جدیدی که در بازار سهام  به وجود آمده ورود کانالهای تلگرامیدر فضای مجازی و خط دادن  به  برخی سهام  و شایعه پراکنی است.

آن زمان هم معضل افراد فرصت‌‌طلب وجود داشت، افراد خاصی که روی یک سهم کار میکردند و سهام را میخریدند و میفروختند و در روند قیمت اخلال میکردند اما چون بازار محدود بود و این افراد شناخته شده بودند جلوی روند این کار تا حدودی گرفته میشد، منتهی در کانالهای تلگرامیمشکل بزرگتری که  وجود دارد اینکه اخبار نادرست را پخش میکنند و بازار را  فریب میدهند. ما در قانون به صراحت داریم که کسی نمیتواند به فرد دیگری توصیه خرید و فروش کند مگر اینکه مجوز لازم را از سازمان بورس اخذ کرده باشد. به استناد این قانون تمام افرادی که دارند در این سایتها و کانالهای تلگرامیبه  بازار خط میدهند، کارشان قابل پیگیری است تا جایی که من اطلاع دارم، سازمان بورس هم پیگیر این مسایل از راه قانونی آن است. مطلب دیگر اینکه عدهای به طمع سود بیشتر به افرادی اعتماد میکنند که صلاحیت لازم را ندارند و بعد که به مشکل برخوردند مانند سپردهگذارانی که به طمع دریافت سود غیرمتعارف در موسسات اعتبار سرمایهگذاری کرده و متضرر شدهاند معترض میشود.

 وبهعنوان سئوال آخر توصیه شما بهعنوان پیشکسوت فعال در این بازار به سهامداران چیست؟

توصیه من به سرمایهگذاران و بهخصوص کسانی که سهم میخرند این است که نگاه بلندمدت به خرید سهام داشته باشند و بر روی شركتهای بنیادی و شركتهایی که سود نقدی تقسیم میکنند و دارای پتانسیل رشد هستند سرمایهگذاری کنند. پرهیز از رفتار هیجانی هم که دیگر نیازی به توصیه ندارد. این هیجان میگذرد و اگر پایه درست باشد دیگر مشکلی پیش نمیآورد. همچنین هنگام مواجهه با مشایعات و اخبار مختلف تحقیقات لازم را انجام دهند سپس تصمیمگیری کنند.

 

کد خبر 388188

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 16 =