به گزارش صدای بورس، قیمت سهام ایران ترانسفو در سالهای گذشته مسیری را طی کرده که مقایسه نقطه شروع و پایان آن، در نگاه نخست بسیار سنگین به نظر میرسد؛ اما برای فهم این افت یک نکته کلیدی را نباید نادیده گرفت و آن این است که بترانس در همین فاصله چندین مرحله افزایش سرمایه داشته و تعداد سهام شرکت چند برابر شده است.
برای روشن شدن ماجرا باید به سال ۱۳۹۹ برگشت زمانی که سرمایه ایران ترانسفو از ۳۷۵ میلیارد تومان به ۳ هزار و ۶۴۰ میلیارد تومان افزایش یافت این افزایش سرمایه ۸۷۱ درصدی عمدتا از محل مازاد تجدید ارزیابی زمین و بخشی نیز از محل سود انباشته انجام شد.
این پایان ماجرا نبود، در سال ۱۴۰۳ سرمایه شرکت یک مرحله دیگر افزایش یافت و از ۳ هزار و ۶۴۰ میلیارد تومان به ۵ هزار و ۴۵۰ میلیارد تومان رسید یعنی ۵۰ درصد افزایش سرمایه دیگر سپس در سال ۱۴۰۴، سرمایه بترانس از ۵ هزار و ۴۵۰ میلیارد تومان به ۹ هزار میلیارد تومان رسید که معادل ۶۵.۱۴ درصد افزایش بود.
بنابراین، وقتی قیمت تاریخی بترانس با قیمت فعلی مقایسه میشود، نمیتوان صرفا قیمتهای اسمی را کنار یکدیگر گذاشت و از آن نتیجه گرفت که ارزش سهم به همان نسبت سقوط کرده است بخش قابلتوجهی از کاهش قیمت اسمی سهم نتیجه افزایش تعداد سهام پس از افزایش سرمایههاست.
با این حال، این موضوع تمام پرسش سهامداران را پاسخ نمیدهد. مسئله اصلی این است که پس از تعدیل اثر افزایش سرمایهها، ارزش سرمایهگذاری سهامدار در بترانس چه مسیری را طی کرده است؟
در اینجا مقایسه قیمت سهم با نرخ ارز نیز مطرح میشود. بر اساس ادعایی که میان سهامداران مطرح شده، بترانس در دورهای که دلار در محدوده ۱۵ هزار تومان قرار داشت یعنی در بازه سال ۱۳۹۸ تا ۱۳۹۹، در محدوده حدود ۷ هزار و ۷۰۰ تومان معامله میشد در حالی که امروز قیمت اسمی سهم در محدوده چندصد تومان قرار دارد و نرخ دلار نیز چندین برابر آن دوره شده است.
البته این مقایسه نیز باید با قیمت تعدیل شده انجام شود. اگر اثر افزایش سرمایههای انجامشده در سالهای بعد از آن قیمت تاریخی را در نظر نگیریم، در این صورت مقایسه ۷ هزار و ۷۰۰ تومان با ۳۳۰ تومان اساساً مقایسه دو قیمت متعلق به دو ساختار متفاوت سرمایهای است.
از همینجا اختلاف دیدگاهها آغاز میشود. یک نگاه صرفا به قیمت روی تابلو توجه میکند و کاهش شدید آن را نشانه افت ارزش سهم میداند، نگاه دیگر معتقد است ابتدا باید اثر افزایش سرمایهها را کنار گذاشت و سپس قیمت تعدیل شده را با قیمت تاریخی مقایسه کرد.
در واقع، بترانس طی این سالها از یک سرمایه ۳۷۵ میلیارد تومانی به شرکتی با سرمایه ۹ هزار میلیارد تومان رسیده است، بنابراین تعداد سهام شرکت به شدت افزایش یافته و طبیعی است که قیمت اسمی هر سهم نسبت به گذشته کاهش پیدا کند. افزایش سرمایه ۸۷۱ درصدی سال ۱۳۹۹ بهتنهایی بخش عمدهای از این تغییر را توضیح میدهد.
اما از سوی دیگر، پرسش مهم سهامداران همچنان پابرجاست: آیا افزایش سرمایهها توانستهاند متناسب با رشد سرمایه شرکت، ارزش اقتصادی و بازده سرمایهگذاری سهامداران را نیز افزایش دهند یا خیر؟
این پرسش بهخصوص از آن جهت اهمیت دارد که بخش بزرگی از افزایش سرمایه ۱۳۹۹ از محل تجدید ارزیابی داراییها انجام شد، بنابراین صرف افزایش سرمایه، به تنهایی به معنای ورود نقدینگی جدید به شرکت یا ایجاد سود عملیاتی بیشتر نیست. در افزایش سرمایههای بعدی نیز محل تامین سرمایه و هدف آن اهمیت دارد و باید جداگانه بررسی شود.
از سوی دیگر، وضعیت امروز بترانس با سالهای گذشته نیز یکسان نیست. شرکت در سالهای اخیر افزایش درآمد عملیاتی داشته و در گزارشهای جدید نیز رشد فروش آن دیده میشود؛ بنابراین برای قضاوت درباره ارزندگی سهم، باید قیمت فعلی را در کنار سودآوری و ارزش داراییهای امروز شرکت قرار داد نه اینکه تنها به قیمت تاریخی سهم یا نرخ دلار تکیه کرد.
در نهایت داستان بترانس را میتوان در سه عدد کلیدی خلاصه کرد: ۳۷۵ میلیارد تومان سرمایه در سال ۱۳۹۹، ۳ هزار و ۶۴۰ میلیارد تومان پس از افزایش سرمایه ۸۷۱ درصدی، و ۹ هزار میلیارد تومان سرمایه در سال ۱۴۰۴. به همین دلیل، سقوط ظاهری قیمت سهم از چند هزار تومان به چندصد تومان بدون در نظر گرفتن این تغییرات، تصویر کاملی از وضعیت سهامداران ارائه نمیدهد.
با این حال، همین تغییرات نیز پرسش دیگری را پررنگ میکند؛ این که در فاصلهای که سرمایه بترانس چندین برابر شده و نرخ ارز نیز رشد قابلتوجهی داشته، ارزش واقعی سهم برای سهامدار چه میزان تغییر کرده است؟ پاسخ این پرسش نه در قیمت اسمی سهم بلکه در قیمت تعدیل شده، سود تقسیمی، رشد سودآوری و ارزش روز داراییهای ایران ترانسفو مشخص میشود.