یک کارشناس بازار سرمایه گفت: افت فروش ماهانه یا فصلی شرکت‌ها لزوما به معنای کاهش سودآوری و منفی شدن قیمت سهام نیست، چرا که بازار علاوه بر عملکرد کوتاه‌مدت، پایداری سود، حاشیه سود و چشم‌انداز آینده شرکت‌ها را نیز بررسی می‌کند.

به گزارش صدای بورس، در بازار سرمایه کاهش فروش یک شرکت معمولا سیگنالی منفی برای سهامداران و فعالان بازار تلقی می‌شود، با این حال همیشه افت فروش به معنای کاهش سودآوری یا قرمز شدن تابلوی معاملات نیست.

گاهی برخی شرکت‌ها با وجود ثبت کاهش در میزان فروش، به دلایل مختلفی از جمله افزایش نرخ محصولات، تغییر ترکیب فروش، کنترل هزینه‌ها و رشد حاشیه سود، همچنان عملکرد قابل‌ توجهی در سودآوری دارند و حتی با استقبال معامله‌گران در بازار مواجه می‌شوند. اما چه عواملی باعث می‌شود یک شرکت با وجود افت فروش، همچنان سودهای بالایی شناسایی کند و سهام آن نیز در محدوده‌های مثبت معامله شود؟

در این راستا بهناز اکبرپور، کارشناس بازار سرمایه در گفت‌وگو با صدای بورس، درباره علت مثبت ماندن برخی نمادها با وجود افت فروش ماهانه یا فصلی اظهار داشت: در بازار سرمایه این تصور وجود دارد که کاهش فروش شرکت باید بلافاصله اثر منفی بر قیمت سهم داشته باشد اما در عمل عوامل متعددی در روند معاملات و ارزش‌گذاری سهام اثرگذار است و نمی‌توان تنها بر اساس یک گزارش ماهانه یا فصلی درباره وضعیت سهم قضاوت کرد.

وی افزود: بازار سرمایه ذاتا آینده‌نگر است و سرمایه‌گذاران معمولا تلاش می‌کنند چشم‌انداز عملکرد شرکت در ماه‌های آینده را ارزیابی کنند. در برخی موارد، کاهش فروش ممکن است ناشی از عوامل موقتی مانند تعمیرات دوره‌ای، محدودیت‌های انرژی، تاخیر در حمل محصولات یا جابه‌جایی زمانی در شناسایی درآمد باشد و بنابراین بازار لزوما این افت را به عنوان یک روند پایدار در نظر نمی‌گیرد.

کارشناس بازار سرمایه تصریح کرد: از سوی دیگر، کاهش فروش الزاما به معنای کاهش سودآوری نیست و ممکن است یک شرکت با وجود افت مقدار یا مبلغ فروش، از طریق افزایش نرخ محصولات، بهبود ترکیب فروش، کاهش بهای تمام‌ شده یا مدیریت هزینه‌ها همچنان حاشیه سود مناسبی داشته باشد و باید به یاد داشت که در چنین شرایطی، آنچه برای بازار اهمیت پیدا می‌کند کیفیت سود و توانایی شرکت در حفظ حاشیه سود است.

اکبرپور ادامه داد: در برخی شرکت‌ها نیز رشد سود خالص لزوما از محل فعالیت اصلی و عملیاتی حاصل نمی‌شود و ممکن است درآمدهایی مانند فروش دارایی، سود سرمایه‌گذاری‌ها، تسعیر ارز یا سایر درآمدهای غیرمستمر در افزایش سودآوری نقش داشته باشند. این نوع سودها می‌توانند در کوتاه‌مدت جذابیت سهم را افزایش دهند اما باید بررسی شود که آیا قابلیت تکرار و استمرار دارند یا خیر.

وی تاکید کرد: سود بالا زمانی برای سهامداران یک خبر مثبت و پایدار محسوب می‌شود که از محل عملیات اصلی شرکت، عملکرد واقعی و جریان نقد مناسب ایجاد شده باشد. چنین سودی می‌تواند به افزایش ارزش ذاتی سهم، بهبود وضعیت مالی، افزایش توان تقسیم سود و تامین منابع برای اجرای طرح‌های توسعه‌ای منجر شود.
به گفته وی، اگر بخش قابل توجهی از سود شرکت موقتی، غیرنقدی یا ناشی از شرایط خاص باشد، ممکن است انتظارات غیرواقعی در بازار ایجاد کند و در ادامه با مشخص شدن عدم تداوم این سودها سهم با اصلاح قیمتی مواجه شود.

اکبرپور در پایان گفت: مثبت بودن تابلوی یک سهم در شرایطی که فروش ماهانه یا فصلی آن کاهش یافته، لزوما یک تناقض نیست چرا که بازار مجموعه‌ای از متغیرها شامل پایداری سود، حاشیه سود، کیفیت درآمد، چشم‌انداز آینده و ارزندگی سهم را هم‌ زمان بررسی می‌کند. بنابراین سهامداران نباید صرفا به رشد سود خالص یا افت فروش یک دوره اکتفا کنند و لازم است منشا سودآوری و میزان تداوم‌ پذیری آن را با دقت بیشتری مورد بررسی قرار دهند.