نرخ بازده اخزا به ۴۱.۹ درصد رسید؛ سطحی که بار دیگر فشار نرخ سود بر بورس را پررنگ کرده است.

به گزارش صدای بورس، نرخ بازده اخزا به ۴۱.۹ درصد رسیده؛ عددی که دیگر نمی‌توان از کنار آن به‌عنوان یک نوسان معمول در بازار بدهی عبور کرد. از ابتدای سال ۱۴۰۴، بازده اخزا بین ۳۲.۷ تا ۴۱.۸ درصد در نوسان بوده و میانگین آن ۳۶.۶ درصد ثبت شده است. حالا نرخ بازده در فاصله‌ای حدود ۵.۳ واحد درصدی از میانگین ایستاده است.

مسئله اصلی اما خود اخزا نیست؛ مسئله، فشاری است که این نرخ بر بورس وارد می‌کند.

وقتی سرمایه‌گذار می‌تواند در بازار بدهی بازدهی نزدیک به ۴۲ درصد مطالبه کند، بورس برای جذب همان پول باید با یک مانع جدی‌تر رقابت کند. سهام علاوه بر ریسک نوسان قیمت، ریسک سودآوری، سیاست‌گذاری، نرخ ارز و شرایط اقتصادی را نیز به همراه دارد. بنابراین هرچه نرخ بدون‌ریسک بالاتر می‌رود، فاصله بازده مورد انتظار سهام با گزینه کم‌ریسک بیشتر می‌شود.

از همین‌جا فشار به ارزش‌گذاری‌ها آغاز می‌شود. نرخ سود بالا یعنی نرخ تنزیل بالاتر و نرخ تنزیل بالاتر یعنی ارزش فعلی پایین‌تر جریان‌های نقدی آینده شرکت‌ها. به زبان ساده‌تر، حتی اگر سود یک شرکت روی کاغذ تغییر نکند، بالا رفتن نرخ‌های بازار می‌تواند قیمت منصفانه سهام آن را تحت فشار قرار دهد.

ضربه دوم به نقدینگی وارد می‌شود. بازار سهام برای جذب پول تازه باید بازدهی متناسب با ریسک خود ارائه کند؛ اما وقتی بازار بدهی بازدهی در محدوده ۴۲ درصدی پیش روی سرمایه‌گذار می‌گذارد، رقابت بورس برای پول سخت‌تر می‌شود. نتیجه می‌تواند کاهش جذابیت نسبی سهام و افزایش تمایل بخشی از سرمایه‌گذاران به ابزارهای با درآمد مشخص باشد.

فشار اما به همین‌جا ختم نمی‌شود. رشد نرخ‌های تأمین مالی، هزینه پول برای بنگاه‌ها را بالا می‌برد. شرکتی که برای سرمایه در گردش یا توسعه خود نیازمند منابع جدید است، در محیط نرخ سود بالا باید هزینه بیشتری برای تأمین مالی بپردازد؛ هزینه‌ای که در نهایت می‌تواند به حاشیه سود و سودآوری آینده شرکت منتقل شود.

در واقع، اخزا با رسیدن به محدوده ۴۲ درصد، فقط یک عدد جدید در تابلوی بازار بدهی ثبت نکرده؛ بلکه سطح رقابت برای جذب نقدینگی را در کل بازار سرمایه تغییر داده است. هرچه این نرخ بالاتر بماند، فشار بر ارزش‌گذاری سهام، جریان نقدینگی و هزینه تأمین مالی شرکت‌ها نیز بیشتر خواهد بود.

برای بورس، مسئله دیگر صرفاً نرخ اخزا نیست؛ مسئله این است که بورس با چه ابزاری قرار است در برابر چنین نرخ سودی برای جذب سرمایه رقابت کند؟