محمد ولوجردی، مدیر صندوق شاخصی هموزن کیان در گفتوگو با صدای بورس از دلایل استفاده از استراتژی نیمهفعال، مزیت شاخص هموزن برای دسترسی به سهام کوچک و متوسط، ریسکها و هزینههای این نوع صندوقها صحبت کرد.
*عملکرد صندوق شاخصی هموزن کیان در دو سال اخیر را در مقایسه با شاخص هدف چگونه ارزیابی میکنید و مهمترین عوامل ایجادکننده اختلاف میان بازده صندوق و شاخص چه بودهاند؟
طی دو سال اخیر شاخص هموزن ۱۴۷ درصد بازدهی داشته، در حالی که صندوق شاخصی هموزن ۱۵۸ درصد بازدهی ثبت کرده است. به این ترتیب تقریباً ۱۱ درصد عملکرد بهتری را ثبت کردهایم. البته نکته اینجاست که در صندوقهای شاخصی، لزوماً عملکرد بهتر از شاخص شاید چندان موضوع جالبی نباشد. با این حال، به دلیل هزینههایی که صندوق دارد، ما تا حدودی از یک استراتژی نیمهفعال استفاده میکنیم و صندوق بهصورت صرف، پسیو نیست. به همین دلیل، مقداری از عملکرد بهتر صندوق ناشی از همین بخش فعال مدیریت پرتفوی بوده است. نکته دیگر این است که طی سه سال گذشته، یعنی از زمانی که استراتژی صندوق را تغییر دادیم، در اکثر مواقع عملکرد صندوق مشابه شاخص یا بهتر از آن بوده است. هدف ما این است که حداقل عملکردی پایینتر از شاخص نداشته باشیم.
*چرا شاخص هموزن برای سرمایهگذاری انتخاب شده است و این شاخص چه تفاوتی با شاخص کل دارد؟
این موضوع را از چند منظر میتوان بررسی کرد. نخستین منظر، بازدهی است. شاخص هموزن از سال ۱۳۹۳ که بهصورت رسمی رونمایی شده و محاسبه میشود، بهصورت سالانهشده و بر مبنای میانگین هندسی، سالانه ۵۲ درصد بازدهی داشته است؛ در حالی که این رقم برای شاخص کل ۴۷ درصد بوده است. این اعداد در حالی ثبت شده که طی دو سال اخیر، شاخص هموزن به دلایل مختلف نسبت به شاخص کل عملکرد مطلوبی نداشته است؛ با این حال، در بازه بلندمدت و طی حدود ۱۲ سال، شاخص هموزن توانسته عملکرد بهتری داشته باشد.
مسئله را از منظر دیگری هم میتوان بررسی کرد. سرمایهگذار از طریق شاخص هموزن، اکسپوژر بیشتری نسبت به سهام کوچک و متوسط خواهد داشت. اگر یک سرمایهگذار بخواهد مستقیماً در سهام کوچک و متوسط سرمایهگذاری کند، با مشکلات مختلفی از جمله اثر قیمتی معاملات و چالش نقدشوندگی این سهام مواجه میشود؛ اما زمانی که صندوق هموزن را خریداری میکند و نسبت به شاخص هموزن اکسپوژر میگیرد، به نوعی توانسته صنایع و شرکتهای کوچک و متوسط را نیز در پرتفوی خود پوشش دهد. برای مثال، تقریباً ۵۰ سهم بزرگ بازار حدود ۷۰ درصد وزن شاخص کل را تشکیل میدهند، در حالی که وزن همین شرکتها در شاخص هموزن تنها حدود ۱۲ درصد است. این ویژگی مزیت دیگری نیز ایجاد میکند و آن، افزایش تنوع در پرتفوی است که میتواند به کاهش ریسک سرمایهگذاران منجر شود.
*صندوق شاخصی هموزن به دلیل ماهیت سهامی خود با نوسانات قابلتوجهی مواجه است. مهمترین ریسکهای این صندوق چیست و این ریسکها چگونه مدیریت میشوند؟
ریسکهایی که با آن مواجه هستیم، زیاد است. یکی از موضوعات مهم، هزینههای بالای صندوق است. بخشی از این هزینهها مربوط به ارزش معاملات و تعداد زیاد تراکنشهایی است که انجام میدهیم. همچنین هنگام ورود یا خروج از سهام کوچک و متوسط، معاملات صندوق میتواند اثر قیمتی بر این سهمها داشته باشد. موضوع دیگر، هزینه مربوط به کارمزد مدیریت صندوق است. مورد دیگری که میتوان به آن اشاره کرد، سودهای نقدی است که شرکتها تقسیم میکنند و ما در دورهای از سال عملاً به این منابع دسترسی نداریم. مجموع این موارد شاید حداقل بین ۶ تا ۷ درصد برای صندوق هزینه ایجاد کند. برای پوشش این هزینهها، بخشی از پرتفوی را با یک استراتژی فعال مدیریت میکنیم و عملکرد سه سال گذشته نیز نشان میدهد که توانستهایم این هزینهها را پوشش دهیم. موضوع دیگری که میتوان به آن اشاره کرد، دامنه نوسان است. واقعیت این است که در برخی مواقع این موضوع از کنترل ما خارج است و البته همه صندوقها با آن مواجه هستند. با این حال، تلاش میکنیم تا حد امکان در روزهایی که تقاضا وجود دارد یا در روزهایی که عرضه زیاد است، پاسخگوی سرمایهگذاران باشیم.
*سرمایهگذاری در صندوق شاخصی هموزن کیان را به چه گروهی از سرمایهگذاران، با چه سطحی از ریسکپذیری و چه افق زمانی توصیه میکنید؟
بهصورت کلی، صندوقهای شاخصی ترند دنیا هستند. برای مثال، در آمریکا از سال ۲۰۱۰، اندازه صندوقهای پسیو یا شاخصی تقریباً معادل ۲۵ درصد کل بازار بود، در حالی که در پایان سال ۲۰۲۴ این رقم به بیش از ۵۰ درصد رسیده است. اگر بخواهیم مشخصتر درباره کاربرد این صندوقها برای سرمایهگذاران صحبت کنیم، میتوان دو گروه را در نظر گرفت. گروه نخست کسانی هستند که در بازار حضور ندارند، دانش و تخصص کافی و یا زمان لازم را برای فعالیت مستقیم در بازار در اختیار ندارند، اما در عین حال میخواهند در بازار سهام سرمایهگذاری کنند. خرید صندوق شاخصی به این افراد کمک میکند تا به همان میزانی که بازار بازدهی میدهد، چه مثبت و چه منفی، از مزیت حضور در بازار بهرهمند شوند.
گروه دوم، سرمایهگذاران حرفهای هستند. در این زمینه، استراتژیای تحت عنوان Core-Satellite وجود دارد که بر اساس آن، بخش عمده پرتفوی بهصورت شاخصی و مشابه بازار چیده میشود و بخش کوچکتری از پرتفوی به شکل فعال مدیریت میشود تا بازده مازاد نسبت به شاخص ایجاد کند. در نتیجه، با این روش هم ریسک پرتفوی کاهش پیدا میکند و هم تمرکز بر بخشی که قرار است «آلفا» ایجاد کند، بیشتر میشود. بنابراین صندوق شاخصی هم میتواند برای افراد حرفهای و هم برای افراد غیرحرفهای مفید باشد.
*برنامههای آتی صندوق برای بهبود نقدشوندگی، کاهش خطای تعقیب، افزایش کیفیت بازارگردانی و توسعه جایگاه صندوق چیست؟
ما تلاش میکنیم کیفیت صندوق را در سه حوزه حفظ کنیم. نخستین مأموریت ما، کسب بازدهی معادل شاخص است که تا اینجا در آن موفق بودهایم.
موضوع بعدی، نقدشوندگی است که در صندوقهای سرمایهگذاری اهمیت زیادی دارد. متأسفانه برخی صندوقها از نقدشوندگی مناسبی برخوردار نیستند، اما ما تلاش کردهایم تا حد ممکن این موضوع را برطرف کنیم؛ بهگونهای که میانگین ارزش معاملات صندوق از ابتدای سال ۱۴۰۴ تا امروز حدود ۴۰ میلیارد تومان در روز بوده است.
موضوع سوم، حباب قیمتی است؛ مسئلهای که در مقاطع مختلف میتواند سرمایهگذاران را با مشکل مواجه کند. تعهد ما و کاری که در حال انجام آن هستیم، بازارگردانی فعال است. در میان صندوقهای پرتراکنش، از کمترین حباب قیمتی برخوردار هستیم و در بسیاری از مواقع که شرایط بازار نرمال است، حباب را به صفر میرسانیم.
در عین حال، در حال بهبود این وضعیت هستیم و منابع جدیدی نیز برای بازارگردانی اختصاص دادهایم که اثر آن را میتوان روی تابلو مشاهده کرد. این سه حوزه مواردی هستند که تا امروز تلاش کردهایم کیفیت آنها را حفظ کنیم و در آینده نیز سعی خواهیم کرد شرایط را بهتر کنیم و موانع موجود را با روشهای مختلف برطرف کنیم.