به گزارش صدای بورس، شنبه ۱۱ مهرماه ۱۴۰۵ برای بازار سرمایه روزی متفاوت بود. در میانه معاملات، نمادهای اصلی گروه پالایشی شامل «شبندر»، «شتران»، «شپنا»، «شراز» و «شبریز» متوقف شدند و ناظر بازار با استناد به ماده ۳۱ دستورالعمل اجرایی معاملات، در پی «ظن دستکاری قیمت و استفاده از اطلاعات نهانی»، معاملات آن روز را ابطال کرد.
سازمان بورس مهلتی تا ۲۲ مهرماه برای تعلیق نمادها تعیین و بازگشایی آنها را به افشای آخرین وضعیت تصمیمگیری درباره دستورالعمل قیمتگذاری نفت خام مشروط کرد. با این حال، ریشه این اتفاق صرفاً یک مسئله معاملاتی نبود؛ ابهام درباره نرخ خوراک و میزان تعدیل قیمت نفت ایران، مسئله اصلی بازار بود.
تکرار یک تجربه پرهزینه
مداخلات دولت در فرمولهای خوراک طی سالهای گذشته بارها به یکی از عوامل بیاعتمادی در بورس تبدیل شده است. مسئله فقط تغییر چند دلار در نرخ خوراک نیست؛ مشکل اصلی، تغییر قواعد پس از تصمیمگیری و سرمایهگذاری شرکتهاست. وقتی سرمایهگذار نتواند جریان نقدی آینده یک شرکت را بر اساس یک فرمول مشخص پیشبینی کند، «ریسک سیاستگذاری» به ریسکهای عملیاتی اضافه میشود. نتیجه طبیعی چنین وضعیتی، افزایش نرخ بازده مورد انتظار، کاهش ارزش شرکتها، افزایش هزینه سرمایه و کوتاهتر شدن افق سرمایهگذاری است. بازار سرمایه هنوز آثار تصمیمات ناگهانی گذشته، از جمله ماجرای نرخ خوراک در اردیبهشت ۱۴۰۲، را به یاد دارد و تکرار چنین تجربهای میتواند آسیب بیشتری به اعتماد سهامداران وارد کند.
در روزهای اخیر، بخشی از بحثهای بازار به موضوع «حذف تخفیف خوراک» یا سقفگذاری کرکاسپرد اختصاص یافت. در حالی که بررسی اظهارات مدیران پالایشی نشان میدهد مسئله اصلی، تغییر در میزان تعدیل قیمت نفت ایران در فرمول خوراک است. عددهایی مانند منفی ۵ دلار لزوماً به معنای تخفیف اعطایی دولت نیست و میتواند بخشی از تعدیل قیمت نفت ایران نسبت به نفت شاخص و منعکسکننده شرایط صادراتی، ریسک تحریم و هزینههای فروش باشد. بنابراین تغییر این متغیر، مستقیماً بر سودآوری پالایشگاهها اثر میگذارد و حساسیت بازار نیز از همینجا ناشی میشود.
سه فرمول برای یک بازار
ابهام زمانی جدیتر شد که مرتضی زمانیان، معاون راهبردی وزارت اقتصاد، اعلام کرد یک تصمیم نهایی و واحد درباره این موضوع وجود ندارد و سه فرمول متفاوت از سوی وزارت اقتصاد، شرکت ملی پالایش و پخش و وزارت نفت مطرح شده است. در چنین شرایطی، مسئله اصلی بازار نه یک تصمیم قطعی، بلکه بلاتکلیفی در فرآیند تصمیمگیری است.
شفافیت؛ تنها راه خروج از برزخ
حجتا...صیدی، رئیس سازمان بورس هم ضمن تأکید بر اینکه فرمول نرخ خوراک در حال بررسی است و سازمان پیگیر نهایی شدن هرچه سریعتر آن است، تصریح کرد که اگر قرار است تغییری رخ دهد یا ندهد، باید شفاف به بازار اعلام شود.
در پاسخ به پرسشها پیرامون عدم حضور سازمان در جلسات تصمیمگیری دولتی، صیدی صراحتاً توضیح داد که نیازی به حضور سازمان در آن جلسات نبوده است؛ چرا که سازمان بورس در تعیین قیمت خوراک رأیدهنده نیست و حضور در جلسات چانهزنی میان وزارت نفت، پالایش و پخش و پالایشگاهها موضوعیت ندارد.
نقش سازمان پیش از این جلسات با مکاتبات رسمی جهت صیانت از حقوق سهامداران ایفا شده است. اکنون که به روزهای تعیینکننده رسیدهایم، باید بر این نکته تأکید کرد که حتی در بدبینانهترین سناریو، یعنی حذف بخشی از این تعدیلها، پالایشیها به دلیل کرکاسپرد مطلوب و حجم تولید، از بنیادهای مستحکمی برخوردارند. مشکل اصلی، ریسک ابهام است، نه لزوماً ریسک واقعیتِ سودآوری.
بازار سرمایه در انتظار است. اگر تصمیمی گرفته شده، بلافاصله و در همان روز روی کدال بنشیند؛ اگر اقدامی صورت نگرفته، صریح تکذیب شود؛ و اگر هنوز تصمیمی وجود ندارد، این عدم تصمیم نیز صادقانه به بازار اعلام شود. هیأتمدیره سازمان بورس نیز اگر نتواند در این مورد، اصلیترین وظیفه خود یعنی دفاع از ثبات و پیشبینیپذیری بازار را انجام دهد، باید پاسخگو باشد.
فرصت برای اجتناب از تکرار خطاهای تاریخی هنوز وجود دارد. وزارت نفت و وزارت اقتصاد باید بر طمعِ بلعیدن سریعِ درآمدِاندکِ ناشی از تغییرِ ناگهانیِ قواعد، فائق آیند و بدانند که اعتماد عمومی، سرمایهای است که یکبار از دست برود، به راحتی بازنمیگردد. تا آن زمان، چشمها به کدال دوخته شده است؛ چرا که سرمایه سهامداران، بازیچه تصمیمات محرمانه نیست.
-
سپهر طاهری - خبرنگـار
- هفتهنامه اطلاعات بورس ۶۴۸