اتفاقی که طی روزهای اخیر برای صنعت پالایش و نمادهای پالایشی بازار سرمایه رخ داد، بیش از آنکه یک بحث ساده درباره چند دلار افزایش یا کاهش تخفیف خوراک باشد.

اتفاقی که طی روزهای اخیر برای صنعت پالایش و نمادهای پالایشی بازار سرمایه رخ داد، بیش از آنکه یک بحث ساده درباره چند دلار افزایش یا کاهش تخفیف خوراک باشد، بار دیگر مسئله ثبات مقررات و امکان پیش بینی سودآوری شرکت‌ها و فعالیت‌های اقتصادی را به یکی از موضوعات اصلی بازار تبدیل کرد. در روزی که بازار سهام معاملات خوبی را آغاز کرده بود، انتشار اخبار مربوط به احتمال تغییر در تخفیف خوراک پالایشگاه‌ها به سرعت فضای معاملات این گروه را تغییر داد. در سناریوهای مطرح شده، کاهش تخفیف نفت خام سنگین از ۶ دلار به ۴ دلار و نفت خام سبک از ۵ دلار به ۲.۵ دلار به ازای هر بشکه مطرح شد. البته این اعداد تاکنون به عنوان تصمیم نهایی ابلاغ نشده‌اند و همچنان بحث بر سر فرمول قیمت‌گذاری ادامه دارد.
پس از این اتفاق، نمادهای پالایشی متوقف و تعلیق شدند و بازگشایی آنها نیز به روشن شدن آخرین وضعیت دستورالعمل قیمت‌گذاری نفت خام و فرآورده‌ها منوط شد. حتی معاملات شرکت‌های پالایشی نیز به دلیل وجود ظن استفاده از اطلاعات نهانی یا دستکاری قیمت تایید نشد. همین اتفاق به خوبی نشان می‌دهد که ابهام در تصمیم گیری چگونه می‌تواند به سرعت از سطح یک بحث کارشناسی در دولت به معاملات بازار سرمایه منتقل شود.
صنعت پالایش در سال‌های گذشته دوره‌های بسیار سختی را پشت سر گذاشته و همین فرمول قیمت‌گذاری در دوره‌هایی که کرک اسپردها پایین بوده، مبنای فعالیت شرکت‌ها قرار داشته است. امروز که شرایط بازار جهانی فرآورده‌ها بهتر شده و کرک اسپرد پالایشگاه‌ها در سطوح مناسبی قرار گرفته، منطقی نیست صرفا به دلیل افزایش سودآوری صنعت، اجزای فرمول به شکلی تغییر کند که بخشی از این بهبود از شرکت‌ها گرفته شود.
اگر قرار باشد هر زمان شرایط یک صنعت نامناسب است فرمول فعلی پابرجا بماند، اما به محض بهبود شرایط سودآوری، سیاست‌گذار به فکر تغییر فرمول، کاهش تخفیف یا حتی محدود کردن کرک اسپرد بیفتد، عملا مفهوم سرمایه‌گذاری و پذیرش ریسک در آن صنعت زیر سوال می‌رود.
مسئله مهم تر برای بازار سرمایه، پیش بینی پذیری است. سرمایه‌گذار می‌تواند با کرک اسپرد بالا یا پایین، نفت گران یا ارزان و حتی حاشیه سود کمتر کنار بیاید، مشروط بر اینکه قواعد بازی مشخص باشد. آنچه ارزش‌گذاری را دشوار می‌کند تغییر قواعد در میانه مسیر است. وقتی تحلیلگر نداند فرمولی که امروز مبنای ارزش‌گذاری شرکت قرار داده چند ماه بعد همچنان معتبر خواهد بود یا خیر، ناچار است ریسک سیاست‌گذاری را با نرخ تنزیل بالاتری در قیمت سهام لحاظ کند.
بنابراین مسئله امروز پالایشی‌ها فقط این نیست که تخفیف نفت سبک یا سنگین چند دلار باشد. مسئله اصلی این است که آیا می‌توان برای صنعت پالایش یک فرمول پایدار، شفاف و قابل پیش بینی تعریف کرد یا قرار است با تغییر شرایط سودآوری، قواعد نیز تغییر کنند.
اگر هدف، توسعه صنعت پالایش، ارتقای کیفیت فرآورده‌ها و جذب سرمایه برای پروژه‌های جدید است، مهم ترین پیش نیاز آن ثبات در سیاست‌گذاری است. فرمول می‌تواند در یک چارچوب کارشناسی اصلاح شود، اما تغییر آن باید با منطق اقتصادی، افق زمانی مشخص و بدون تصمیمات مقطعی انجام شود. صنعت پالایش بیش از تخفیف بیشتر، به قاعده ای نیاز دارد که بتواند روی ماندگاری آن حساب کند.

  • فرهنگ حسینی - کارشناس بازار سرمایه

  • هفته‌نامه اطلاعات بورس ۶۴۸