تحریم‌های جدید آمریکا در حالی با نام چند خودروساز ایرانی خبرساز شده که بررسی ابعاد این بسته، پرسش‌هایی درباره دامنه واقعی اهداف و پیامدهای آن برای اقتصاد ایران ایجاد کرده است.

به گزارش صدای بورس، وزارت خزانه‌داری آمریکا روز اول اکتبر ۲۰۲۶ در چارچوب عملیات گسترده «طرد اقتصادی» دور تازه‌ای از تحریم‌ها را علیه بخش‌های کلیدی اقتصاد ایران اعلام کرد.

در این بسته تحریمی نام شرکت‌های بزرگی از جمله ایران‌خودرو، سایپا، ایران‌خودرو دیزل، پارس‌خودرو، زامیاد، نیرو موتور شیراز و دماوند، شرکت راه‌آهن جمهوری اسلامی ایران، شرکت قطارهای مسافری رجا و هپکو به چشم می‌خورد.

در ساعات اولیه انتشار خبر، توجه رسانه‌ها و بازار سرمایه عمدتا روی خودروسازان متمرکز شد، نمادهای خودرو، خساپا، خپارس و خزامیا در کانون توجه معامله‌گران قرار گرفتند اما امیرحسن کاکایی، عضو هیئت علمی دانشکده خودرو دانشگاه علم و صنعت ایران، در گفت‌وگو با صدای بورس این روایت غالب را به چالش کشید و آن را "انحرافی" خواند.

کاکایی اظهار داشت: تمرکز بر تحریم خودروسازی انحراف از اصل موضوع است. صنعت خودرو از سال ۱۳۹۷ تحت تحریم قرار دارد و محدودیت‌های خارجی و داخلی متعددی را تجربه کرده است. از این رو تحریم جدید تغییر اساسی در وضعیت این صنعت ایجاد نخواهد کرد.

وی افزود: اگر بخش خودرو کنار گذاشته شود، به هسته اصلی این تحریم‌ها می‌رسیم یعنی شرکت راه‌آهن، شرکت قطارهای مسافری رجا و تعدادی از فولادسازان و این بخش‌ها موضوع اصلی هستند.

چرا راه‌آهن مهم‌تر از خودروست؟

اهمیت تحریم ریلی را باید در شرایط فعلی تجارت و حمل‌ و نقل ایران جست‌وجو کرد. براساس گزارش‌های منتشر شده، آمریکا در حالی شبکه ریلی ایران را هدف گرفته که محدودیت‌های ایجاد شده در مسیرهای دریایی، وابستگی بیشتری به حمل‌ و نقل زمینی و ریلی ایجاد کرده است. رویترز نیز گزارش داده است که در پی محدود شدن مسیرهای دریایی ایران برای انتقال موادی چون نفت، کود، مواد شیمیایی و سایر کالاها بیشتر به حمل‌ونقل ریلی و زمینی متکی شده است.

در چنین شرایطی، تحریم یک خودروساز را می‌توان در چارچوب محدودیت‌های قدیمی‌تر صنعت خودرو تحلیل کرد اما قرار گرفتن شرکت‌های ریلی در فهرست تحریم، مستقیما به ظرفیت جابه‌جایی کالا در داخل کشور مربوط می‌شود و این موضوع برای صنایعی که حجم بالایی از مواد اولیه محصولات یا قطعات خود را از طریق حمل‌ و نقل ریلی جابه‌جا می‌کنند، اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

به بیان دیگر، اثر این تحریم می‌تواند از یک شرکت مشخص فراتر برود و به زنجیره‌ای از صنایع منتقل شود، از معادن و فولاد گرفته تا صنایع پایین‌دستی، ماشین‌آلات و حتی تولیدکنندگانی که برای تامین قطعات و مواد اولیه به شبکه حمل‌ونقل کشور وابسته‌اند.

تشدید محاصره لجستیکی

کاکایی با اشاره به روند محدودیت‌های چندماهه اخیر توضیح داد: از حدود شش تا هفت ماه پیش محاصره دریایی آغاز شده و حدود یک ماه پیش محاصره هوایی نیز شروع شد و اکنون محدودیت‌های ریلی در حال اعمال بوده و در عمل تنها مسیر جاده‌ای باقی مانده است.

وی تصریح کرد: ظرفیت مسیرهای زمینی کمتر از مسیرهای دریایی بوده و با محدود شدن شبکه ریلی، انتقال کالاهای صنعتی از جمله قطعات خودرو از طریق روش‌های غیررسمی بسیار دشوار خواهد شد.

این بخش از اظهارات کاکایی را می‌توان از زاویه زنجیره تأمین نیز بررسی کرد چرا که حمل‌ و نقل ریلی به‌ویژه برای کالاهای حجیم و سنگین از مواد معدنی و فولاد گرفته تا ماشین‌آلات و برخی مواد اولیه صنعتی نقش متفاوتی نسبت به حمل جاده‌ای دارد بنابراین جایگزین کردن کامل ریل با کامیون صرفا به معنای تغییر وسیله حمل نبوده و می‌تواند هزینه، زمان و ظرفیت جابه‌جایی را تحت تاثیر قرار دهد.

از سوی دیگر، وقتی محدودیت به شبکه حمل‌ و نقل اضافه می‌شود فشار تنها به شرکت حمل‌ و نقل وارد نشده و افزایش هزینه لجستیک می‌تواند در نهایت به قیمت تمام‌ شده تولیدکنندگان منتقل شود، موضوعی که برای صنایع صادرات‌ محور و شرکت‌هایی که حاشیه سود آن‌ها به قیمت مواد اولیه و هزینه حمل وابسته است، اهمیت بیشتری دارد.

به گفته این استاد دانشگاه، تاثیر مستقیم این تحریم‌ها بر تولید خودرو محدود است زیرا بازار داخلی دیگر کشش لازم را ندارد و خودروسازان تاکنون از تمام ابزارهای در اختیار خود استفاده کرده‌اند و آنچه اهمیت بیشتری دارد اثر این محدودیت‌ها بر زنجیره صنایع سنگین و افزایش فشار بر نرخ ارز است.

کاکایی به واکنش سریع بازار ارز اشاره کرد و گفت: در دو روز اخیر نرخ دلار حدود دو هزار تومان افزایش یافته که نشان‌ دهنده اثر فوری این تحریم‌ها بر انتظارات ارزی است.

از تحریم یک نماد تا فشار بر زنجیره تولید

در بازار سرمایه، نخستین واکنش طبیعی می‌تواند متوجه نمادهایی باشد که نام آنها مستقیما در فهرست تحریم‌ها قرار گرفته است اما دامنه اثر اقتصادی الزاما به همین نمادها محدود نمی‌شود.

ایران‌خودرو، سایپا و برخی شرکت‌های زیرمجموعه آنها از مهم‌ترین نام‌های بورسی این فهرست هستند اما همزمان تحریم شبکه ریلی و بخش‌هایی از صنایع فلزی و ماشین‌آلات سنگین، احتمال انتقال فشار به شرکت‌های دیگری را نیز مطرح می‌کند.

خزانه‌داری آمریکا در این بسته علاوه بر بخش خودرو و ریل، شبکه‌هایی در حوزه تولید، فلزات و تجهیزات سنگین را نیز هدف قرار داده است.

از این منظر، مسئله اصلی برای بازار سرمایه فقط این نیست که "کدام نماد تحریم شده است"، بلکه مهم این است که این است که محدودیت‌های جدید چگونه روی هزینه تامین، حمل مواد اولیه، صادرات، دسترسی به بازارهای خارجی و در نهایت سودآوری شرکت‌ها اثر می‌گذارد، به‌خصوص در صنایع سنگین که زنجیره تولید به‌ هم‌ پیوسته است.

پیام تحریم‌ها برای بازار سرمایه

تحلیل‌های کارشناسی نشان می‌دهد که هرچند نمادهای خودرویی بورس، مستقیما در فهرست تحریم قرار گرفته‌اند اما پیام مهم‌تر این دور از اقدامات تنگ‌تر شدن حلقه محدودیت‌های لجستیکی کشور است.

آمریکا با هدف قرار دادن شبکه ریلی و صنایع فلزی، علاوه بر شرکت‌های مشخص بخشی از زیرساخت انتقال کالا و ظرفیت صنعتی ایران را نیز هدف گرفته است، زیرساختی که در شرایط محدودیت مسیرهای دریایی و هوایی اهمیت بیشتری پیدا کرده است.

کاکایی در پایان تاکید کرد: مسئولان باید برای مدیریت این شرایط برنامه‌ریزی جدی داشته باشند زیرا فشار بر صنایع بالادستی و سنگین در حال افزایش است و آثار آن به‌تدریج در کل اقتصاد نمایان خواهد شد.