به گزارش صدای بورس زمانی که بخش بزرگی از بازار زیر فشار فروش قرار داشت، نمادهای دارویی به یکی از گروههای پیشرو تبدیل شدند. با بازگشت تقاضا به کلیت بورس ورق برگشت و گروهی که زودتر از بازار حرکت کرده بود، در روزهای سبز شاخص کل از بازار عقب ماند. دادهها نشان میدهد این رفتار بیش از آنکه یک تناقض باشد، میتواند حاصل تغییر فاز بازار از پناه بردن به صنایع دارای محرک مشخص به چرخش نقدینگی به سمت گروههای جامانده باشد.
از لیدری در بازار ضعیف تا جاماندگی در بازار مثبت
قویترین شاهد برای بخش نخست این روایت در تیر ۱۴۰۵ دیده میشود. در ماهی که میانگین بازده شاخص ۴۰ صنعت فعال بازار سهام به منفی ۰.۹۷ درصد رسید و تنها ۱۴ صنعت بازده مثبت ثبت کردند، شاخص صنعت «مواد و محصولات دارویی» با رشد ۳۲.۲ درصدی بهترین عملکرد ماهانه را میان صنایع بورس به نام خود زد. این شاخص در پایان تیر نیز در بالاترین سطح تاریخی خود قرار گرفت.
اما در نیمه دوم شهریور، رابطه تغییر کرد. شاخص کل بورس در ۲۴ شهریور ۱.۷۴ درصد رشد کرد و در ۲۵ شهریور نیز ۰.۴۷ درصد دیگر بالا رفت؛ در مقابل، شاخص صنعت دارویی در همین دو روز به ترتیب ۰.۵۷ و ۰.۹۴ درصد کاهش یافت. در ۲۵ شهریور نیز تصویر چرخش صنایع روشن بود. فلزات اساسی ۱.۴۵ درصد، محصولات شیمیایی ۱.۶۲ درصد، شرکتهای چندرشتهای صنعتی ۲.۳۹ درصد و سرمایهگذاریها ۲.۲۵ درصد مثبت بودند، در حالی که شاخص صنعت دارویی حدود یک درصد منفی بود و تعداد نمادهای منفی گروه بر نمادهای مثبت غلبه داشت.
شکاف ۲۱ واحد درصدی در کمتر از یک ماه
اگر بازه بررسی را کمی طولانیتر کنیم، عقبماندگی اخیر داروییها از بازار حتی واضحتر میشود. شاخص کل از ۶ میلیون و ۶۱ هزار و ۵۴۷ واحد در ۳۱ مرداد به ۷ میلیون و ۵۵۷ هزار و ۶۴۲ واحد در ۲۵ شهریور رسید که حدود ۲۴.۷ درصد رشد را نشان میدهد. شاخص دارویی در همین فاصله از ۱۸ هزار و ۵۷۶ واحد به ۱۹ هزار و ۲۴۷ واحد معادل حدود ۳.۶ درصد رشد رسید.
بنابراین در کمتر از یک ماه، بازده شاخص کل نزدیک به ۲۱ واحد درصد بیشتر از شاخص دارویی بوده است. این عدد برای صنعتی که تا چند هفته قبل یکی از سریعترین گروههای بازار بود، نشانه مهمی از تغییر اولویت نقدینگی است.
در افق بلندتر، دارو هنوز جلوتر است
عقبماندگی شهریور نباید باعث شود تصویر بلندمدت صنعت فراموش شود. در دادههای ثبتشده تا ۲۵ شهریور، بازده شاخص دارویی در دورههای سهماهه، ششماهه و یکساله به شکل محسوسی بالاتر از شاخص کل بوده است. همین موضوع یکی از دلایلی است که فرضیه «شناسایی سود» و «چرخش نقدینگی» را تقویت میکند.
وقتی یک صنعت طی یک سال بیش از ۳۴۰ درصد بازده داده، الزاما با شروع موج صعودی بازار دوباره سریعترین گروه نخواهد بود. بخشی از انتظارات مثبت ممکن است پیشتر در قیمت سهام منعکس شده باشد و سرمایهگذارانی که سود قابلتوجهی کسب کردهاند، به سمت گروههای جاماندهتر حرکت کنند.
مرحله بعدی تحلیل داروییها احتمالا بیشتر شرکتمحور خواهد بود. وقتی تقریبا همه نمادهای یک صنعت بهطور همزمان از یک روایت کلان مانند افزایش نرخ منتفع میشود در ابتدا کل گروه جهش میکند؛ اما پس از آن بازار ناگزیر میان شرکتها تفکیک قائل میشود.
در این مرحله متغیرهایی مانند مقدار واقعی تولید و فروش، نرخ فروش محصولات، حاشیه سود ناخالص و جریان نقد عملیاتی، سهم مواد اولیه وارداتی و دوره وصول مطالبات میتواند تفاوت بزرگی میان کیفیت سود شرکتها ایجاد کند.