صندوق ارزی مانا ملت در حالی از امروز پذیره‌نویسی می‌شود که تجربه تسویه ریالی سپرده‌های ارزی هنوز در حافظه سپرده‌گذاران باقی مانده است؛ حالا با ورود دوباره سیاست‌گذار به جذب ارزهای مردم، این سوال مطرح است که در صورت بروز بحران ارزی، چه سازوکاری تضمین می‌کند تاریخ دوباره تکرار نشود؟

به گزارش صدای بورس، صندوق ارزی مانا ملت در حالی از امروز پذیره‌نویسی می‌شود که تجربه تسویه سپرده‌های ارزی در دولت دهم هنوز از حافظه سپرده‌گذاران پاک نشده است؛ این بار اما سؤال اصلی این است که اگر بحران دوباره از راه برسد، چه تضمینی وجود دارد که داستان تعهدات ارزی مردم به شکل دیگری تکرار نشود؟

بازار سرمایه در حال آزمودن یک ابزار تازه است؛ صندوقی با نام ارزی مانا ملت که قرار است دلارهای مردم را از نگهداری به شکل اسکناس خارج و وارد یک ساختار رسمی سرمایه‌گذاری کند. پذیره‌نویسی این صندوق از امروز چهارشنبه ۲۵ شهریور آغاز می‌شود و متقاضیان می‌توانند با حداقل ۱۰۰ دلار در آن سرمایه‌گذاری کنند.

در نگاه نخست، ایده روشن است: صاحب دلار، به جای نگهداری ارز در خانه، منابع خود را وارد صندوقی کند که در دارایی‌های با درآمد ثابت ارزی سرمایه‌گذاری می‌کند و در مقابل، سود ارزی و امکان نقدشوندگی دریافت کند. اما مسئله در اقتصاد ایران فقط طراحی ابزار مالی نیست؛ مسئله اصلی اعتماد است.

وقتی دلار مردم، ریال شد

ایران پیش از این نیز تجربه استفاده از منابع ارزی مردم در شبکه بانکی را داشته است؛ تجربه‌ای که پایان خوشی برای بخشی از سپرده‌گذاران نداشت.

در پی شوک ارزی سال‌های ابتدایی دهه ۹۰، موضوع نحوه بازپرداخت سپرده‌های ارزی به یکی از مناقشه‌های جدی نظام بانکی تبدیل شد. محمدرضا پورابراهیمی، رئیس وقت کمیسیون اقتصادی مجلس، بعدها با اشاره به این تجربه اعلام کرد که بانک‌ها سپرده‌های ارزی مردم را با ریال تسویه کردند و این اتفاق را عامل آسیب جدی به سرمایه اجتماعی نظام بانکی دانست.

روایت ساده ماجرا برای سپرده‌گذار این بود: فردی دلار خود را به بانک سپرده بود، اما در زمان مطالبه، به جای همان دارایی ارزی، معادل ریالی آن را دریافت می‌کرد.

همین تجربه کافی بود تا یک پیام در ذهن بخشی از جامعه باقی بماند: تعهد ارزی، تا زمانی که شرایط عادی است، یک چیز است و در زمان بحران ممکن است چیز دیگری شود.

حالا سال‌ها گذشته و سیاست‌گذار دوباره به سراغ منابع ارزی مردم رفته است؛ این بار نه در قالب سپرده بانکی، بلکه در قالب صندوق سرمایه‌گذاری ارزی.

اما آیا صرفاً تغییر قالب مالی، مسئله اعتماد را حل می‌کند؟

مانا ملت چه تضمینی دارد؟

طبق مقررات مربوط به صندوق‌های سرمایه‌گذاری ارزی، تسویه وجوه ناشی از ابطال واحدهای صندوق باید به صورت ارزی انجام شود و تسویه ریالی ممنوع است. در مورد مانا ملت نیز دلار، ارز منتخب صندوق اعلام شده و اصل سرمایه و بازده باید در چارچوب مقررات به صورت ارزی تسویه شود. این تفاوت مهمی با تجربه گذشته است. اما یک نکته را نباید نادیده گرفت: ممنوعیت قانونی تسویه ریالی، با تضمین بی‌قیدوشرط دسترسی به دلار در هر شرایطی یکسان نیست. در ساختار مانا ملت، بانک ملت به عنوان ضامن نقدشوندگی صندوق معرفی شده است. این موضوع یک پشتوانه مهم برای نقدشوندگی صندوق محسوب می‌شود؛ اما ضامن نقدشوندگی بودن را نباید با ضامن اصل سرمایه و سود توسط بانک مرکزی یکی دانست. دقیقاً همین جاست که پرسش‌های اصلی شکل می‌گیرد:

اگر امروز ۱۰۰ دلار وارد صندوق شود و فردا شرایط اقتصادی عادی نباشد، سازوکار بازگشت این ۱۰۰ دلار چیست؟

اگر هزاران نفر همزمان تصمیم بگیرند واحدهای خود را ابطال کنند، منابع ارزی مورد نیاز از کجا تأمین می‌شود؟

اگر بحران ارزی، دسترسی به منابع خارجی را محدود کند چه؟

اگر دارایی‌های صندوق در زمان درخواست ابطال به سرعت قابل نقد شدن نباشند چه؟

و مهم‌تر از همه، اگر ضامن نقدشوندگی نیز در شرایط بحرانی نتواند تمام تعهدات خود را پوشش دهد، مسئولیت نهایی بر عهده چه نهادی خواهد بود؟

این‌ها پرسش‌هایی درباره یک اتفاق فرضی و غیرممکن نیستند؛ اقتصاد ایران پیش از این نشان داده که بحران ارزی می‌تواند قواعد معمول بازار را تحت فشار قرار دهد.

تفاوت ضامن نقدشوندگی با ضمانت بانک مرکزی

یکی از نقاطی که باید برای سرمایه‌گذاران شفاف شود، دقیقاً همین تفاوت است. در تجربه‌ای که پورابراهیمی از آن انتقاد کرده بود، یکی از ایرادات مطرح‌شده، نبود ضمانت مستقیم بانک مرکزی بود. او تأکید کرده بود که برای بازگرداندن اعتماد مردم به سپرده‌های ارزی، باید سازوکاری ایجاد شود که بانک مرکزی پشتوانه اصل و فرع سپرده‌ها باشد. اما در صندوق جدید، آنچه اعلام شده، ضمانت نقدشوندگی بانک ملت است، نه ضمانت مستقیم بانک مرکزی برای اصل و سود سرمایه‌گذاری. بنابراین اگرچه ساختار جدید از نظر مقرراتی با گذشته تفاوت دارد، هنوز نمی‌توان گفت همان ریسک اعتماد به طور کامل از بین رفته است. اتفاقاً اهمیت موضوع زمانی بیشتر می‌شود که بدانیم این صندوق قرار است با پول مردمی فعالیت کند که بخش قابل توجهی از آنها دلار را نه به عنوان یک دارایی معمولی، بلکه به عنوان پوشش ریسک کاهش ارزش پول ملی نگهداری می‌کنند.

برای چنین سرمایه‌گذاری، مهم‌ترین سؤال این نیست که صندوق چند درصد سود می‌دهد؛ مهم این است که آیا در روزی که بیشترین نیاز را به دارایی ارزی خود دارد، واقعاً به آن دسترسی خواهد داشت یا خیر.

بازی چندباره با اعتماد مردم؟

داستان صندوق‌های ارزی، صرفاً داستان یک محصول جدید مالی نیست.

سال‌هاست سیاست‌گذار به دنبال آن است که بخشی از ارزهای در اختیار مردم را وارد چرخه رسمی اقتصاد کند. از سپرده ارزی گرفته تا اوراق و حالا صندوق ارزی؛ قالب‌ها تغییر کرده‌اند، اما یک مسئله ثابت مانده است: مردم باید باور کنند که قواعد بازی در میانه مسیر تغییر نخواهد کرد. این اعتماد اما یک بار هزینه سنگینی پرداخته است. وقتی سپرده‌گذار تجربه کند که در زمان بحران، شکل بازپرداخت تعهد تغییر کرده، حتی بهترین ابزار مالی جدید نیز برای جذب دوباره او با یک مانع جدی مواجه خواهد شد. به همین دلیل، مانا ملت فقط یک محصول سرمایه‌گذاری نیست؛ آزمونی برای اعتبار تعهدات ارزی نظام مالی کشور است.

اگر این صندوق بتواند در سال‌های آینده حتی در شرایط پرتنش، تعهدات خود را دقیقاً مطابق آنچه در زمان جذب منابع وعده داده شده اجرا کند، می‌تواند بخشی از سرمایه اجتماعی ازدست‌رفته را بازسازی کند. اما اگر در زمان بحران، سرمایه‌گذار با تفسیری تازه از تعهدات، محدودیت جدید یا فاصله میان وعده و امکان پرداخت مواجه شود، هزینه آن تنها به سرمایه‌گذاران همین صندوق محدود نخواهد شد؛ بلکه اعتماد به ابزارهای ارزی بعدی نیز آسیب خواهد دید.

قبل از جذب دلار، تکلیف روز بحران را روشن کنید

راه‌اندازی صندوق ارزی، بدون تردید می‌تواند یک ابزار جدید برای مدیریت دارایی ارزی و تأمین مالی باشد. اما موفقیت چنین ابزاری در نهایت به تعداد واحدهای فروخته‌شده در روزهای نخست بستگی ندارد؛ به رفتاری بستگی دارد که صندوق در سخت‌ترین روزهای اقتصاد از خود نشان می‌دهد. بنابراین انتظار از سازمان بورس، بانک مرکزی، بانک ملت و مدیران صندوق تنها صدور مجوز و اعلام مزایا نیست.

سرمایه‌گذار باید بداند سقف تعهد ضامن نقدشوندگی چقدر است، منابع ارزی صندوق چگونه مدیریت می‌شود، چه میزان از دارایی‌ها در هر لحظه قابلیت نقدشوندگی دارد، در صورت هجوم برای ابطال چه سازوکاری فعال می‌شود و در صورت بروز کسری، زنجیره مسئولیت دقیقاً به کجا می‌رسد. این اطلاعات اگر قرار است منتشر شود، باید قبل از ورود گسترده منابع مردم منتشر شود؛ نه بعد از وقوع بحران. در نهایت، مهم‌ترین سرمایه مانا ملت دلارهای مردم نیست؛ اعتماد آنهاست. دلار را می‌توان دوباره به دست آورد، اما اعتماد ازدست‌رفته در نظام مالی به این سادگی بازنمی‌گردد.

اکنون مانا ملت در برابر یک آزمون جدی قرار دارد: آیا می‌تواند ثابت کند که تجربه تلخ گذشته، این بار فقط یک خاطره تاریخی باقی خواهد ماند، یا اینکه اقتصاد ایران باز هم قرار است برای جذب سرمایه مردم، ابتدا وعده بدهد و بعد در روز بحران تازه درباره معنای تعهدات مذاکره کند؟ پاسخ این سؤال را نه تبلیغات پذیره‌نویسی، بلکه عملکرد صندوق در نخستین بحران واقعی ارزی مشخص خواهد کرد.