تقاضای بلندمدت برای کالاهای پایه در دنیا به دلایل متعددی همچون رشد جمعیت، شهرنشینی، افزایش استانداردهای زندگی و صنعتی شدن، صعودی است.

به گزارش صدای بورس، جدا از همه ریسک‌های جهانی که هنوز دست از سر دنیا برنداشته‌اند، اما تقاضای بلندمدت برای کالاهای پایه در دنیا به دلایل متعددی همچون رشد جمعیت، شهرنشینی، افزایش استانداردهای زندگی و صنعتی شدن صعودی است، به طوری که چین مرکز اصلی تقاضا و هند وارد یک دوره چند دهه‌ای توسعه زیرساخت‌ها و صنعتی شده‌اند که همین دو موضوع می تواند کلیت بازارهای پایه را تحت تاثیر قرار دهد.
علاوه بر این شتاب‌دهنده‌هایی در حال ظهور هستند که تقاضا برای کالاها را افزایش می‌دهند، چراکه چرخش عظیم هزینه‌های سرمایه‌ای به سمت دیجیتالی شدن و افزایش برق‌رسانی، هر دو نیازمند سرمایه‌گذاری‌های کلان در زیرساخت‌های کالامحور هستند.
به این ترتیب فولاد برای ساخت زیرساخت‌های فیزیکی و مس برای پشتیبانی از برق‌رسانی و دیجیتالی شدن به شدت مورد نیاز است و سرمایه‌گذاران به طور فزاینده‌ای متوجه می‌شوند که کالاها و معادن متنوع، زمینه‌های سرمایه‌گذاری پایدار و فناوری‌های پیشرو را فراهم می‌کنند.

تخمین تقاضای جهانی مس تا ۲۰۵۰
کارشناسان معتقدند تقاضای جهانی مس تا سال ۲۰۵۰ به بیش از ۵۰ میلیون تن افزایش می یابد و تقاضای غیرسنتی ناشی از گذار انرژی و دیجیتالی شدن از سال ۲۰۲۰ تا ۲۰۳۵ با نرخ رشد مرکب سالانه ۶.۵ درصد رشد خواهد کرد. در این صنعت عرضه معادن مس برای همگام شدن با انتظارات تقاضای قوی با مشکل مواجه است، زیرا بسیاری از معادن موجود با کاهش عیار سنگ معدن و تخلیه ذخایر مواجه هستند. برخی تخمین می‌زنند که تا سال ۲۰۳۰ بیش از ۲.۵ میلیون تن عرضه معدنی برای حفظ تعادل بازار مورد نیاز است که این شکاف می‌تواند در دهه آینده تا ۱۰ میلیون تن افزایش یابد.

دورنمای فولاد
فولاد، دیگر کالای ضروری برای زیرساخت‌ها، ساخت و ساز و تولید، همچنان از محرک‌های سنتی تقاضای کالا مانند رشد جمعیت، شهرنشینی و افزایش استانداردهای زندگی بهره‌مند خواهد بود. با وجود ضعف مداوم در بازار املاک چین، تولید فولاد این کشور برای هفت سال متوالی در حدود یک میلیارد تن پایدار مانده است. انتظار می‌رود در آینده، تمرکز فزاینده این کشور بر تولید پیشرفته، دیجیتالی شدن، زیرساخت‌های مدرن و ارتقاء صنعتی، از فولاد خام در این سطح برای بقیه دهه پشتیبانی کند.
هند نیز ظرفیت فولادسازی خود را در سال مالی ۲۰۲۶ به حدود ۲۲۰ میلیون تن در سال افزایش داده است که نسبت به سال قبل ۱۰ درصد افزایش داشته است و تا سال ۲۰۴۷ به ۵۰۰ میلیون تن در سال (نرخ رشد مرکب سالانه ۴ درصد) خواهد رسید که بخش عمده‌ای از آن به روش کوره بلند خواهد بود.
آسیای جنوب شرقی نیز به عنوان یک مرکز رشد قابل توجه در حال ظهور است و حدود ۹۰ میلیون تن ظرفیت جدید فولادسازی تا اواسط دهه ۲۰۳۰ برنامه‌ریزی شده است که حدود ۷۰ درصد آن به روش کوره بلند خواهد بود. این رشد نشان دهنده افزایش تقاضای منطقه‌ای و تلاش‌ها برای تقویت قابلیت‌های تولید داخلی است. با توجه به این شرایط، همچنان انتظار داریم تقاضا برای مواد اولیه فولادسازی پایدار باشد.

وضعیت سنگ‌آهن تا ۲۰۳۰
در سنگ آهن، هند به عنوان یک شرکت کننده مهم استراتژیک در بازار حمل و نقل دریایی در حال ظهور است. در اوج خود در سال ۲۰۰۹، این کشور ۹۸ میلیون تن سنگ آهن صادر و کمتر از یک‌میلیون تن وارد کرده است. واردات در سال ۲۰۲۵ به ۱۲ میلیون تن رسیده که بیش از دو برابر سال قبل است و مشاوران صنعتی پیش‌بینی می‌کنند که این رقم تا سال ۲۰۳۰ به بیش از ۸۰ میلیون تن افزایش یابد. در کنار این، استفاده از قراضه در سطح جهانی از سال ۲۰۲۲ روند رشد بلندمدت خود را کاهش داده است و این امر به تقاضای سنگ آهن کمک می‌کند.
تخمین زده می شود که بازار سنگ آهن، اکنون رقمی حدود ۲۶۰ میلیون تن عرضه برای اقتصادی ماندن به قیمت‌های بالای ۸۰ دلار در هر تن (CFR) نیاز دارد که نسبت به حدود ۱۸۰ میلیون تن در سال ۲۰۲۵ افزایش یافته است. این نشان دهنده تورم پایدار در هزینه‌های انرژی و حمل و نقل از زمان درگیری‌های خاورمیانه و همچنین تولید جدید از پروژه‌های نوظهور آفریقایی و معدنچیان کوچک استرالیایی است. برای اینکه قیمت‌ها به طور قابل توجهی زیر ۸۰ دلار در هر تن (CFR) باقی بمانند، حجم قابل توجهی از ۲۶۰ میلیون تن عرضه با هزینه بالاتر باید جابجا شود که احتمالاً به تقاضای ضعیف‌تر فولاد و رشد سریع‌تر عرضه کم‌هزینه نیاز دارد، ترکیبی که به نظر می‌رسد حفظ آن در طول زمان دشوار است.

  • حمزه بهادیوند چگینی - روزنامه‌نگار

  • هفته‌نامه اطلاعات بورس ۶۴۳