بازار سرمایه پس از رشد اخیر، بهطور طبیعی با افزایش عرضه و شناسایی سود در بخشی از نمادها مواجه خواهد شد. از این منظر، انتظار تداوم رشد یکپارچه و بدون وقفه در کلیت بازار واقعبینانه نیست. با این حال، مجموعهای از متغیرهای بنیادی، از جمله نرخ ارز، قیمتهای جهانی محصولات، شرایط صادرات، محدودیت انرژی و وضعیت تولید شرکتها، همچنان میتواند مسیر سودآوری صنایع مختلف را تحتتأثیر قرار دهد. بنابراین، در بازه میانمدت، نگاه انتخابمحور و تحلیلمحور نسبت به بازار اهمیت بیشتری نسبت به اتکا بر حرکت عمومی شاخص کل دارد.
یکی از مهمترین متغیرهای مؤثر بر بازار، تحولات منطقهای و ابهام درباره وضعیت تنگه هرمز، صادرات انرژی و قیمت نفت است. در شرایطی که چشمانداز حملونقل انرژی و تجارت منطقهای هنوز بهطور کامل روشن نیست، قیمت بسیاری از محصولات مرتبط با زنجیره نفت، گاز و پتروشیمی نیز میتواند با نوسان همراه باشد. محصولاتی نظیر گوگرد، گاز طبیعی و بخشی از محصولات پتروشیمی، در چنین فضایی ممکن است با افزایش نرخ فروش مواجه شوند؛ اما باید توجه داشت که بخشی از این رشدها میتواند ناشی از شرایط خاص و موقت بازارهای جهانی باشد و لزوماً قابلیت تداوم در افق بلندمدت را نداشته باشد.
رشد نرخ ارز نیز از مهمترین محرکهای بازار محسوب میشود. افزایش قیمت دلار بهطور معمول درآمد ریالی شرکتهای صادراتی و بنگاههایی که قیمتگذاری محصولاتشان با نرخهای جهانی یا ارزی انجام میشود، تقویت میکند. با این حال، اثر رشد دلار در تمام صنایع یکسان نیست. برخی شرکتها از افزایش نرخ ارز منتفع میشوند، اما برخی دیگر بهدلیل وابستگی به واردات مواد اولیه، تجهیزات، قطعات، خدمات فنی یا تأمین مالی، با رشد هزینهها مواجه خواهند شد. در نتیجه، تصمیمگیری صرفاً بر پایه رشد نرخ دلار میتواند به خطای تحلیلی منجر شود.
عامل مهم دیگر، محدودیت برق در ماههای گرم سال و احتمال محدودیت گاز در فصل زمستان است. این مسئله میتواند تولید، ظرفیت بهرهبرداری، نرخ فروش و حاشیه سود طیف وسیعی از شرکتها را تحت فشار قرار دهد. احتمال دارد عملکرد برخی صنایع در گزارشهای میاندورهای پایینتر از برآوردهای پیشین ظاهر شود؛ نه صرفاً بهدلیل ضعف تقاضا یا مسائل مدیریتی، بلکه بهواسطه اختلال در دسترسی به انرژی و آثار ناشی از شرایط غیرعادی اقتصادی و عملیاتی. از اینرو، تحلیل سودآوری شرکتها باید با سناریوهای متفاوت تولید، نرخ فروش، هزینه انرژی، میزان قطعی برق و گاز و دسترسی به خوراک انجام شود.
ارزش دلاری بازار نیز همچنان یکی از شاخصهای مهم برای ارزیابی نسبی بازار سهام است، اما نباید بهتنهایی مبنای سرمایهگذاری قرار گیرد. بازار سهام ایران در دورههای مختلف الزاماً همراستا با تغییرات نرخ ارز حرکت نکرده است؛ زیرا ترکیب صنایع، سیاستهای قیمتگذاری، وضعیت هزینهها و میزان وابستگی شرکتها به دلار متفاوت است. علاوه بر این، تغییرات سریع در فناوری، مدلهای کسبوکار و معادلات اقتصاد جهانی، مقایسههای تاریخی را با محدودیت بیشتری مواجه کرده است.
در مجموع، بخشی از بازار از منظر ارزش دلاری همچنان ظرفیت رشد دارد، اما مسیر شاخص کل احتمالاً با نوسان، اصلاحهای مقطعی و تفاوت عملکرد میان صنایع همراه خواهد بود. در چنین شرایطی، تمرکز سرمایهگذاران باید بر کیفیت سود، توان عملیاتی، مزیت صادراتی، وضعیت نقدینگی، تابآوری در برابر محدودیت انرژی و ارزشگذاری مبتنی بر سناریوهای واقعبینانه باشد. نگاه بلندمدت و تحلیل دقیق، بیش از هر زمان دیگری ضرورت دارد.
-
مصطفی امیدقائمی - مدیرعامل شرکت تأمین سرمایه کاردان