به گزارش صدای بورس، بازار جهانی مس در سالهای ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ به یکی از واضحترین نمونههای بازارهای تحت شرایط VUCA (نوسان، عدم قطعیت، پیچیدگی و ابهام) تبدیل شد. در حالی که مدلهای سنتی پیشبینی بازار بر اساس روندهای خطی عمل میکنند، بررسی آمارهای گروه مطالعات بینالمللی مس (ICSG) نشان میدهد که تعادل فیزیکی این فلز استراتژیک تا چه حد به شوکهای غیرمنتظره وابسته است.
در اکتبر سال ۲۰۲۵، نشست ICSG در لیسبون پیشبینی کرد که بازار پالایششده مس در سال ۲۰۲۶ با کسری ۱۵۰ هزار تنی مواجه خواهد شد. با این حال، در آوریل ۲۰۲۶ این ارقام بهطور کامل بازنگری شد و بازار به سمت مازاد ۹۶ هزار تنی میل کرد. این چرخش فاحش ۲۴۶ هزار تنی در موازنه بازار، بدون اضافه شدن هیچ معدن بزرگ جدیدی رخ داد و صرفاً ناشی از دو اهرم همزمان بود: کاهش رشد تقاضا و افزایش عرضه از محل بازیافت (قراضه).
در سمت مصرف، به دلیل تنشهای ژئوپلیتیک و اختلال در زنجیرههای تأمین جهانی، نرخ رشد مصرف مس پالایششده برای سال ۲۰۲۶ از ۲.۱ درصد به ۱.۶ درصد کاهش یافت. در سمت عرضه نیز، اگرچه رشد تولید معدنی به دلیل بحرانهای عملیاتی در معادن کلیدی مانند Grasberg و Kamoa-Kakula از ۲.۳ درصد به ۱.۶ درصد کاهش داشت، اما افزایش ۵.۷ درصدی ظرفیتهای بازیافت مس ثانویه (Scrap) توانست خلاء موجود در تولید اولیه را پر کرده و موازنه بازار را به سمت مازاد مثبت هدایت کند. این تغییرات پیاپی باعث شد قیمت مس در بورس فلزات لندن (LME) نوسانات شدیدی را تجربه کرده و برآورد میانگین قیمت سال ۲۰۲۶ به محدوده ۱۰,۵۰۰ دلار به ازای هر تن برسد.
از دیدگاه اقتصاد معدن، ناترازی بین ظرفیت کارخانههای ذوب (Smelters) و میزان تولید کنسانتره در معادن، یکی از پیچیدهترین گرههای زنجیره ارزش مس در سال ۲۰۲۶ است. در حالی که ظرفیت ذوب جهانی بهویژه در آسیا با نرخ بالایی در حال رشد است، کمبود خوراک اولیه به دلیل افت عیار در معادن شیلی و تأخیر در راهاندازی پروژههای گرینفیلد، نرخ تعرفه ذوب و تصفیه (TC/RC) را به ارقام بیسابقهای کاهش داده است. این امر عملاً حاشیه سود واحدهای پاییندستی را تحت فشار قرار داده و منجر به کاهش خروجی فلز پالایششده میشود.
علاوه بر این، تغییر استراتژیهای کلان انرژی در چین و اتحادیه اروپا، تقاضا برای مس را به یک متغیر ژئوپلیتیک تبدیل کرده است؛ بهطوریکه تغییر در تعرفههای گمرکی یا بستههای حمایتی خودروهای برقی میتواند بهسرعت جریان فیزیکی کالا را بازتعریف کند. در مقیاس عملیاتی، طولانی شدن زمان توسعه معادن مس از مرحله پیجویی تا بهرهبرداری به ۱۰ تا ۱۵ سال، انعطافپذیری سیستم را در پاسخ به جهشهای ناگهانی تقاضا به صفر رسانده است. در چنین ساختاری، نوسانات شدید قیمتی نه یک پدیده گذرا، بلکه یک ویژگی ذاتی و ماندگار است. برای مدیران و سرمایهگذاران حوزه صنایع معدنی، این ناپایداریها یادآور این نکته است که در دوران VUCA، اتکا به یک پیشبینی واحد، خطایی استراتژیک است و مدیریت ریسک باید بر پایه سناریونویسی پویا و ابزارهای پوشش ریسک مالی (Hedging) استوار باشد.
🔵 علیرضا خداپرست، کارشناس صنعت و معدن