بازار فولاد در آستانه تغییر آرایش قیمتی قرار گرفته و فاصله رو به افزایش میان مواد اولیه و محصولات نهایی، پرسش‌های تازه‌ای درباره پایداری این روند و توان بازار مصرف برای همراهی با قیمت‌های جدید ایجاد کرده است.

به گزارش صدای بورس، بررسی معاملات محصولات فولادی بورس کالا در بازه یکماهه نشان می‌دهد بازار فولاد وارد مرحله‌ای شده که دیگر نمی‌توان روند قیمت هر محصول را به‌ صورت مستقل بررسی کرد.

آنچه در معاملات این دوره دیده می‌شود، شکل‌گیری یک زنجیره قیمتی جدید است به این معنا که فشار تقاضا خود را با فاصله زمانی نشان می‌دهد و در شرایط فعلی، مقاطع طویل و محصولات نهایی سریع‌تر از شمش در حال افزایش قیمت هستند.
شمش بلوم، طی این دوره حدود ۶۴۴ هزار تن عرضه و در برابر آن ۹۸۴ هزار تن تقاضا را ثبت کرده است یعنی تقاضا حدود ۵۳ درصد بیشتر از عرضه بوده و در نهایت این محصول حدود ۵۲۶ هزار تن معامله شده و میانگین موزون قیمت معاملات شمش نیز حدود ۶۰.۳ هزار تومان به ازای هر کیلو بوده است.
اما اهمیت داده شمش بلوم فقط در قیمت نیست. شمش بلوم ماده اولیه بخش مهمی از تولید مقاطع طویل است و وقتی نسبت تقاضا به عرضه آن بالاست، به‌ طور طبیعی کف هزینه‌ای تولید نوردکاران را تحت فشار قرار می‌دهد. بنابراین اگر قیمت شمش بالا برود اما قیمت میلگرد و تیرآهن ثابت بماند، حاشیه تبدیل نوردکاران فشرده می‌شود. اتفاق رخ داده در این دوره درست برعکس این سناریو است یعنی قیمت محصولات نهایی حتی سریع‌تر از ماده اولیه رشد کرده است.
قیمت معامله شمش از حدود ۵۷.۶ هزار تومان در ابتدای دوره به حدود ۶۵.۳ هزار تومان در آخرین معاملات رسیده و این به معنای رشد حدود ۱۳ درصدی است. در همین حال، میانگین قیمت میلگرد از حدود ۵۸.۶ هزار تومان به حدود ۷۳.۳ هزار تومان رسیده یعنی رشدی معادل ۲۵ درصد.
در میلگرد حدود ۵۲۸ هزار تن عرضه و بیش از ۶۸۵ هزار تن تقاضا ثبت شده است. یعنی تقاضا حدود ۳۰ درصد بیشتر از عرضه بوده اما حجم معاملات نهایی حدود ۳۳۹ هزار تن ثبت شده است.
نکته مهم‌تر، رفتار قیمت است و در حالی که شمش بلوم حدود ۱۳ درصد رشد کرده، میلگرد حدود ۲۵ درصد بالا رفته است. به این ترتیب، فاصله میان قیمت میلگرد و شمش در انتهای دوره به حدود ۸ هزار تومان به ازای هر کیلو رسیده است.
البته این فاصله را نمی‌توان مستقیما سود نوردکار دانست؛ هزینه انرژی، تبدیل، پرت، حمل، مالیات و سرمایه در گردش از آن کسر می‌شود. اما از منظر بازار، این موضوع یک پیام روشن دارد: در مقطع فعلی قدرت انتقال افزایش هزینه شمش به قیمت محصول نهایی وجود دارد و حتی بازار اجازه داده قیمت محصول نهایی سریع‌تر از ماده اولیه حرکت کند. اگر این روند ادامه پیدا کند، اثر آن برای نوردکاران الزاما منفی نیست و اتفاقا برعکس، تا زمانی که رشد قیمت میلگرد از رشد هزینه شمش جلوتر باشد، فضای حاشیه تبدیل حفظ می‌شود و این وضعیت یک شرط دارد: تقاضای واقعی در بازار مصرف باید توان جذب این قیمت‌ها را داشته باشد.
اگر رشد قیمت میلگرد صرفا ناشی از محدودیت عرضه و رقابت در بورس کالا باشد و در بازار مصرف نهایی کشش کافی وجود نداشته باشد، احتمالا بخشی از این فاصله قیمتی در معاملات بعدی تخلیه خواهد شد و در مقابل، اگر تقاضای مصرفی و پروژه‌ای همراه این رشد حرکت کند، قیمت میلگرد می‌تواند همچنان بالاتر از رشد شمش باقی بماند.

سناریوهای پیش‌روی بازار فولاد
اگر رفتار این محصولات را کنار هم بگذاریم، سه سناریو برای ادامه مسیر بازار فولاد شکل می‌گیرد که عبارتند از:

سناریوی اول، ادامه رشد قیمت‌ها: اگر تقاضای شمش همچنان بالاتر از عرضه باقی بماند و قیمت شمش در محدوده ۶۵ هزار تومان و حتی بالاتر تثبیت شود، احتمال افزایش قیمت مقاطع نیز بالاست به‌ خصوص اگر تقاضای میلگرد و تیرآهن همچنان از عرضه جلو باشد. در این حالت رشد قیمت در ابتدای زنجیره به‌تدریج به پایین‌ دست منتقل می‌شود.

سناریوی دوم، فشرده شدن فاصله شمش و مقاطع: اگر شمش به رشد خود ادامه دهد اما تقاضای مصرفی میلگرد و تیرآهن نتواند قیمت‌های بالاتر را جذب کند، احتمالا فاصله فعلی میان شمش و مقاطع کاهش پیدا می‌کند. این سناریو برای نوردکارانی که با قیمت بالاتر شمش خرید می‌کنند اما امکان افزایش متناسب قیمت فروش ندارند، به معنی فشار بر حاشیه سود است.

سناریوی سوم، تثبیت در سطوح جدید: محتمل‌ترین سناریو در صورت متعادل شدن عرضه و تقاضا، تثبیت قیمت‌ها در سطوح بالاتر است یعنی بازار الزاما وارد یک موج صعودی جدید نمی‌شود اما قیمت‌های فعلی نیز به‌ سادگی به سطوح قبلی بازنمی‌گردند. در این حالت، رفتار تقاضای واقعی مصرف‌ کنندگان و حجم معاملات قطعی اهمیت بیشتری از حجم تقاضای ثبت‌ شده در تالار خواهد داشت.