در بازار سرمایه، اندازه ترازنامه همواره یکی از مهمترین شاخصهای سنجش وزن و جایگاه بانکها به شمار میرود. بانکهایی که داراییهای بزرگتری دارند، در نگاه نخست باید از موقعیت برتر، نفوذ بیشتر و ظرفیت سودآوری بالاتری برخوردار باشند. با این حال، تجربه معاملات بورسی در ماههای اخیر نشان میدهد که قضاوت بازار صرفا بر مبنای حجم دارایی انجام نمیشود.
دادههای موجود از یک سو نشان میدهد بانکهای بزرگ دولتدار همچنان از نظر سطح دارایی در صدر قرار دارند و از سوی دیگر بیانگر آن است که فعالان بازار سرمایه در ارزشگذاری سهام، تنها به داراییهای ثبتشده در صورتهای مالی اکتفا نکردهاند. به بیان دیگر، آنچه در تابلوی بورس دیده میشود این پیام را مخابره میکند که معیارهایی مانند کیفیت سود، چابکی مدیریتی، بازدهی سهام، انتظارات از آینده، ترکیب درآمدی و توان خلق ارزش برای سهامداران، در برخی بانکهای خصوصی وزن بیشتری در تصمیم سرمایهگذاران داشته است.
برتری در دارایی، نه لزوما در ارزش بازار
در میان بانکهای مورد بررسی، بانک ملت با حدود ۴۹۰۲ همت دارایی، بانک صادرات با ۲۵۹۳.۲۳ همت و بانک تجارت با ۲۱۱۱.۱۶ همت، سه بازیگر بزرگ از منظر ترازنامه به شمار میروند. پس از آن نیز بانک پاسارگاد با ۲۰۲۷.۰۱ همت، بانک پارسیان با ۱۱۷۵.۳۰ همت و بانک سامان با ۹۶۷.۳۹ همت قرار میگیرند. در ردههای بعدی نیز بانکهای نوین، شهر، گردشگری، کارآفرین، خاورمیانه، پست بانک، دی، ملل، رسالت، سرمایه و سینا قرار دارند. این ارقام بهروشنی نشان میدهد که بخش مهمی از دارایی صنعت بانکداری همچنان در اختیار بانکهای بزرگ و باسابقهتر است؛ بانکهایی که بهطور سنتی در ذهن فعالان اقتصادی از جایگاه بزرگتر برخوردارند.
اما این تصویر در بازار سهام به شکل دیگری بازتاب یافته است. در جدول ارزش بازار، بانک پاسارگاد با ارزشی در حدود ۴۱۵ هزار میلیارد تومان در صدر قرار گرفته و حتی از بانک ملت با ارزش بازار حدود ۳۸۵ هزار میلیارد تومان پیشی گرفته است. این در حالی است که داراییهای پاسارگاد بهمراتب کمتر از ملت است. به عبارت روشنتر، بازار برای بانکی با حدود ۲۰۲۷ همت دارایی، ارزشی بالاتر از بانکی با حدود ۴۹۰۲ همت دارایی قائل شده است. همین نقطه، شاید مهمترین گره تحلیلی این مقایسه باشد: چرا بانکی که از نظر دارایی کوچکتر است، از نظر ارزش بازار جایگاه بالاتری به دست آورده است؟
وقتی بازار فقط ترازنامه را نمیبیند
ارزش بازار لزوما انعکاس مستقیم حجم دارایی نیست، بلکه برآیندی از نگاه سرمایهگذاران به سودآوری آتی، کیفیت مدیریت، میزان کارآمدی، ساختار درآمد، نسبتهای مالی، ریسکهای عملیاتی و حتی اعتبار برند بانک است. از همین رو، ممکن است بانکی با دارایی کمتر، اگر در ذهن بازار واجد چشمانداز سودسازی بهتر و اداره کاراتر باشد، ارزشی بالاتر از یک بانک بزرگتر به دست آورد.
نمونه دیگر این وضعیت را میتوان در مقایسه بانک سامان و بانک تجارت مشاهده کرد. بانک سامان با دارایی حدود ۹۶۷.۳۹ همت، ارزشی نزدیک به ۹۱.۹ هزار میلیارد تومان دارد، در حالی که بانک تجارت با دارایی ۲۱۱۱.۱۶ همت، ارزش بازاری در حدود ۸۶.۶ هزار میلیارد تومان را ثبت کرده است. همچنین بانک نوین با دارایی ۶۲۵.۸۷ همت، ارزشی حدود ۸۷.۲ هزار میلیارد تومان دارد که اندکی بالاتر از تجارت قرار میگیرد. این ارقام نشان میدهد که بازار در چند مورد مشخص، به بانکهای خصوصی یا کمداراییتر، بهای بیشتری نسبت به برخی بانکهای بزرگ دولتدار داده است.
حتی در مورد بانک شهر نیز این فاصله قابل توجه است. این بانک با دارایی حدود ۵۷۹.۰۷ همت، ارزشی معادل ۱۵۶.۹ هزار میلیارد تومان دارد؛ رقمی که آن را بالاتر از بسیاری از بانکهای بزرگتر از نظر ترازنامه قرار میدهد. بانک خاورمیانه نیز با دارایی ۲۸۱.۲۶ همت، ارزش بازار ۶۰.۶ هزار میلیارد تومانی را ثبت کرده و توانسته در کنار برخی بانکهای خصوصی دیگر، جایگاهی فراتر از انتظار صرفا مبتنی بر اندازه دارایی به دست آورد.
دولتدارها بزرگاند، اما بازار محتاط است
بانکهای بزرگ دولتدار اگرچه ترازنامههای سنگینتری دارند، اما این بزرگی لزوما به معنای ترجمه شدن به ارزش بازار بیشتر نبوده است. بانک صادرات با وجود ۲۵۹۳.۲۳ همت دارایی، ارزش بازاری در حدود ۵۱.۶ هزار میلیارد تومان دارد و بانک تجارت با بیش از ۲۱۱۱ همت دارایی، در سطح ۸۶.۶ هزار میلیارد تومان ایستاده است. نسبت این ارزشها به حجم دارایی، در مقایسه با برخی بانکهای خصوصی، پایینتر به نظر میرسد و همین مساله میتواند بیانگر احتیاط بازار در قبال کیفیت سودآوری، ساختار ترازنامه یا چشمانداز تحولی این بانکها باشد.
دولت بهترتیب حدود ۱۱ درصد، ۱۰ درصد و ۸ درصد از سهام بانکهای ملت، تجارت و صادرات را در اختیار دارد. بنابراین دقیقتر آن است که از این سه بانک بهعنوان بانکهایی با سهم مالکیتی دولت یاد شود. با این حال، همین سطح از حضور دولت نیز در ذهن بازار بیتاثیر نیست و ممکن است بر ارزیابی سرمایهگذاران از درجه چابکی مدیریتی، سرعت تصمیمگیری، استقلال راهبردی و افق اصلاحات عملیاتی اثر بگذارد.
بازدهی سهماهه، تایید دوم برای برتری خصوصیها
بررسی بازدهی سهماهه بانکها نشان میدهد در میان نمادهای مورد بررسی، بانک سامان بازدهی ۹۹.۲۹ درصدی را ثبت کرده که یکی از بالاترین ارقام در این گروه است. پس از آن، بانک نوین با ۶۵.۴۴ درصد، پست بانک با ۶۳.۶ درصد، بانک گردشگری با ۶۱.۸۵ درصد و پاسارگاد با ۵۸.۲۱ درصد قرار دارند. بانک خاورمیانه نیز بازدهی ۵۶.۸۳ درصدی را تجربه کرده است. این در حالی است که بازدهی سهماهه بانک ملت ۸.۵۹ درصد، بانک تجارت ۶.۴۹ درصد و بانک صادرات منفی ۱.۹۳ درصد بوده است. این فاصله معنادار، تا حد زیادی روایت برتری خصوصیها در نگاه بازار را تقویت میکند.
بازدهی ماهانه نیز در برخی نمادهای خصوصی تصویر مشابهی ارائه میدهد. بانک سامان در یک ماه ۲۹.۷۶ درصد رشد کرده، بانک خاورمیانه ۲۳.۶۸ درصد، بانک نوین ۱۴.۸۱ درصد و بانک گردشگری ۵۲.۰۴ درصد بازدهی داشتهاند. در مقابل، بانک ملت در همین دوره ۱۱.۳۵ درصد افت داشته و تجارت نیز ۲.۳۳ درصد کاهش را تجربه کرده است. هرچند نوسانات کوتاهمدت را نمیتوان بهتنهایی مبنای داوری نهایی قرار داد، اما همجهتی بازدهیهای کوتاهمدت و میانمدت با شکاف ارزش بازار، حاوی پیامی روشن درباره ترجیحات فعلی بازار است.
نسبتهای مالی چه میگویند؟
نسبت قیمت به سود نیز بخشی از همین تصویر را توضیح میدهد. پاسارگاد با P/E حدود ۱۰.۶۶، از منظر انتظارات بازار در سطحی متفاوت از برخی بانکهای بزرگتر قرار گرفته است؛ موضوعی که میتواند نشاندهنده انتظار بالاتر سرمایهگذاران از توان سودسازی یا رشد آینده این بانک باشد. در مقابل، ملت با P/E حدود ۱.۴۷، تجارت با ۳.۴۱ و صادرات با ۳.۵۹ معامله میشوند. پایین بودن این نسبتها لزوما به معنای ارزندگی قطعی نیست، بلکه میتواند ناشی از احتیاط بازار نسبت به پایداری سود، کیفیت درآمدها یا ریسکهای ساختاری باشد. در طرف دیگر، P/E بانکهای خصوصی مانند سامان، نوین، خاورمیانه، کارآفرین و پست بانک نیز نشان میدهد بازار برای بخشی از این گروه حاضر شده مضربهای بالاتری بپردازد.
معیار اصلی، کیفیت استفاده از داراییهاست
از منظر تحلیلی، این تفاوت را میتوان ناشی از چند عامل دانست. نخست، کارایی مدیریتی و سرعت تصمیمگیری در بانکهای خصوصی معمولا بالاتر ارزیابی میشود. دوم، بازار ممکن است کیفیت داراییها و ساختار درآمدی این بانکها را مناسبتر بداند. سوم، انتظارات از رشد سودآوری در بانکهای خصوصی، بهویژه آن دسته که در سالهای اخیر بازدهی بهتری ثبت کردهاند، بالاتر است. چهارم، سهامداران در ارزشگذاری بانکها فقط به «کمیت دارایی» نگاه نمیکنند، بلکه «کیفیت استفاده از دارایی» را نیز مهم میدانند. بانکی که بتواند از منابع خود سود باکیفیتتر و پایدارتر بسازد، طبیعی است که توجه بیشتری از بازار دریافت کند.
پیام روشن تابلوی بورس
شکاف میان ارزش بازار و حجم دارایی در صنعت بانکداری را باید یک نشانه مهم از داوری بازار درباره کیفیت عملکرد دانست. برخی بانکهای خصوصی، با وجود آنکه از نظر دارایی پایینتر از بانکهای بزرگ دولتدار قرار میگیرند، در بورس جایگاه بهتری به دست آوردهاند. پیشی گرفتن پاسارگاد از ملت در ارزش بازار، برتری سامان و نوین نسبت به تجارت، و بازدهیهای قویتر در طیفی از نمادهای خصوصی، همگی حکایت از آن دارد که بازار سرمایه در شرایط فعلی، عملکرد و کارایی را بیش از صرف بزرگی ترازنامه مورد توجه قرار داده است. اگر این روند در ماههای آینده نیز تداوم یابد، میتوان با اطمینان بیشتری گفت که دستکم در نگاه بورس، کفه ترازو فعلا به نفع خصوصیها سنگینتر شده و آنها توانستهاند تصویری کارآمدتر از خود نسبت به بانکهای بزرگ دولتدار ارائه کنند.
-
سپهر طاهری - خبـرنگار
-
هفتهنامه اطلاعات بورس شماره ۶۳۷