بازار خودروی کشور در برابر یک دوراهی سخت قرار گرفته است؛ از یک‌سو رشد شدید قیمت و از سوی دیگر ناتوانی مصرف‌کننده برای پرداخت قیمت و رکود بازار.

بازار خودروی کشور در برابر یک دوراهی سخت قرار گرفته است؛ از یک‌سو رشد شدید قیمت و از سوی دیگر ناتوانی مصرف‌کننده برای پرداخت قیمت و رکود بازار.
نگاهی به تغییرات قیمت خودرو که در نمودار cdv نیز دیده می‌شود نشان می‌دهد در مدت ۵ ماه گذشته بازار خودرو در کشور با رشد شدید قیمت روبه‌رو شده و این در حالی است که طی این مدت اولا بازار به دلیل شرایط جنگی با یک وضعیت نیمه تعطیل روبه‌رو بود و از سوی دیگر نگرانی‌ها از احتمال نوسانات اقتصادی، بروز چالش‌ها در تأمین کالاهای اساسی، پیش بینی‌های متناقض از آینده بازار و عواملی دیگر همگی روی اولویت‌های تصمیم‌گیری و سرمایه‌گذاری مصرف‌کنندگان سایه انداخته و مانع از تصمیم‌گیری درست و حرکت بازار شده است.

واقعیت آن است که بازار قدرت تصمیم‌گیری خود را از دست داده است؛ وقوع جنگ مجدد، محاصره دریایی و کاهش شدید قدرت خرید مصرف‌کننده عملا تولید خودرو در کشور را بحرانی و حتی توجیه ناپذیر کرده است، بطوری‌که تحولات قیمتی در این بازار بیش از آن که در بازار مشهود باشد و در رفتار مصرف کننده خود را نشان دهد، روی کاغذ باقی مانده است.
حالا قیمت خودروهای داخلی عملا و چندین برابر قیمت خودروهای خارجی در منطقه با نرخ‌های ارز سال‌های گذشته است. شاید این تفسیر دقیق نباشد و خواننده در مقابل به افزایش قیمت ارز در خلال این سال‌ها اشاره کند، اما واقعیت آن است که رشد قیمت‌های ارز تابع سیاست‌های اقتصادی و سیاسی دولتی بوده و خارج از اراده تولیدکننده و مصرف کننده است.
به هر تقدیر قیمت‌های کنونی عملا قیمت‌های توجیه پذیری نیستند؛ چنان‌که عبور از وضعیت کنونی بازار خودرو نه تابع تصمیمات تولیدکنندگان برای افزایش تیراژ تولید و کاهش هزینه‌های تمام شده است و نه تصمیم مصرف کننده برای جلوگیری از تصمیمات هیجانی، بلکه نیازمند توقف جنگ در منطقه و بازگشت به یک آرامش است که این نیز در حیطه تصمیم گیری کسی جز حاکمیت نیست.
در این بین با تشدید دوباره جنگ و نزدیک شدن قیمت ارز به ۲۰۰ هزار تومان باید منتظر موج جدیدی از افزایش قیمت‌ها هم باشیم و شاید در گزارش آینده، قیمت خودرو در بازار با ۳۰ تا ۵۰ درصد رشد روبه‌رو شده باشد که البته برای آن مشتری نیست. این در حالی است که رشد شدید قیمت‌ها در بازار طلا و سکه نیز که در مقایسه با خودرو نیازمند دارایی کمتری است و در عین حال در مقایسه با خودرو از نقدشوندگی بیشتری نیز برخوردار است، می‌تواند گزینه مطلوب‌تری باشد و به عنوان بازاری برای جذب نقدینگی بازار تلقی می‌شود و در نتیجه خودرو به عنوان یک کالای سرمایه ای به حاشیه رانده می‌شود.
البته در صورتی که شرایط سیاسی با یک تحول مثبت آنی روبه‌رو شود، خودرو گزینه مناسب‌تری نسبت به سکه و طلاست، چراکه سرعت افت قیمت در این کالا کمتر است، کما این که در صندوق‌های سرمایه‌گذاری متکی بر طلا و سکه می‌بینیم که این گزینه نیز یک بازار کاغذی محسوب می‌شود و به سرعت در برابر تصمیمات سیاسی واکنش نشان داده و روند مشابهی را با بازار فیزیکی طلا و سکه ترسیم می‌کند.
به این ترتیب باید گفت در شرایط کنونی هرچند رشد قیمت خودرو در مقایسه با طلا و سکه و صندوق‌های این کالاها در بورس دارای یک تناسب نسبی است، اما از شانس کمتری برای استقبال خریداران به عنوان یک کالای سرمایه‌ای برخوردار است.

  • حمزه بهادیوند چیگنی - روزنامه‌نگار

  • هفته‌نامه اطلاعات بورس شماره ۶۳۷