تاریخ انتشار: ۱۱ تیر ۱۴۰۵ - ۱۰:۲۴

افزایش نرخ سود بانکی معمولاً اثری منفی بر بازار سرمایه دارد، زیرا بخشی از نقدینگی را از سهام به سمت ابزارهای کم‌ریسک‌تر مانند سپرده‌های بانکی، صندوق‌های درآمد ثابت و اوراق بدهی منتقل می‌کند...

افزایش نرخ سود بانکی معمولاً اثری منفی بر بازار سرمایه دارد، زیرا بخشی از نقدینگی را از سهام به سمت ابزارهای کم‌ریسک‌تر مانند سپرده‌های بانکی، صندوق‌های درآمد ثابت و اوراق بدهی منتقل می‌کند. وقتی نرخ سود بالا می‌رود، سرمایه‌گذار برای باقی ماندن در بازار سهام انتظار بازده بیشتری دارد و اگر بازار نتواند چنین بازدهی فراهم کند، بخشی از منابع از بورس خارج می‌شود. به همین دلیل، حتی شایعه افزایش نرخ سود نیز می‌تواند باعث احتیاط معامله‌گران، کاهش تقاضا و تشدید فشار فروش شود.
در بازارهای مالی، نرخ سود بانکی در عمل یک نرخ مرجع کم‌ریسک به شمار می‌آید. هرچه این نرخ بالاتر باشد، جذابیت نگهداری پول در ابزارهای بدون ریسک بیشتر می‌شود و تمایل سرمایه‌گذاران به پذیرش ریسک کاهش می‌یابد. این موضوع فقط بر جریان پول اثر نمی‌گذارد، بلکه بر ارزش‌گذاری سهام نیز فشار وارد می‌کند؛ چون سرمایه‌گذار در تصمیم‌گیری میان بازده مورد انتظار سهام و بازده مطمئن‌تر سپرده یا اوراق، گزینه کم‌ریسک‌تر را ترجیح می‌دهد. بنابراین، افزایش نرخ سود می‌تواند مستقیماً از جذابیت بازار سهام بکاهد.
با این حال، اثر این سیاست به شرایط بازار هم وابسته است. اگر بورس در دوره رونق قرار داشته باشد و هنوز ظرفیت بالایی برای جذب نقدینگی و تأمین مالی تولید از طریق عرضه‌ها و افزایش سرمایه‌ها وجود داشته باشد، افزایش ناگهانی نرخ سود بانکی می‌تواند این روند را مختل کند. در چنین وضعی، جریان پول از بازار سهام منحرف می‌شود و برنامه‌های توسعه بازار سرمایه با وقفه روبه‌رو می‌گردد، اما اگر بازار سهام وارد فاز اصلاحی یا رکودی شده باشد، افزایش نرخ سود می‌تواند به هدایت بخشی از نقدینگی سرگردان به سمت سپرده‌ها و ابزارهای درآمد ثابت کمک کند.
به بیان ساده، مشکل اصلی خودِ افزایش نرخ سود نیست، بلکه زمان‌بندی و هماهنگی آن با شرایط سایر بازارهاست. بازار پول و بازار سرمایه هر دو ابزارهایی برای جذب نقدینگی‌اند، اما استفاده هم‌زمان و ناهماهنگ از آنها ممکن است به رقابت منفی میان بازارها منجر شود. در چنین شرایطی، یک بازار با خروج سرمایه و کاهش اعتماد مواجه می‌شود و بازار دیگر نیز ممکن است تنها به‌طور موقت از ورود منابع منتفع شود. بنابراین، سیاست‌گذار باید میان کنترل تورم، مدیریت نقدینگی و حمایت از بازار سرمایه تعادل برقرار کند.
همچنین باید توجه داشت که اعتماد فعالان بازار سرمایه بسیار حساس است و تصمیم‌های ناگهانی می‌تواند انتظارات آنان را تغییر دهد. وقتی سرمایه‌گذار احساس کند سیاست‌های پولی بدون توجه به وضعیت بورس اتخاذ می‌شود، ریسک ادراکی بازار افزایش می‌یابد و حتی سهام ارزنده نیز با فشار فروش روبه‌رو می‌شوند. از سوی دیگر، ثبات در تصمیم‌گیری و اطلاع‌رسانی شفاف می‌تواند از واکنش‌های هیجانی جلوگیری کند.
از این منظر، تصمیم‌گیری پولی باید به‌گونه‌ای باشد که نه به اعتماد سرمایه‌گذاران آسیب بزند و نه مسیر تأمین مالی تولید را مسدود کند. افزایش نرخ سود بانکی اگر با دقت، تدریج و هماهنگی اجرا شود، می‌تواند نقش تنظیم‌کننده داشته باشد؛ اما اگر بدون توجه به وضعیت بورس و انتظارات فعالان بازار اعمال شود، نتیجه آن افت شاخص‌ها، خروج سرمایه و تضعیف بازار سرمایه خواهد بود. در مجموع، این سیاست ابزاری مهم برای کنترل تورم است، اما اثر آن بر بورس غالباً منفی است و باید با ملاحظه شرایط بازار به کار گرفته شود.

  • ابوالفضل شهرآبادی - مدیر عامل شرکت سبدگردان داریک

  • شماره ۶۳۴ هفته نامه اطلاعات بورس