تاریخ انتشار: ۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۱:۵۳

پس از خاتمۀ جنگ، نخست لازم است ابهامات برطرف و دغدغه‌ها نسبت به صحت و دقت اخبار کاهش یابد. در گام بعد، بازار به یک دورۀ افشای سازمان‌یافته اطلاعات و تأمین خوراک اطلاعاتی کافی نیاز دارد.

به گزارش صدای بورس،محمد وطن‌پور کارشناس بازار سرمایه در یادداشتی نوشت:

هر چند که ظاهر و جنبۀ تئوریک موضوع از خاصیت «نقدشوندگی» بازارهای مالی و لاجرم گشایش بازار عبور می‌کند ولیکن به نظر نگارنده حداقل تا پایان اردیبهشت‌ ۱۴۰۵، مادامی جنگ تعیین تکلیف نشده است بازگشایی بازار به مصلحت سیاست‌گذار، سهام‌دار و بازار سرمایه نیست و چاره‌جویی برای اشخاص و نهادهایی که از توقف بازار لطمه دیده‌اند، مسالۀ به مراتب ساده‌تری برای متولیان بازار سرمایه و اقتصاد کشور خواهد بود و امید موفقیت نیز در آن بالاتر است.

پس از خاتمۀ جنگ و روشن شدن ابهامات و رفع نگرانی در خصوص انتشار اخبار دقیق، نیازمند یک دوره افشاء اطلاعات (خوراک اطلاعاتی)، یک دورۀ زمانی برای هضم و تحلیل اطلاعات توسط تحلیل‌گران و فعالان و سپس بازگشایی بازار خواهیم بود.

این جمع‌بندی از توجه به نکات زیر بدست آمده است:

۱. موضوعات و مسائل کشور را باید با نگاهی واقع‌بینانه و عمل‌گرایانه و در چهارجوب مقدورات مورد بررسی قرار داد و از قیاس‌های مع‌الفارق میان بازار سرمایه کشور با بورس کشورهای دیگر پرهیز کرد.

۲. بر خلاف صندوق‌های طلا و صندوق‌های درآمد ثابت که آن‌ها می‌توان را محصولات سرمایه‌گذاری تک بعدی قلمداد کرد (و چه بسا توقف آنها به علت جنگ، ضروری نبود)، بازار سهام یک بازار چند بعدی (به تعداد صنایع و حتی شرکت‌ها) است و تحلیل آن بسیار پیچیده‌تر و متاثر از عوامل متعدد است.

۳. در وضعیتی که دشمن پس از حمله به فولاد مبارکه و فولاد خوزستان به صراحت از حمله به «زیرساخت‌های اقتصادی» صحبت می‌کند و از طرح آن شرمی ندارد، درخواست شفاف سازی از شرکت‌های آسیب دیده (نظیر اعلام حجم خسارت، برنامۀ بازسازی و آثار آن بر فروش و ... ) و حتی شرکت‌های آسیب‌ندیده خلاف مصلحت است.

۴. متاسفانه رفتار عمومی تحلیل‌گران بازار سرمایه همواره درگیر نوعی از بدبینی است. با توجه به شکل‌دهی افکار عمومی سرمایه‌گذاران و حتی مدیران از طریق تحلیل‌گران و معامله‌گران، مادامی که جنگ خاتمه نیافته باشد، تسری این دیدگاه به رفتار سرمایه گذاران به سقوط غیرقابل کنترل بازار می انجامد. احتمالا مادامی که جنگ پایان نیافته باشد، بازار تحلیل های منفی از آینده شرکت‌ها و .... گرم خواهد بود و چه بسا این رفتار تا حدی نیز طبیعی باشد.

۵. بازار سهام پیش از وقوع جنگ رمضان و از زمان تشدید تهدیدها از بهمن ۱۴۰۴، بطور متوسط افتی در حدود ۱۵ تا ۲۰ درصد را تجربه کرده است و از این بابت، با وضعیت بازار در جنگ تحمیلی دوم متفاوت است. به بیان دیگر بر خلاف جنگ تحمیلی دوم که بازار سرمایه نسبت به آن غافلگیر شد، در جنگ سوم احتمالات جدی نسبت به آن وجود داشت که در حدود ۱۵ تا ۲۰ درصد خود را در قیمت‌ها منعکس کرد.

۶. جنگ و تهدید برای سالیان متمادی بر اقتصاد ایران و بازار سرمایه سایه داشته و مانع از دستیبابی شرکت‌ها به جایگاه ارزشی آنها بوده است. شکل خاتمۀ جنگ، از طریق آثار اقتصادی رفع این تهدید سیاسی-نظامی بر کلیت بازار سرمایه بسیار مهم خواهد بود. این مساله در فرض خاتمۀ جنگ و شکل آن، برای تحلیل‌گران بازار روشن خواهد شد. هر چند که همه چیز به شکل خاتمۀ جنگ بازمیگردد ولیکن رفع این تهدید فی ذاته باید سبب رونق بازار سرمایه شود.

۷. عملکرد اقتصادی شرکت‌ها برآیند هزینه‌ها و درآمدهاست. با توجه به تغییراتی که در قیمت‌های جهانی ایجاد شده است، تحلیل وضعیت شرکت‌ها – بویژه در خصوص شرکت‌های صادراتی – ضروری است. با عبور از جنگ و حاکم شدن آرامش، مجالی برای ارزیابی برآیند مولفه‌ها فراهم خواهد شد. به نظر می‌رسد در مورد تعداد نه چندان کمی از شرکت‌ها، وضعیت بهتری در آینده ایجاد شود.

۸. همۀ شرکت‌های پذیرفته شده در بازار سرمایه در جنگ متحمل آسیب نشده‌اند. از سوی دیگر در مورد آن دسته از شرکت‌ها که متحمل آسیب شده‌اند، انتشار گزارشات دقیق از میزان آسیب و راه حل‌های پیشرو، در دورۀ جنگ به مصحلت نیست. پس از پایان جنگ نیز ضروری است تا اطلاعات دقیق از حمایت مصوب از شرکت‌های اعلام شود که متعاقبا در تحلیل‌ها و ارزیابی‌ها منعکس شود.

۹. هر چند که همۀ شرکت‌ها و صنایع بر اثر جنگ تحمیلی اثر منفی نپذیرفته‌اند اما عمق بازار سرمایه ما بگونه‌ای نیست که شرکت‌ها و صنایع (علیرغم همۀ شایستگی‌ها و ارزشمندی‌ها) توان تحمل فشار فروش اضافی ناشی از نیاز به نقدینگی متاثر از بسته بودن سایر سهم‌ها را ندارند و به سرعت وارد فاز نزولی خواهند شد. به عبارت ساده‌تر وقتی سرمایه‌گذاران نیازمند وجوه نقد باشند به سمت فروش سهم‌هایی که بازار آنها فعال شده است، خواهند رفت و بازار این دسته از سهم ها به سرعت متاثر خواهند شد.

۱۰. بازگشایی بازار در زمان جنگ، نیازمند حمایت مالی خاصی است که اگر تدارک لازم برای آن وجود نداشته باشد، پس از بازگشایی عملا سرمایه‌گذاران در وضعیتی به مراتب بدتر از بسته بودن بازار قرار خواهند گرفت. وضعیتی را تصور کنید که بازار باز شده است، جنگ خاتمه نیافته است، تحلیل‌گران برای ارائه نکات فنی و احصاء ریسک‌ها بر یکدیگر سبقت می‌گیرند، صف فروش سنگین برخی از سهم‌ها یا مسدود بودن برخی دیگر سبب ایجاد فشار فروش بر سایر سهم‌ها شده است، کارگزارهای با تسویه یا کاهش اعتبارات به مشتریان فشار وارد می‌کنند و ... . در آن وضعیت، طرفداران نقدشوندگی بازار، تئوری‌های جدیدی ناظر بر اینکه «بازار باید تا میزانی که خریداران ترغیب و فروشندگان منصرف شوند، پایین بیاید» آغاز خواهد شد. آیا علاقمند به قرار گرفتن در این وضعیت هستیم؟

۱۱. در دورۀ توقف در خصوص هزینۀ اعتباری مشتریان شرکت‌های کارگزاری، ارفاقاتی درنظر گرفته شود که پیگیری آن نیازمند ورود شورای عالی بورس و تعامل با بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران خواهد بود. به نظر می رسد مدیریت موضوع از طریق ارائۀ این سوبسید، به مراتب از بازگشایی بازار اقتصادی‌تر خواهد بود. با توجه به درهم تنیده بودن معاملات سهام و صنایع و اثرات جانبی (Externality) موضوعات نسبت به یکدیگر، پس از بازگشایی بازار نیز می‌توان برای کسانی که متعهد به نگهداری سهام خود برای دورۀ معینی باشند (مثلا دورۀ زمانی معادل با زمان موردنیاز برای بازیابی توان تولیدی بنگاه‌ها) تسهیلاتی در نظر گرفت تا از ایجاد فشار فروش جلوگیری کرد و انگیزه‌هایی برای تداوم سهامداری تدارک دید. این کار نیز موکول به خاتمۀ جنگ است.

منبع: سنا