تاریخ انتشار: ۲۳ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۰:۳۴

امیر تقی خان تجریشی رییس هیات مدیره گروه مالی فیروزه در یادداشتی نوشت:الزام به افشای اطلاعات در مقطع فعلی، یکی از مهم‌ترین پیش‌شرط‌های هرگونه تصمیم‌گیری درباره بازگشایی بازار است.

به گزارش صدای بورس،در شرایط کنونی که تنها یک آتش‌بس دو هفته‌ای برقرار شده و هنوز چشم‌انداز پایداری از ثبات سیاسی و اقتصادی شکل نگرفته است، تصمیم‌گیری درباره بازگشایی بازار سهام نیازمند نهایت دقت، احتیاط و اتکا به اطلاعات شفاف و قابل اتکا است. این ضرورت از آن جهت اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که بخش قابل توجهی از بنگاه‌های بزرگ و اثرگذار کشور، از جمله صنایع فولاد و پتروشیمی و شرکت‌هایی مانند فولاد مبارکه اصفهان و فولاد خوزستان که نقش مهمی در تأمین زنجیره فولاد کشور دارند، با آسیب‌های جدی مواجه شده‌اند.

روشن است که اختلال در این زنجیره‌ها، صرفاً محدود به صنایع بالادستی نخواهد ماند و به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم بر صنایع پایین‌دستی از جمله خودروسازی، لوازم خانگی و سایر صنایع وابسته نیز اثر خواهد گذاشت. در چنین فضایی، بازگشایی بازار بدون روشن شدن ابعاد خسارات و آثار اقتصادی آن، می‌تواند منجر به تشدید نااطمینانی، افزایش رفتارهای هیجانی و گسترش بی‌عدالتی اطلاعاتی در میان سرمایه‌گذاران شود.

از همین رو، الزام به افشای اطلاعات در مقطع فعلی، یکی از مهم‌ترین پیش‌شرط‌های هرگونه تصمیم‌گیری درباره بازگشایی بازار است. شرکت‌ها باید مکلف شوند که در سامانه کدال، به‌صورت شفاف و دقیق، میزان خسارات وارده را افشا کنند؛ خساراتی که می‌تواند هم ماهیت فیزیکی داشته باشد و هم ماهیت عملیاتی. در حوزه خسارات فیزیکی، لازم است مشخص شود چه واحدها، تجهیزات، خطوط تولید یا زیرساخت‌هایی آسیب دیده‌اند و سطح این آسیب‌ها تا چه حد بوده است. در حوزه خسارات عملیاتی نیز باید آثار اختلال بر تولید، فروش، موجودی انبار، صادرات، تأمین مواد اولیه، ظرفیت فعلی فعالیت و برآورد زمان بازگشت به شرایط عادی در سناریوهای مختلف تبیین شود. هم‌چنین تعیین وضعیت پوشش بیمه‌ای خسارات، نحوه جبران آن، میزان تعهد بیمه‌گران و برآورد بار مالی واردشده بر شرکت‌ها، از جمله مواردی است که باید به‌طور روشن افشا شود.

اهمیت این افشا از آن جهت دوچندان است که در نبود اطلاعات رسمی، کامل و همگانی، زمینه برای شکل‌گیری عدم تقارن اطلاعاتی فراهم می‌شود. در چنین شرایطی، ممکن است بخشی از فعالان بازار بر مبنای برآوردهای ناقص یا شایعات تصمیم‌گیری کنند، در حالی که گروهی دیگر از طریق ارتباطات غیررسمی یا دسترسی‌های خاص، به اطلاعات دقیق‌تری دست یابند. این وضعیت نه‌تنها موجب اخلال در کشف صحیح قیمت می‌شود، بلکه بستر فساد، رانت و فرصت‌های آربیتراژی ناعادلانه را نیز تقویت می‌کند. بنابراین، شفافیت اطلاعاتی و دسترسی برابر همه سرمایه‌گذاران به داده‌های معتبر، پیش‌نیاز اساسی برای بازگشایی منصفانه و کارآمد بازار است.

علاوه بر افشای خسارات، انتشار گزارش‌های عملکردی به‌روز نیز اهمیت زیادی دارد. از این رو لازم است وضعیت گزارش‌های ماهانه شرکت‌ها، به‌ویژه گزارش فروردین‌ مشخص و در دسترس فعالان بازار قرار گیرد تا امکان ارزیابی دقیق‌تری از روند سودآوری صنایع در شرایط جدید فراهم شود. بازار برای بازگشایی، صرفاً به دانستن اینکه یک شرکت چه میزان خسارت دیده نیاز ندارد، بلکه باید بتواند آثار این خسارت را بر سودآوری، جریان نقد، ظرفیت تولید، فروش داخلی و خارجی و افق بازسازی شرکت‌ها نیز تحلیل کند. از سوی دیگر، بازگشایی بازار تنها زمانی می‌تواند به شکل صحیح و کم‌هزینه‌تری انجام شود که مجموعه‌ای از مؤلفه‌های کلیدی فراهم شده باشد.

مهم‌ترین این مؤلفه‌ها، نقدشوندگی، شفافیت اطلاعات، دسترسی عادلانه به اطلاعات، ثبات نسبی در شرایط محیطی و امکان تحلیل سودآوری شرکت‌ها در وضعیت جدید است. نقدشوندگی در بازار سهام یک اصل بنیادین است و هرگونه تصمیمی که این کارکرد را مختل کند، می‌تواند به تعمیق بحران منجر شود. در همین چارچوب، محدود کردن شدید دامنه نوسان در زمان بازگشایی، اگرچه ممکن است در ظاهر با هدف کنترل هیجان انجام شود، اما در عمل می‌تواند فرآیند نقدشوندگی را کندتر کرده و مانع از رسیدن بازار به تعادل واقعی شود. هرچه امکان معامله و تعدیل قیمت‌ها محدودتر شود، فشار فروش و تقاضای انباشته برای مدت طولانی‌تری در بازار باقی خواهد ماند و هزینه بازگشت به تعادل بیشتر می‌شود.

باید به مسئله نقدشوندگی سرمایه‌گذاران نیز توجه شود. تداوم توقف طولانی‌مدت بازار، به‌ویژه برای سرمایه‌گذاران خرد، می‌تواند موجب بروز فشار مالی و کاهش توان تأمین نقدینگی در زندگی روزمره شود. از این‌رو، تا زمان بازگشایی بازار لازم است تمهیداتی برای تأمین نقدشوندگی این گروه نیز در نظر گرفته شود. از جمله راهکارهای قابل بررسی، طراحی و اعطای تسهیلات کوتاه‌مدت یا وام‌های کم‌بهره برای سرمایه‌گذاران خردی است که دارایی آن‌ها در بازار سرمایه متوقف و غیرقابل معامله شده است.

این اقدام از فشار فروش هیجانی در زمان بازگشایی می‌کاهد، زیرا بخشی از نیاز فوری به نقدینگی پیش از بازشدن بازار مدیریت می‌شود.

در مورد سرمایه‌گذاران حقوقی و نهادهای مالی نیز لازم است راهکارهای مکملی پیش‌بینی شود. این نهادها به‌دلیل تعهدات نقدی، الزامات پرتفویی و مسئولیت‌های مرتبط با مدیریت دارایی، در شرایط توقف بازار ممکن است با مضیقه نقدینگی روبه‌رو شوند. در چنین وضعیتی، انتشار اوراق با سازوکار مناسب و هدف‌گذاری‌شده می‌تواند یکی از گزینه‌های مؤثر برای تأمین مالی و حفظ ثبات نهادهای حقوقی باشد. استفاده از این ابزارها، در صورت طراحی صحیح، می‌تواند فشار نقدینگی را کاهش داده و به مدیریت بهتر شرایط تا زمان بازگشایی کامل بازار کمک کند.

نکته مهم دیگر آن است که بازگشایی تدریجی و محدود برخی نمادها نیز می‌تواند تبعاتی جدی برای نهادهای مالی و سرمایه‌گذاران نهادی ایجاد کند. اگر تنها بخشی از سهم‌ها بازگشایی شوند، شرکت‌های سرمایه‌گذاری و صندوق‌های سرمایه‌گذاری ممکن است برای تأمین نقدینگی یا رعایت الزامات پرتفویی خود ناچار شوند فشار فروش را بر همان تعداد محدود از نمادهای بازشده متمرکز کنند. این موضوع می‌تواند منجر به برهم خوردن وزن دارایی‌ها در صندوق‌ها، اختلال در ترکیب پرتفو و بروز مشکل در رعایت حدود و الزامات مندرج در IPS یا سیاست‌های سرمایه‌گذاری آن‌ها شود. بنابراین، بازگشایی بازار باید با در نظر گرفتن آثار سیستمی آن بر کل ساختار سرمایه‌گذاری کشور انجام شود، نه صرفاً با نگاه به چند نماد منفرد. در عین حال، مهلت دو هفته‌ای موجود را می‌توان فرصتی ضروری برای تکمیل این فرآیند دانست.

دلیل اصلی پرهیز از بازگشایی شتاب‌زده آن است که در صورت تغییر مجدد شرایط سیاسی یا امنیتی، شرکت‌ها ناچار خواهند شد بار دیگر برآوردهای خود را اصلاح کنند و بازار مجدداً با موجی از ابهام مواجه شود. این دو هفته باید صرف آن شود که اولاً شرکت‌ها گزارش‌های دقیق و استاندارد از خسارات و وضعیت عملیاتی خود ارائه کنند، ثانیاً دسترسی پایدار و کامل به سامانه کدال برای همه فعالان بازار فراهم شود، ثالثاً وضعیت کلی فضای سیاسی و اقتصادی کشور تا حدی روشن‌تر گردد، و رابعاً سازوکارهای موقت حمایتی برای تأمین نقدشوندگی سرمایه‌گذاران خرد و حقوقی نیز طراحی و اعلام شود. به‌ویژه لازم است در این بازه مشخص شود که آیا افق روشنی برای تداوم توافق یا کاهش تنش‌ها وجود دارد یا خیر، و آیا امکان ورود منابع مالی ناشی از توافقات احتمالی و تسریع روند بازسازی بنگاه‌ها متصور است یا نه. این عوامل می‌توانند در برآورد مجدد سودآوری صنایع و ارزش‌گذاری دارایی‌ها نقش تعیین‌کننده داشته باشند.

با توجه به اینکه بر اساس برآوردهای انجام‌شده، به‌طور متوسط حدود نیمی از شرکت‌های بازار به‌نحوی از این شرایط متأثر شده‌اند، بازگشایی بازار بدون تکمیل زیرساخت اطلاعاتی لازم، نه‌تنها به کارایی بازار کمک نخواهد کرد، بلکه می‌تواند منجر به تشدید بی‌اعتمادی، رفتارهای توده‌ای و انتقال ناعادلانه ثروت میان بازیگران بازار شود. از این منظر، مناسب‌ترین رویکرد آن است که پیش از هرگونه بازگشایی، شرکت‌ها به افشای دقیق، کامل و سناریومحور وضعیت خود ملزم شوند، دسترسی عمومی و بدون اختلال به اطلاعات برقرار شود، برای سرمایه‌گذاران خرد و حقوقی راهکارهای موقت تأمین نقدشوندگی در نظر گرفته شود، فرصت کافی برای تحلیل مجدد سودآوری صنایع فراهم آید و سپس بازار در شرایطی بازگشایی شود که تا حد امکان از منظر اطلاعاتی، عملیاتی و نقدشوندگی، آمادگی لازم را داشته باشد.

منبع: سنا