به گزارش صدای بورس، در سالهای اخیر، معماری بازارهای مالی جهانی به طور محسوسی در حال تغییر است. بازار جهانی توکنایزیشن در ابتدا با داراییهای مالی سنتی آغاز شد اما بهتدریج به حوزههایی وارد شد که پیشتر نقدشوندگی پایینتر، دسترسی محدودتر و ساختارهای معاملاتی پیچیدهتری داشتند. کالاها و منابع طبیعی به دلیل استانداردپذیری، قابلیت اندازهگیری دقیق و ارزشگذاری مستقل، به یکی از جذابترین بسترها برای این تحول تبدیل شدند. طلا، فلزات صنعتی، انرژی و حتی محصولات کشاورزی اکنون در بسیاری از کشورها در قالب واحدهای دیجیتال نمایندگی میشوند؛ واحدهایی که مالکیت یا حق مطالبه بر دارایی واقعی را بهصورت شفاف و قابل رهگیری ثبت میکنند. با وجود چالشهای مختلف، روند کلی بازار جهانی نشان میدهد حرکت بهسوی دیجیتالیسازی داراییهای واقعی متوقف نشده است. برعکس، بسیاری از نهادهای مالی بزرگ، بورسهای کالایی و حتی بانکهای مرکزی در حال بررسی یا اجرای مدلهای آزمایشی در این حوزهاند. در چنین بستری، اقتصادهای داراییمحور به ویژه کشورهایی با سهم بالای منابع طبیعی و کالا با یک فرصت راهبردی مواجهاند. اگر چارچوبهای حقوقی و نظارتی متناسب طراحی شود، توکنایزیشن میتواند پلی میان سرمایههای خرد و پروژههای بزرگ تولیدی ایجاد کند؛ پلی که هم کارایی بازار مالی را افزایش دهد و هم جریان تأمین مالی بخش واقعی اقتصاد را تقویت کند. اینجاست که بحث ورود داراییهای معدنی و کالایی به عرصه ابزارهای دیجیتال، از یک تجربه فناورانه فراتر رفته و به موضوعی در سطح سیاستگذاری اقتصادی تبدیل میشود. بر این اساس در گفتوگویی با محمد قاسمی، مدیرعامل مزدکس جزییات این موضوعات مورد واکاوی قرار گرفته است.
* توضیحاتی درخصوصگذار ابزارهای مالی به داراییهای واقعی دیجیتال بفرمایید.
تحول در ساختار بازارهای مالی جهانی طی سالهای اخیر بهطور فزایندهای به سمت اتصال مستقیم سرمایه به داراییهای واقعی حرکت کرده است. در این روند، مفهوم «توکنایزیشن داراییهای واقعی» (Real World Asset Tokenization) بهعنوان یکی از مهمترین نوآوریهای مالی مطرح شده است؛ رویکردی که داراییهای فیزیکی یا حقوق مالی مبتنی بر آنها را به واحدهای دیجیتال قابل معامله تبدیل میکند.
در چنین چارچوبی، توکن صرفاً یک دارایی دیجیتال مستقل نیست، بلکه نماینده حق مالکیت، منافع اقتصادی یا مطالبه بر دارایی پایه است. این ساختار امکان تقسیمپذیری دارایی، افزایش دسترسی سرمایهگذاران، تسهیل تأمین مالی و ارتقای شفافیت زنجیره دارایی را فراهم میسازد.
اقتصاد ایران، بهدلیل ماهیت داراییمحور و سهم بالای بخشهای کالایی - از معدن و انرژی تا کشاورزی - ظرفیت قابلتوجهی برای توسعه ابزارهای مبتنی بر دارایی واقعی دارد. در چنین بستری، معرفی نخستین توکن معدنی کشور با نام «کرومی» بر پایه کنسانتره کرومیت را میتوان گامی در جهت بهکارگیری فناوری مالی در تأمین مالی تولید معدنی و ایجاد ابزار دیجیتال مبتنی بر کالا دانست.
* روند جهانی توکنایزیشن کالا و داراییهای واقعی چگونه است؟
توکنایزیشن در ابتدا عمدتاً در حوزه داراییهای مالی سنتی مانند اوراق بدهی، صندوقها و سهام خصوصی بهکار گرفته شد، اما بهتدریج دامنه آن به داراییهای فیزیکی نیز گسترش یافت. کالاها و منابع طبیعی بهدلیل ماهیت استانداردپذیر، قابلیت اندازهگیری و ارزش اقتصادی مستقل، از نخستین حوزههای توسعه این فناوری بودند. نمونههای جهانی توکنایزیشن کالا شامل طلا، فلزات صنعتی، انرژی، محصولات کشاورزی و ذخایر معدنی است. در این مدلها، مقدار مشخصی از دارایی فیزیکی در زنجیره تأمین واقعی نگهداری یا تولید میشود و توکن دیجیتال نماینده آن مقدار از دارایی است.
رشد این بازار ناشی از چند عامل کلیدی است:
-
نیاز به نقدشوندگی در داراییهای کممعامله
-
کاهش هزینههای انتشار و تسویه
-
امکان مالکیت کسری
-
دسترسی سرمایهگذاران خرد
-
افزایش شفافیت مالکیت و رهگیری
در بسیاری از اقتصادها، توکنایزیشن کالا بهعنوان مکمل ابزارهای موجود بازار کالایی تلقی میشود. بهعبارت دیگر، این فناوری شکل دیجیتالشده ابزارهای مبتنی بر دارایی واقعی است که پیشتر نیز وجود داشتهاند، اما اکنون با قابلیتهای جدیدی مانند معاملهپذیری برخط، تقسیمپذیری و ثبت دیجیتال مالکیت همراه شدهاند.
* جایگاه ابزارهای کالایی در بازار سرمایه به چه صورت است؟
در بازار سرمایه ایران، توسعه ابزارهای مبتنی بر دارایی فیزیکی طی سالهای اخیر عمدتاً با محوریت بورس کالای ایران انجام شده است. قراردادهای سلف موازی استاندارد و گواهی سپرده کالایی از مهمترین این ابزارها محسوب میشوند که امکان تأمین مالی تولیدکنندگان و معاملهپذیری داراییهای کالایی را فراهم کردهاند.
سلف موازی استاندارد بهعنوان ابزار پیشفروش کالایی، تأمین مالی تولید را از طریق فروش محصول آتی ممکن میسازد، در حالی که گواهی سپرده کالایی نماینده کالای موجود در انبار استاندارد است و امکان معاملهپذیری آن را ایجاد میکند. با وجود توسعه این ابزارها، کاربرد آنها در برخی حوزههای معدنی - بهویژه مواد معدنی خاص، محصولات فرآوریشده معدنی یا مراحل پیش از تولید- هنوز با محدودیتهایی مواجه است. بخشی از محصولات معدنی بهدلیل ویژگیهای فنی، مقیاس تولید، ساختار بازار مصرف یا محدودیتهای استانداردسازی، کمتر در قالب ابزارهای بورسی عرضه شدهاند. در چنین شرایطی، توسعه مدلهای مکمل مبتنی بر دارایی میتواند به گسترش دامنه ابزارهای تأمین مالی کالایی کمک کند؛ بهویژه در حوزههایی که امکان استانداردسازی یا انبارش بورسی هنوز بهطور کامل فراهم نشده است.
* در ایران با چالش تأمین مالی معدن مواجه هستیم.
بله؛ بخش معدن از جمله سرمایهبرترین حوزههای اقتصاد ایران است. استخراج، فرآوری و توسعه ذخایر معدنی نیازمند سرمایهگذاری اولیه قابلتوجه و دوره بازگشت نسبتاً طولانی است. در عین حال، ابزارهای مالی در دسترس این بخش محدودتر از صنایع بزرگ کالایی مانند فولاد یا پتروشیمی است.
* مهمترین چالشهای تأمین مالی معدن کدامند؟
بهنظر مهمترین چالشهای تأمین مالی معدن را میتوان چنین برشمرد:
-
فاصله زمانی میان تولید و نقدشوندگی محصول
-
محدودیت دسترسی سرمایه خرد به پروژههای معدنی
-
وابستگی به پیشفروش سنتی یا تأمین مالی بانکی
-
نبود ابزارهای متنوع بازار سرمایهای برای برخی مواد معدنی
-
عدم شفافیت کافی در زنجیره مصرف منابع در برخی پروژهها
در چنین فضایی، امکان تبدیل محصول معدنی به یک دارایی مالی قابل عرضه به سرمایهگذاران میتواند مسیر جدیدی برای تأمین مالی ایجاد کند؛ مسیری که هم دسترسی سرمایه را افزایش دهد و هم شفافیت جریان کالا را تقویت کند.
* مدل توکن «کرومی» چیست؟
توکن «کرومی» بهعنوان نخستین نمونه توکنایزیشن دارایی معدنی در ایران، بر پایه ۵۰۰۰ تن کنسانتره کرومیت با عیار ۴۲ درصد متعلق به شرکت کاشف فلات شهداد طراحی شده است. دارایی پایه این ابزار، محصول واقعی معدنی است که در قالب پیشفروش با سررسید تحویل یکساله عرضه میشود. از منظر اقتصادی، ساختار «کرومی» در امتداد ابزارهای پیشفروش کالایی قابل تحلیل است. مشخصات فنی کالا، مقدار، دوره تحویل و ارتباط منابع جذبشده با تولید، عناصر مشترک آن با ابزارهای پیشفروش کالایی است. تفاوت اصلی در آن است که حق مطالبه بر دارایی پایه در قالب توکن دیجیتال نمایندگی میشود. این امر امکان تقسیمپذیری دارایی، ثبت دیجیتال مالکیت و عرضه در بسترهای برخط را فراهم میکند. به بیان دیگر، «کرومی» را میتوان نسخه دیجیتالشده پیشفروش کالایی مبتنی بر دارایی واقعی دانست.
* این توکن همراستا با ابزارهای بورس کالاست؟
مدل طراحی توکن «کرومی» با توجه به تجربه ابزارهای کالایی موجود در بازار سرمایه ایران و با در نظر گرفتن سازوکارهای قرارداد سلف موازی استاندارد و گواهی سپرده کالایی تدوین شده است. در فرآیند طراحی این ابزار، تعاملات کارشناسی و بهرهگیری از دیدگاههای تخصصی مدیران و مشاوران حوزه بورس کالای ایران انجام شده تا ساختار آن از نظر منطق تأمین مالی، ارتباط با دارایی پایه و اصول شفافیت کالایی، با رویههای پذیرفتهشده بازار سرمایه همراستا باشد. این رویکرد نشان میدهد که توسعه ابزارهای توکنایز شده در ایران میتواند در امتداد تجربیات بازار رسمی کالا و بهعنوان مکملی برای آن عمل کند؛ بهگونهای که ظرفیتهای دیجیتال برای گسترش دامنه تأمین مالی کالایی بهکار گرفته شود، بدون آنکه جایگزین سازوکارهای نهادی موجود شود.
* چه تفاوتی ابزارهای کالایی موجود دارد؟
توکن «کرومی» از نظر اقتصادی در امتداد ابزارهای کالایی موجود قابل تحلیل است. ساختار پیشفروش مبتنی بر دارایی آن شباهت مفهومی با قراردادهای سلف موازی استاندارد دارد و ارتباط مستقیم با کالای پایه نیز آن را به گواهی سپرده کالایی نزدیک میکند. تفاوت اصلی در بُعد اجرایی و فناوری است؛ جایی که توکنایزیشن امکان تقسیمپذیری بیشتر دارایی، ثبت دیجیتال مالکیت و عرضه در بسترهای برخط را فراهم میکند. در این معنا، توکنایزیشن را میتوان لایه دیجیتال مکملی بر ابزارهای کالایی موجود دانست، نه جایگزین آنها.
* بازدهی توکن کرومی را چگونه ارزیابی میکنید؟
با احتساب تخفیف قیمت کنسانتره کرومیت در این طرح، احتساب قیمت دلار بر مبنای اتاق مبادلات ارزی (هر دلار حدود ۱۳۰ هزار تومان) و ۲۰ درصد توکن جایزه برای سرمایهگذارانی که دارایی خود را تا پایان دوره یکساله نگه دارند، بازدهی جذابی خواهد داشت. برای اطلاعات کامل میتوانید به سامانه mazdax.ir مراجعه و توکن کرومی را انتخاب کنید. در آن صفحه سپیدنامه توکن کرومی منتشر شده که حاوی تمامی اطلاعات فنی، مالی و بازدهی است.
* مزایای توسعه توکنایزیشن برای و بخش معدن چیست؟
توسعه ابزارهای توکنایز شده مبتنی بر کالا میتواند پیامدهای مثبت متعددی برای بازار سرمایه و بخش معدن داشته باشد:
-
افزایش دسترسی سرمایه خرد: داراییهای بزرگ به واحدهای کوچکتر تقسیم میشوند و امکان مشارکت گستردهتر سرمایهگذاران ایجاد میشود.
-
شفافیت ارتباط سرمایه و دارایی: سرمایه جذبشده مستقیماً به دارایی پایه متصل است و امکان رهگیری جریان آن افزایش مییابد.
-
افزایش نقدشوندگی داراییهای معدنی: داراییهایی که پیشتر بازار ثانویه محدودی داشتند، قابلیت معاملهپذیری پیدا میکنند.
-
اتصال بازار سرمایه به تولید واقعی: سرمایهگذاران بهصورت مستقیم در داراییهای تولیدی مشارکت میکنند.
-
گسترش دامنه ابزارهای کالایی: حوزههایی که در ابزارهای بورسی کمتر پوشش داده شدهاند، قابل تأمین مالی میشوند.
-
کاهش هزینه و زمان تأمین مالی: ساختار دیجیتال انتشار ابزار را تسهیل میکند.
* الزامات مقرراتی برای توسعه ابزارهای توکنایز شده وجود دارد؟
با وجود مزایای قابلتوجه، توسعه پایدار ابزارهای توکنایز شده نیازمند چارچوبهای مقرراتی مناسب است. مهمترین حوزههای سیاستگذاری عبارتاند از:
-
تعریف حقوقی دارایی توکنایز شده
-
نحوه ثبت و انتقال مالکیت
-
الزامات نگهداری یا تولید دارایی پایه
-
سازوکار تسویه و تحویل
-
الزامات افشا و گزارشدهی
-
مدیریت ریسک عملیاتی و فناوری
تجربه جهانی نشان میدهد موفقترین مدلها آنهایی هستند که توکنایزیشن را بهعنوان مکمل بازار سرمایه موجود تعریف کردهاند. در ایران نیز توسعه این ابزارها میتواند در چارچوب مقررات بازار سرمایه و بازار کالا انجام شود تا هم نوآوری حفظ شود و هم اعتماد سرمایهگذاران تقویت گردد.
* ارزیابی شما از پیامدهای اقتصادی برای بخش معدن چیست؟
بهکارگیری ابزارهای توکنایز شده در بخش معدن میتواند آثار مهمی داشته باشد:
-
تسهیل تأمین مالی پروژههای معدنی
-
کاهش وابستگی به منابع بانکی
-
افزایش شفافیت زنجیره عرضه
-
امکان مشارکت سرمایهگذاران جدید
-
توسعه بازار ثانویه مواد معدنی
در اقتصادهایی با منابع معدنی غنی، چنین ابزارهایی میتواند به توسعه بازارهای مالی مبتنی بر کالا کمک کند و پیوند میان استخراج، فرآوری و سرمایهگذاری را تقویت نماید.
* چشمانداز توسعه داراییهای توکنایز شده در ایران را چگونه میبینید؟
ظرفیتهای اقتصاد ایران نشان میدهد دامنه توکنایزیشن میتواند فراتر از معدن گسترش یابد. حوزههای بالقوه شامل:
-
فلزات و مواد معدنی
-
انرژی و فرآوردهها
-
محصولات کشاورزی
-
املاک و مستغلات
-
زیرساختهای تولیدی
در این چشماندازی، توکن «کرومی» را میتوان نخستین گام در شکلگیری طبقهای جدید از داراییهای دیجیتال مبتنی بر کالا در کشور دانست.
* و نکته پایانی...
تحول ابزارهای مالی در جهان بهسوی اتصال مستقیم سرمایه به داراییهای واقعی در حال حرکت است. توکنایزیشن، بهعنوان یکی از جلوههای این تحول، امکان تبدیل داراییهای فیزیکی به ابزارهای مالی دیجیتال را فراهم کرده است. در اقتصاد ایران، که بخش قابلتوجهی از داراییها ماهیت کالایی و فیزیکی دارند، این رویکرد میتواند مسیرهای جدیدی برای تأمین مالی تولید ایجاد کند. توکن «کرومی» مبتنی بر کنسانتره کرومیت را میتوان نمونهای اولیه از این تلاش دانست؛ تلاشی که در امتداد ابزارهای کالایی موجود بازار سرمایه و با بهرهگیری از تجربیات بورس کالای ایران طراحی شده است. بدیهی است توسعه ابزارهای نوآورانه در بازار سرمایه، فرآیندی تدریجی و مبتنی بر تعامل نهادی و کارشناسی است. از اینرو، از فعالان، متخصصان، نهادهای مالی و صاحبنظران حوزه بازار سرمایه و بخش معدن دعوت میشود ضمن بررسی این تجربه، دیدگاهها و پیشنهادهای تخصصی خود را برای بهبود مسیر توسعه ابزارهای مبتنی بر دارایی واقعی ارائه کنند. علاقهمندان میتوانند برای آشنایی بیشتر با این ابزار و ارائه دیدگاهها و پیشنهادهای خود به وبسایت رسمی مزدکس مراجعه کنند.
-
علی آل بویه - خبـرنـگار
- شماره ۶۲۸ هفته نامه اطلاعات بورس