در دنیای بورس، گاهی اعداد بلندتر از کلمات حرف می‌زنند، اما گاهی هم برای تغییر واقعیت به کار می‌روند. بررسی اسناد زنجیره‌ای شرکت «توسعه سامانه‌های نرم‌افزاری نگین» (توسن) در بازه زمانی آبان تا دی‌ماه ۱۴۰۲، نشان‌دهنده یک مهندسی معکوس در گزارش‌گری مالی است.

به گزارش صدای بورس،‌ در دنیای بورس، گاهی اعداد بلندتر از کلمات حرف می‌زنند، اما گاهی هم برای تغییر واقعیت به کار می‌روند. بررسی اسناد زنجیره‌ای شرکت «توسعه سامانه‌های نرم‌افزاری نگین» (توسن) در بازه زمانی آبان تا دی‌ماه ۱۴۰۲، نشان‌دهنده یک مهندسی معکوس در گزارش‌گری مالی است. جایی که یک شرکت با استفاده از جابه‌جایی‌های اعداد، موفق می‌شود رکورد فروش نرم‌افزار خود را جابه‌جا کند. اما آیا این یک موفقیت واقعی است یا یک بزرگ‌نمایی ترازنامه‌ای برای پایان سال مالی؟


برای درک ابعاد این موضوع، باید به گزارش فعالیت ماهانه آبان رجوع کرد. توسن در آبان‌ماه، تصویری از یک شرکت کاملاً معمولی را ارائه داد. فروش نرم‌افزار که قلب تپنده سودآوری یک شرکت IT است، تنها در سطح ۵.۹ میلیارد تومان بود. این عدد برای شرکتی با ابعاد توسن، یعنی توقف رشد. بخش عمده درآمدها از «پشتیبانی» می‌آمد؛ یعنی پولی که بابت کارهای قدیمی می‌گرفت، نه نوآوری یا قراردادهای جدید. اما مدیران توسن خوب می‌دانستند که با این دست‌فرمان، بودجه سال مالی محقق نخواهد شد.

در اواسط آذرماه، اسناد صورت‌جلسات هیئت‌مدیره و کمیته حسابرسی نشان می‌دهد که مدیران به دنبال خرید سهام شرکت «داده‌کاوان هوشمند توسن» افتادند. نکته عجیب ماجرا در آدرس‌ها نهفته است: فروشنده در طبقه چهارم و هدفِ معامله در طبقه پنجم ساختمان پلاک ۲۸ خیابان خلیل‌زاده بودند. این یعنی یک معامله کاملاً «درون‌خانوادگی». شرکت مادر تصمیم گرفت از یک جیب بردارد و در جیب دیگر بگذارد. اما چرا؟ پاسخ در «زمان‌بندی» است. آن‌ها نیاز داشتند تا پایان سال مالی، دارایی‌های توسن را بزرگ‌تر نشان دهند.

در قراردادی که بین توسن و شرکت‌های وابسته امضا شد، یک بند طلایی وجود داشت: «پرداخت طی یک سال». توسن بدون اینکه نقدینگی خود را درگیر کند، مالک ۶۷ درصد یک شرکت دیگر شد. این یک خرید نسیه استراتژیک بود. طبق استانداردهای حسابداری، وقتی شما شرکتی را با قیمتی کمتر از ارزش واقعی‌اش (که در اینجا با تخفیف ۵ درصدی نسبت به کارشناسی انجام شد) می‌خرید، می‌توانید این اختلاف قیمت را به عنوان سود حاصل از خرید ارزان شناسایی کنید. این اولین گام برای تزریق سود مصنوعی به توسن بود؛ سودی که از فروش نرم‌افزار نیامده، بلکه از یک توافق پشت‌پرده بر سر قیمت یک شرکت زیرمجموعه حاصل شده است.

در ادامه وقتی به گزارش دی‌ماه می‌رسیم، می‌بینیم درآمد فروش نرم‌افزار که در آبان‌ماه ۵.۹ میلیارد تومان بود، ناگهان به ۴۸.۲ میلیارد تومان جهش می‌کند. ۸ برابر رشد در کمتر از ۶۰ روز! چگونه؟ آیا توسن در دی‌ماه بازار جدیدی پیدا کرد؟ خیر. تحلیل دقیق اسناد نشان می‌دهد که این جهش درآمدی، حاصل تلفیق درآمدهای شرکتِ تازه خریداری شده است. توسن با مالکیت ۶۷ درصدی، تمام قراردادهای جاری آن شرکت کوچک را در گزارش خودش ثبت کرد تا به بازار سیگنال بدهد که خریدِ جدیدش معجزه کرده است. این درآمد، درآمدِ اصیل توسن نیست؛ بلکه درآمدهایی است که از قبل در شرکتِ زیرمجموعه وجود داشته و حالا فقط با یک تغییر نام حسابداری، در ستون درآمدهای توسن نشسته است.

در این میان، اشاره به نام «بانک سپه» در کادر توضیحات صورت‌های مالی، لایه دیگری از این پیچیدگی را فاش می‌کند. بانک سپه به تازگی به توسن اضافه شده و در گزارش آذرماه، اصلاحاتی بابت درآمدهای این بانک صورت گرفته است. احتمالاً این اصلاحات برای پوشش دادن هزینه‌های احتمالی این نقل و انتقالات شرکتی یا تراز کردنِ بدهی‌هایی بوده که بابت خرید شرکت داده‌کاوان ایجاد شده است.

اگرچه ما سهامداران خرد معمولاً فقط به سطر آخر گزارش‌ها و عدد سود خالص نگاه می‌کنیم،‌ اما گزارش‌های توسن نشان داد که کیفیت سود در این شرکت پایین آمده است. سودی که از:
*
معامله با اشخاص وابسته (فروشنده و خریدار در یک ساختمان)،
* خرید نسیه با تخفیف دستوری و انتقال درآمدهای شرکت‌های کوچک به شرکت اصلی حاصل شده باشد،
به‌دست آمده و یک سود باکیفیت نیست.

در گزارش ۳۰ آذرماه شرکت در کادر توضیحات، توسن تیر خلاص را به اعتماد سهامداران شلیک می‌کند. توسن صراحتاً اعلام می‌کند که بخشی از درآمدهای آذرماه را بر اساس «شناسایی برآوردی درآمدهای بانک سپه» ثبت کرده است. دلیل این اقدام؟ «نهایی نشدن گزارش کارشناسان رسمی» و «عدم نهایی شدن قراردادهای پشتیبانی و توسعه نرم‌افزار«.
این یعنی توسن قبل از اینکه قراردادی امضا شود یا حتی مبلغ دقیق آن توسط کارشناس دادگستری تعیین شود، عددِ دلخواه خود را در ستون درآمدها نشانده است. این نوع گزارش‌گری، شبیه به آن است که شخصی درآمدِ قرعه‌کشی‌ای که هنوز برنده نشده را در لیست اموالش بیاورد.

چرا توسن به این ریسک تن داد؟ چون باید خرید نسیه آذرماه را با یک درآمد درشت در همان ماه جفت‌وجور می‌کرد تا نسبت‌های مالی‌اش از تعادل خارج نشود.

توسن در توضیحات خود وعده داده که با نهایی شدن قراردادها، گزارش اصلاحی صادر می‌کند. این جمله، در واقع یک بیمه‌نامه برای مدیران است تا اگر در آینده حسابرس مچِ این اعداد برآوردی را گرفت، بگویند از قبل اطلاع‌رسانی کرده بودیم. اما برای سهامدارانی که در لحظه بر اساس گزارش‌های ماهانه تصمیم به خرید و فروش می‌گیرند، این یک گزارش نادرست است. آن‌ها با عددی معامله می‌کنند که شرکت خودش هم اعتراف دارد قطعی نیست.

با کنار هم گذاشتن تمام قطعات پازل، تصویر نهایی شفاف می‌شود. توسن در سال مالی جاری با کسری تحقق بودجه مواجه بوده است. مدیران برای این موضوع، یک استراتژی سه‌مرحله‌ای را اجرا کرده است:
* اول: خرید نسیه و زیر قیمتِ یک شرکت از خودش (داده‌کاوان هوشمند) برای بزرگ کردن ترازنامه.
* دوم: شناسایی درآمدهای برآوردی و قطعی‌نشده از بانک سپه در آذرماه برای ایجاد شوک مثبت.
* سوم: تجمیع قراردادهای شرکتِ خریداری شده در گزارش دی‌ماه برای نشان دادن رشد ۸ برابری در بخش فروش نرم‌افزار.

آنچه در گزارش‌های کدالِ توسن دیده می‌شود، بیش از آنکه بازتاب یک جهش واقعی در عملیات نرم‌افزاری شرکت باشد، نتیجه مدیریت زمان شناسایی سود و چیدمان حسابداری است؛ جایی که بخشی از سود از محل برآوردهای قطعی‌نشده، معاملات با اشخاص وابسته و تجمیع درآمدهای از پیش موجود شکل گرفته است. این رویکرد اگرچه در کوتاه‌مدت می‌تواند نسبت‌های مالی را ترمیم و تصویر مثبتی به بازار مخابره کند، اما کیفیت و پایداری سود را با تردید مواجه می‌سازد. برای فعالان بازار، پیام روشن است: جهش‌های ناگهانی الزاماً نشانه بهبود بهره‌وری یا فتح بازار جدید نیست و در چنین مواردی، تمرکز بر منشأ سود و تکرارپذیری آن، به‌مراتب مهم‌تر از خود عدد سود خالص است.

برچسب‌ها