به گزارش صدای بورس، تأمین مالی از طریق انتشار اوراق بدهی، یکی از روشهایی است که به دولتها، بنگاهها و نهادهای عمومی اجازه میدهد منابع مورد نیاز خود را با اتکا به جریانهای درآمدی آتی و بدون تضعیف مالکیت، از بازار سرمایه جذب کنند.
اوراق بدهی به دلیل سررسید مشخص، نرخ بازده معین و قابلیت معاملهپذیری، ابزاری جذاب برای سرمایهگذاران و در عین حال، سازوکاری منعطف برای تأمین مالی میانمدت و بلندمدت محسوب میشود. توسعه بازار اوراق، علاوه بر تسهیل تأمین مالی، به تعمیق بازار سرمایه، بهبود کشف نرخ سود و ارتقای انضباط مالی در اقتصاد کمک میکند. با وجود این مزایا، ساختار انتشار اوراق در ایران از عدم توازن معناداری برخوردار است.
سهم غالب تأمین مالی از طریق اوراق بدهی به دولت اختصاص دارد و بخش عمده بازار اوراق، عملاً به ابزاری برای جبران کسری بودجه و مدیریت بدهیهای دولت تبدیل شده است. اسناد خزانه اسلامی، اوراق مالی اسلامی و سایر ابزارهای دولتی، بخش اصلی حجم و ارزش بازار بدهی را تشکیل میدهند؛ در حالیکه سهم شرکتهای غیردولتی و شهرداریها در این بازار همچنان ناچیز و محدود باقی مانده است. این عدم توازن، پیامدهای مهمی برای کارکرد بازار سرمایه دارد. غلبه اوراق دولتی، ضمن جذب بخش بزرگی از منابع مالی موجود، عملاً فضای تأمین مالی را برای بخش خصوصی تنگتر کرده و پدیده برونرانی را در بازار بدهی تشدید میکند. علاوه بر این، تفاوت در ریسک اعتباری میان دولت و بنگاههای غیردولتی، همراه با نبود نظام رتبهبندی اعتباری کارآمد و مشوقهای نهادی کافی، باعث شده است که انتشار اوراق شرکتی و اوراق شهرداریها با هزینه بالاتر، پیچیدگی بیشتر و استقبال محدودتری از سوی سرمایهگذاران مواجه شود. در نتیجه، نقش انتشار اوراق بدهی در ایران بهطور عمده در خدمت تأمین مالی دولت باقی مانده و ظرفیت بالقوه این ابزار برای پشتیبانی از بنگاههای غیردولتی و پروژههای شهری هنوز بهطور کامل فعال نشده است.
در ایران ساختار بانکمحور نظام مالی، وابستگی شدید بنگاهها به تسهیلات بانکی، محدودیتهای مزمن منابع اعتباری و تضعیف ترازنامه بانکها، موجب شده است که ظرفیت نظام تأمین مالی کشور برای پشتیبانی از رشد پایدار تولید بهطور معناداری کاهش یابد. در چنین بستری، نقش بازار سرمایه در تأمین مالی بنگاهها از چند جهت اهمیت بیشتری پیدا کرده است. نخست، محدودیت منابع بانکی و افزایش ریسک تمرکز اعتباری، سیاستگذار را ناگزیر به جستوجوی مسیرهای جایگزین تأمین مالی کرده است. دوم، نیاز فزاینده بنگاهها به منابع میانمدت و بلندمدت برای سرمایهگذاری، با ماهیت عمدتاً کوتاهمدت سپردههای بانکی همخوانی ندارد؛ در حالیکه بازار سرمایه ذاتاً ظرفیت تأمین مالی بلندمدت را دارد. سوم، توسعه بازار بدهی و ابزارهای نوین مالی در دهه اخیر، زیرساختهای لازم برای ایفای نقش فعالتر بازار سرمایه را فراهم کرده است.
شماره ۶۲۵ هفته نامه اطلاعات بورس