به گزارش صدای بورس، اشتغال پایدار، تامین سرمایه در گردش، ارتباط با بازارهای هدف و جلوگیری از مشکلاتی همچون بدهکاری و تعطیلی واحدهای تولیدی همواره از بزرگترین دغدغههای کسب وکارهای کوچک و متوسط بوده است.
در این راستا و برای کمک به رفع این دغدغهها، وزارت تعــاون، کار و رفــاه اجتماعــی به عنــوان یکــی از نهادهــای سیاســتگذار در امــر محرومیتزدایــی و کاهــش فقــر، طرحــی بــه نــام «اتصــال» را طراحــی، تبییــن و عملیاتــی کــرده اســت. هــدف اصلی ایــن طرح، توانمندســازی مشــاغل خــرد و خانگــی و کمــک بــه افزایــش بهــرهوری اقتصــادی و اجتماعــی در زنجیرههــای ارزش اســت.
اعتقاد بر این است که تقویـت زنجیرههـای ارزش مرتبـط بـا مشـاغل خـرد و خانگـی و کوچـک بــه خلــق فرصتهــای بیشــتر بــا بهــرهوری بیشــتر، فــارغ از منطقــه جغرافیایــی میانجامـد. ایـن اتفاق از طریـق اتصـال بنگاههـای کوچـک بـه بنگاههـای بزرگ و اتصــال آنهــا بــه بــازار و تقویــت کیفیــت و فروش آنهــا امکانپذیر میشــود. در طرح «اتصــال» به جــای تجویزهــای کلــی، بــه نیازهــا، توانمندیهــا و محدودیتهــای هــر منطقــه بــه صورت خــاص پرداختــه میشــود و توســعه محلــی بــا مشــارکت و مـشورت ذینفعـان (از تولیدکننـدگان و کشـاورزان تـا نماینـدگان محتـرم مجلـس شورای اسلامـی، ائمـه محتـرم جمعـه، اسـتانداران، فرمانـداران و ادارات دولتــی) دنبـال میشـود.
از مهمترین نمونههای این طرح میتوان به توانمندسازی زنجیره پوشاک در سه استان همدان زنجان و گلستان اشاره کرد. بسته سیاستی توانمندسازی پوشاک که ابتدا با صنعت تولید جوراب شروع شده، شامل تأمین مالی زنجیره از طریق برات الکترونیک، با هدایت وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و حمایت بانک تجارت و شرکت باروک در حال اجراست. از این طریق بدون پرداخت تسهیلات و با تأکید بر اعتبار ضمانت شده یکی از مشکلات اصلی تولیدیهای کوچک در تأمین سرمایه در گردش حل میشود. علاوه بر این، بسته اصلاحی پوشاک شامل تأمین تجهیزاتی از جمله چرخ خیاطی، فراهمآوری فرصت مهارتآموزی در امر طراحی، دوخت و فروش از طریق سازمان فنی و حرفهای است. همچنین در این بسته، ترویج فرهنگ کار جمعی و تعاون در دستور کار است. تعاونیها در نقش تسهیلگران و تأمینکنندگان در حل مسائل لجستیکی پوشاک در منطقه ایفای نقش میکنند و فرهنگ کار جمعی و تعاون را در مناطق دور افتاده با ملاحظات متعدد و فرهنگ متفاوت ترویج میدهند. از دیگر پروژههای اتصالی، رسته گیاهان دارویی در امر کشاورزی است که دارای فرصتهای بینظیر برای فروش در صنعت دارو در داخل کشور و همچنین ظرفیتهای متعدد صادراتی است. توانمندسازی زنجیره این رسته همچون محصول رازیانه در رزن همدان، گشنیز در ملایر همدان و همچنین کنجد در جنوب کرمان از پروژههای اتصال در دست اقدام است.
در اینجا به دو نمونه از برنامههای جاری طرح «اتصال» در دو استان گلستان و سیستان و بلوچستان به نقل از روابط عمومی بانک توسعه تعاون میپردازیم.
فرصتی برای کشاورزان سیستان و بلوچستان
در حالی که کشاورزی سیستان و بلوچستان سالها با خامفروشی، ضعف زیرساخت، پراکندگی تولید و کمبود سرمایه مؤثر دستوپنجه نرم کرده است، اجرای طرح اتصال زنجیره تولید در این استان (با حمایت مالی بانک توسعه تعاون) میتواند چشماندازی متفاوت برای توسعه کشاورزی مردممحور و تعاونیمحور ترسیم کند؛ طرحی که موفقیت آن بیش از هر چیز به مدیریت واحد، بازارسازی واقعی و هماهنگی نهادی وابسته است و در صورت غفلت از این پیشنیازها، ممکن است به سرنوشت بسیاری از برنامههای نیمهتمام گذشته دچار شود.
مدل تأمین مالی زنجیرهای که بانک توسعه تعاون در قالب حمایت مالی از این طرح دنبال میکند، پاسخی عملی به یکی از ضعفهای تاریخی بخش کشاورزی ایران است: نبود پیوند مؤثر میان حلقههای کشت، فرآوری و بازار. سالهاست محصولات شاخص سیستان و بلوچستان (از حنا و خرما گرفته تا انبه و گیاهان دارویی) پیش از ورود به فرآیند فرآوری و ایجاد ارزش افزوده، بهصورت خام و فلهای از استان خارج میشوند و سهم کشاورز از زنجیره ارزش در پایینترین سطح باقی میماند.
در این چارچوب، نقش بانک توسعه تعاون نه بهعنوان طراح یا مجری طرح، بلکه بهعنوان پشتیبان مالی زنجیره تولید تعریف شده است؛ نقشی که میتواند با هدایت منابع اعتباری به حلقههای کلیدی زنجیره، از توقف تولید در میانه راه جلوگیری کرده و ریسک فعالیت برای کشاورزان و تعاونیها را کاهش دهد. تفاوت این مدل با بانکداری سنتی در همین نقطه است: تسهیلات نه بهصورت منفرد، بلکه در خدمت یک فرآیند متصل و هدفمند قرار میگیرد.
در طرح اتصال زنجیره تولید، هدف آن است که محصولاتی مانند حنا (که در مناطقی مانند دلگان ظرفیت بالایی دارند) از حالت خامفروشی خارج شوند. این مسیر شامل سازماندهی کشت استاندارد، ایجاد واحدهای فرآوری، بستهبندی، استانداردسازی و در نهایت اتصال به بازارهای داخلی و صادراتی است. حمایت مالی بانک توسعه تعاون در این میان میتواند بهعنوان اهرمی عمل کند که حلقههای ضعیف زنجیره را تقویت کرده و امکان شکلگیری فعالیت اقتصادی پایدار را فراهم آورد.
با این حال، چالش اصلی کشاورزی سیستان و بلوچستان صرفاً کمبود منابع مالی نیست، بلکه نوعی فقر ساختاری است که خود را در نبود صنایع تبدیلی، ضعف لجستیک، تعدد مجوزها، پراکندگی بهرهبرداران و ضعف نظام بازاریابی نشان میدهد. بنابراین، حتی مؤثرترین حمایت مالی نیز بدون اصلاح این بسترها به نتیجه مطلوب نخواهد رسید. در این میان، تشکیل تعاونیهای تخصصی واقعی بهعنوان بازیگران اصلی زنجیره، شرط موفقیت طرح محسوب میشود؛ تعاونیهایی که نه صرفاً بهنام، بلکه در عمل مسئول سازماندهی تولید، مدیریت مالی و ارتباط با بازار باشند.
از سوی دیگر، شرایط اقلیمی استان و محدودیت منابع آب، ضرورت تمرکز بر الگوی کشت کمآببر را دوچندان کرده است. محصولاتی مانند حنا، کنجد و برخی گیاهان دارویی، اگر در قالب زنجیره ارزش و با پشتوانه مالی مناسب توسعه یابند، میتوانند کشاورزی منطقه را از وضعیت معیشتی و ناپایدار به سمت تولید اقتصادی هدایت کنند. در این مسیر، حمایت مالی هدفمند بانک توسعه تعاون میتواند مکمل سیاستهای بخش کشاورزی باشد، نه جایگزین آن.
نکته کلیدی دیگر، مسئله بازار است. تولید و حتی فرآوری بدون تضمین بازار، به انباشت محصول و افت قیمت منجر خواهد شد. بازار جهانی محصولاتی مانند حنا بهشدت رقابتی است و حضور در آن نیازمند استاندارد، برند، بستهبندی حرفهای و گواهی کیفیت است. اگر زنجیره تولید استان بتواند با اتکا به تعاونیهای توانمند و حمایت مالی بانک توسعه تعاون به این سطح برسد، سود اصلی به تولیدکنندگان محلی خواهد رسید، نه واسطهها.
در مجموع، طرح اتصال زنجیره تولید در سیستان و بلوچستان (با پشتیبانی مالی بانک توسعه تعاون) فرصتی جدی برای اصلاح مسیر توسعه کشاورزی استان است. این طرح نه یک معجزه فوری، بلکه یک فرآیند تدریجی است که موفقیت آن به همزمانی سرمایه، مدیریت، بازار و نهادهای محلی بستگی دارد. اگر این اجزا بهدرستی کنار هم قرار گیرند، تجربه سیستان و بلوچستان میتواند به الگویی قابل تعمیم برای کشاورزی مناطق کمآب کشور تبدیل شود؛ الگویی که در آن بانک توسعه تعاون نقش تسهیلگر مالی توسعه را ایفا میکند، نه صرفاً یک پرداختکننده تسهیلات.
توانمندسازی زنجیره پوشاک در گلستان