در بحث خصوصی سازی در بسیاری از کشورها، بهخصوص در اروپای شرقی، وقتی خصوصیسازی شکل گرفت، در ابتدای امر ناگهان برخلاف انتظاری که داشتند، رشد اقتصادی منفی شد و با مشکلات بسیار بزرگی در اقتصاد مواجه شدند. یکی از علل این اتفاق، نداشتن نهادهای قوی بود. نداشتن نهاد قوی باعث میشود وقتی تغییر پارادایم به سمت خصوصیسازی اتفاق میافتد، این خصوصیسازیها به انحراف کشیده شود و حتی در برخی موارد معکوس عمل کند. وقتی به ایران نگاه میکنیم، تقریباً با همین مشکل مواجه هستیم. در بسیاری از موارد یا خصوصیسازی بهصورت قانونی انجام میشود یا فسادی رخ میدهد یعنی بهجای خصوصیسازی، اختصاصیسازی صورت میگیرد و بنگاه به یکی از نزدیکان واگذار میشود، نه به اهل آن.
بدترین نوع خصوصیسازی، نوعی است که دولت بهمنظور رد دیون و بدهیهای خود، یک بنگاه اقتصادی را به طلبکارش واگذار میکند. بهعنوان مثال، شرکت حملونقل ریلی مسافری رجا بهدلیل بدهیها به تأمین اجتماعی واگذار شد. سؤال اینجاست که آیا تأمین اجتماعی اصلاً اهلیت اداره چنین بنگاهی را دارد؟ آیا با صنعت ریلی و حملونقل ریلی آشناست؟ اگر به این پرسشها پاسخ داده شود، تقریباً پاسخ هیچ است.
اکنون بعد از چندین سال میبینیم که در حال پس گرفتن رجا از تأمین اجتماعی هستند. جالب اینجاست که نه رجا تمایلی به ماندن نزد تأمین اجتماعی دارد و نه تأمین اجتماعی علاقهای به تحویل گرفتن آن. این یک فاجعه است. واگذاریای که نه واگذارشونده از آن راضی است و نه تحویلگیرنده، و صرفاً بهمنظور رد دیون انجام شده است.
این انحراف نشان میدهد که روشهای خصوصیسازی اشتباه بوده است. زمانی در یک همایش گفته شد که این بنگاهها را واگذار کنید، اما برخی خندیدند. گفته شد که این خنده به این دلیل است که نمیخواهند این بنگاهها را واگذار کنند، چون برایشان شیرین است؛ حتی اگر این بنگاهها زیانده باشند.
این سؤال مطرح میشود که چرا بنگاه زیانده برای وزارتخانهها شیرین است و واگذار نمیشود. علت مشخص است. بسیاری از اطرافیان و حامیان خود را در این بنگاهها نگه داشتهاند. برخی از آنها حامی انتخاباتی بودهاند یا قرار است در آینده چنین نقشی داشته باشند. این افراد مدیرعامل شرکتها میشوند، حقوقهای بالای مدیریتی دریافت میکنند، رزومه برایشان ساخته میشود و هزینه زیاندهی شرکت از جیب دولت پرداخت میشود.
در مجموع میتوان چند عامل را برشمرد. نخست، ضعف نهادها. دوم، عدم توجه به اهلیت تحویلگیرنده. سوم، وجود فساد در بسیاری از واگذاریها. چهارم، واگذاریهایی که تحویلگیرنده اساساً تمایلی به دریافت بنگاه نداشته و صرفاً در قالب رد دیون انجام شده است. مورد دیگر اینکه در واگذاریها معمولاً مطالعات کافی صورت نمیگیرد. مجموعه این عوامل باعث شده خصوصیسازی در ایران با مشکل جدی مواجه شود.
-
سید مصطفی موسوی نژاد - کارشناس اقتصادی
- شماره ۶۲۳ هفته نامه اطلاعات بورس