عملکرد ضعیف بانک مرکزی در مهار تورم در چند سال گذشته و نادیده گرفتن اصول اولیه اقتصاد توسط مقامات آن زمینه بروز بحران های اقتصادی ناصواب را در اقتصاد کشور ایجاد کرد. در هر حال دکتر همتی با توجه به تجربیات گذشته در این بانک و آشنایی کامل با نگاه وزارتی به نظر میتواند بهترین انتخاب ممکن برای سمت ریاست بانک مرکزی باشد. با توجه به پیچیدگیها و شرایط حساس و آسیب دیده اقتصاد کشور قبول این سمت با چالشهای جدی رو به روست و باید قبول کرد که وی در کنار انجام کار حرفهای فداکاری کرده است.
مهمترین وظیفه ریاست بانک مرکزی در هر ساختار اقتصادی کنترل تورم و مهار نقدینگی است. در ایران موتور تورم رشد نقدینگی است که بخش عمده آن یعنی تا حدود دو سوم آن از ساختار بانکی و نا ترازی مالی کشور ناشی میشود. برای مقابله با این دیو هفت سر یعنی تورم و رشد نقدینگی، رئیس کل بانک مرکزی باید از استقلال کافی برخوردار باشد تا در رعایت مصالح کشور همواره بتواند جانب منافع کشور را بگیرد. همچنین این سمت باید چنان قدرتی داشته باشد که در برخورد با بانکهای ناتراز که مانند یک غده سرطانی منابع کشور را با اضافه برداشت و ناترازیشان هدر میدهند از حمایت دستگاه قضا برخوردار باشد تا با ابزارهای در دسترسش تورم مزمن چند ساله ایران را التیام ببخشد. مسئله دیگر اقتصاد ایران بحث ارز ترجیحی است که گریبانگیر اقتصاد شده و به نام حمایت از مستمندان جامعه فاکتور میشود.در حالی که یکی از بزرگترین سیستمهای فسادزا در اقتصاد ایران است. حذف ارز ترجیحی و به دنبال آن ارائه یارانه مستقیم، دست دلالان و سودجویان را از سفره پاک مردم قطع کرده و انگیزه تولید و صادرات و تجارت را به فعالان اقتصادی باز میگرداند. چند نرخی بودن ارز نه تنها در ایران که در هیچ اقتصادی تا کنون نتایج مثبتی نداشته و همواره اوضاع را وخیمتر کرده است. حرکت به سمت بازار باز شاید مهمترین کلید قفل اقتصاد ایران باشد و باید این موضوع را هم همواره مورد عنایت قرار داد که طبقه متوسطی که در طول یک دهه گذشته هر روز فقیرتر از روز قبل شده بسیار آسیبپذیر است و اصلاحات اینچنینی باید همواره طوری تنظیم شود که کمترین فشار ممکن را به آحاد جامعه وارد کند.
یکی دیگر از مسائل مهم این روزهای اقتصاد ایران بحث نرخ بهره است. اینکه نرخ بهره حقیقی منفی صرفا به عنوان یک ابزار عمل توزیع رانت عمل میکند بر هیچ کس پوشیده نیست. به نظر بعد از مهار تورم، رسالت دیگر بانک مرکزی باید این باشد که متناسب با کاهش تورم نرخ بهره را کاهش دهد تا بنگاهها و فعالان اقتصادی بتوانند دوباره نفس بکشند و با نرخ های بهره منطقیتری در فضای کسب و کار ایران فعالیت کنند. بالا ماندن این نرخ در بلندمدت سرمایه و جان شرکتها به خصوص بنگاههای کوچکتر را خشک کرده و آنها را از زمین بازی اقتصاد ایران بیرون میکند.
از منظر بازار سرمایه اگر بخواهیم این اتفاق یعنی انتخاب آقای همتی به عنوان ریاست بانک مرکزی را در نظر بگیریم باید با استناد به وعدههای ایشان که عموما در بخشهای قبلی گنجانده شده این طور استدلال کنیم که با تحقق وعدههای مذکور بازار میتواند رشد قابل توجهی داشته باشد. این رشد بر خلاف سالهای گذشته اگر پیرو اصلاحات اقتصادی ذکر شده باشد رشدی صرفا اسمی نبوده و میتواند به صورت حقیقی صورت بپذیرد و پایدار باشد.
-
جواد عشقینژاد - کارشناس بازار سرمایه
-
شماره ۶۲۲ هفته نامه اطلاعات بورس