در این پیگیریهایی که طی یک سال اخیر صورت گرفت، حتی به سراغ شاپور محمدی و اعضای هیأت مدیره سازمان نیز رفتیم که همه این افراد یا از پاسخ به سوالات مرتبط با کنتورسازی امتناع کرده و یا صرفا به بیان این مطلب بسنده کردند که پرونده این شرکت در دادگاه درحال بررسی است. در آخر مشاهده شد که نتیجه شانه خالی کردن از مسئولیتی که بر دوش سازمان بورس بود، به «شنبه سیاه آکنتور» ختم شد. نکتهای که در این بین میتوان به آن اشاره کرد، مسئله نقش سازمان در چگونگی بروز این بحران و نیز مدیریت پس از بحران بود؛ برخی از کارشناسان با نگاهی ریشهای به این مسئله، بر این باورند که اگر سازمان به طور تمام و کمال به امر نظارت میپرداخت و از فاز اجرایی خارج شده و به قانون معطل مانده خروج سازمان بورس از فعالیتهای اجرایی وقعی مینهاد، دیگر با این بحران مواجه نمیشدیم.
- ریشه بحران در عدم تفکیک نهاد ناظر با امور اجرایی است
ابوالفضل شهرآبادی، معاون تأمین مالی شرکت تأمین سرمایه لوتوس پارسیان هم با تاکید بر مسئله یاد شده، عنوان کرد که یکی از ریشههای بحران به وجود آمده، دخالت سازمان در امور اجرایی است.
معاون تأمین مالی شرکت تأمین سرمایه لوتوس پارسیان گفت مسئله از جایی شروع شد که سازمان کارگزاران بورس، منحل و به شرکت بورس و سازمان بورس تبدیل شد. از آن زمان مدیرانی که هم کار اجرا و نظارت را انجام میدادند، وارد سازمان شدند و بنا به عادت که فعالیتهای اجرایی را انجام میدادند، همین رویه را در سازمان بورس نیز پیش گرفتند. به همین دلیل هم بعد نظارتی سازمان بورس معطل ماند و به صورت صحیح انجام نشد.
وی در ادامه افزود که علت اینکه تفکیک این بود که بعد نظارتی بازار سرمایه بسیار ضعیف بود و به همین دلیل تصمیم گرفته شد که نهاد ناظر شخصیت مستقلی را در بازار پیدا کند.
شهرآبادی تصریح کرد، از همان ابتدا هم که مدیران به سازمان رفتند، به کار نظارتی اشراف نداشتند و تعمدا امور اجرایی را به شرکت بورس تحویل نمیدادند؛ مدام دستورالعمل و آیین نامه مینوشتند و در عین حال در بحث پذیرش شرکتها به صورت خیلی پررنگ وارد شدند. نتیجه این اقدامات هم این شد که بسیاری از فعالیتهای شرکت بورس، در سازمان بورس انجام میشد. حتی در آن زمان یکی از دوستان ما که مدیر یک بخش در شرکت بورس بود گفت که قصد رفتن از شرکت بورس را دارد، چراکه کاری برای انجام دادن ندارد.
وی با اشاره به اینکه ریشه بحرانهایی نظیر کنتورسازی، عدم تفکیک نهاد ناظر با امور اجرایی است، خاطرنشان کرد که ما نظارت را خوب انجام نمیدهیم، حتی ناظرین ما هم از شیوه نظارت در کشورهای توسعه یافته نیزالگوبرداری نکردهاند.
- ذهنیت مدیران اجرایی است، نه نظارتی!
اما محمد وطن پور، عضو هیات مدیره تأمین سرمایه سپهر نیز در این باره میگوید بازار ما به علت نبود بلوغ، توجه چندانی به اطلاعات مالی شرکتها و بررسی آنها ندارد؛ در ماجرای کنتورسازی هم سازمان مسئولیت دارد، هم حسابرس و هم خود سرمایهگذاران.
به باور بنده تنها نمیتوان تخلف کنتورسازی و سازمان را عامل این مسئله دانست، بلکه طمع سهامداران هم نقش بسزایی در بروز این بحران داشت. اما با این حال این مسائل پیش آمد، سازمان هم دیر ورود کرد و نتیجه این شد که بحران به اینجا کشیده شود.وی با اشاره به اینکه یکی از عوامل بروز چنین تخلفاتی، دخالت سازمان در امور اجرایی است، عنوان کرد که به باور بنده در سازمان، مدیریت تمرکزگرایی را در 10 سال گذشته سپری کرده و همواره مایل بودند همه چیز را تحت کنترل داشته باشند، اما واقعیت این است که این اتفاق از ابتدا هم به صلاح نبود. شاید در ابتدا این مسئله برای مدیران وقت شیرین بود که همه امور تحت کنترلشان باشد، اما روی دیگر این سکه بالا رفتن بیش از حد مسئولیتها و دغدغههای مدیران در سازمان است که میتواند منجر به بحران شود.
وطن پور عنوان کرد که ورود به تصدی گری، خود به خود ذهن مدیر را از بعضی امور نظارتی غافل میکند و این هم به خاطر این به وجود میآید که طبیعت انسان همین است؛ نه این که بگوییم آنها خوب یا بد هستند، ولی بالاخره بنده نوعی هم یک ظرفیتی دارم و وقتی از آن ظرفیتها در کارهای مختلف استفاده میکنم، کیفیت کلیت کار کاهش پیدا میکند.
عضو هیات مدیره تأمین سرمایه سپهر عنوان کرد که اگر از ابتدا، شرکت بورس کار خود را انجام میداد و سازمان هم به وظایف خود عمل میکرد، حداقل کار هر کسی معلوم بود و سبب میَشد که نیرو و ظرفیت را در کار خودش متمرکز کند، آن زمان شاید شاهد عملکردهای بهتری بودیم.وی با اشاره به اینکه اگر از ابتدا این تفکیک صورت میگرفت، سازمان میتوانست شرکت بورس را در بروز مشکلات احتمالی بازخواست کند، اما در شرایط فعلی نهاد موثری در جایگاه نظارت بر پاسخگویی سازمان وجود ندارد، بنابراین اصلاحات کند انجام میشود.
وطن پور عنوان کرد که نکته جالب توجه این است که همین روند باعث بروز پیچیدگیهایی در درون خود سازمان شده است؛ به این صورت که به طور مثال یک کاری در یک معاونتی که وظیفه اجرایی دارد، تایید میشود، اما یک معاونت دیگر که وظیفه نظارتی دارد، ایراداتی را به آن مطرح میکند و همین مسئله در برخی مواقع سبب میشود که در درون سازمان هم اختلافاتی به وجود آید. بنابراین بهترین راهکار موجود برای حل بحرانهای این چنینی، خروج سازمان از تصدیگری در بازار سرمایه است.