۲۸ فروردین ۱۴۰۰ - ۱۷:۴۴

بازار پول با بازار سرمایه چه کرد؟

سایه بازار پول بر سهام

مقصر بودن یا نبودن بازار پول، مسئله این نیست
سایه بازار پول بر سهام

این مساله که بازار سرمایه، همواره رقیب سرسخت بازار پول است و سیاست‌هایی که نهاد بالاسری بازار پول اتخاذ می‌کند، می‌تواند بازار سهام را تحت تاثیر مستقیم قرار دهد.

کافی است برای اتهام دانستن وضعیت فعلی بازار سرمایه انگشت تقصیر را به سمت سیاست‌گذاران بازار پول و در حقیقت بانک مرکزی گرفت.
بسیاری از فعالان بازار سرمایه حال و روز ناخوش بازار سهام را نتیجه برخی سیاست‌های بانک مرکزی در زمان اوج و افت شاخص در بازه زمانی یک ساله اخیر می‌دانند. تاثیر پایین آوردن نرخ سود بانکی و بین بانکی در رشدهای نجومی شاخص در ابتدای سال۹۹ و  افزایش این نرخ‌ها پس از گذشت صعود ابتدایی سال حین زمین‌گیر شدن شاخص با ریزش‌های عظیم، یکی از دلایلی است که این افراد انگشت تقصیر را به سمت بانک مرکزی اشاره می‌روند. برخلاف این موضوع عقیده دیگری نیز مبنی بر بی‌اثری و یا تاثیرگذاری ناچیز سیاست‌های بانک مرکزی بر بازار سهام وجود دارد. طرفداران این عقیده نقش اتفاقات و یا تصمیماتی که خارج از حیطه دو بازار سهام و پول اتخاذ می‌شود را بسیار قوی‌تر از سیاست‌های بانک مرکزی دانسته و عملکرد این نهاد را در قبال بازار سهام مثبت ارزیابی می‌کنند.در همین راستا گفت‌وگویی با سیاوش فیاضی، کارشناس بازار سرمایه در خصوص بررسی اثرات سیاست‌های بانک مرکزی بر بازار سرمایه انجام شد که در ادامه می‌خوانید:

  اثرات سیاست‌های بانک مرکزی را در یک سال اخیر بر بازار سرمایه چطور ارزیابی می‌کنید؟ 
در تمامی دنیا یکی از رقیب‌های اصلی بازار سرمایه، بازار پول به شمار می‌رود. سیاست‌هایی که بانک مرکزی اتخاذ می‌کند توانایی آن را دارد که بازار سرمایه را تحت تاثیر قرار دهد اما در کشور ما بخشی از سیاست‌های بانک مرکزی نه تنها تحت تاثیر تحریم‌ها قرار دارد بلکه تحت تاثیر سیاست‌های پولی گذشته و وضعیت بانک‌ها نیز قرار می‌گیرد.
 شاید تاثیرگذاری این موارد در مقایسه با شدتی که در کشورهای دیگر دارد در کشور ما خیلی ملموس نیست،  هر چند بانک مرکزی تغییرات کوچکی را در سیاست‌های  اخیر خود داشته و این تغییرات نیز تا حدی بر بازار سرمایه فشار وارد کرده است. 

  برخی معتقدند سیاست‌های بانک مرکزی در خصوص نرخ بهره بانکی و بین بانکی عاملی جهت رشد و افت بازار شده است، آیا با این نظر موافق هستید؟
باید گفت تغییراتی که در ماه‌های ابتدایی سال ۹۹ توسط بانک مرکزی رخ داد تحت تاثیر مواردی نظیر شیوع کرونا، تعطیلی بسیاری از کسب‌وکارها و مشکلات به وجود آمده برای تولید ایجاد شد. در حقیقت این موارد باعث شد پول در جریان برای بانک‌ها زیاد شود که این مساله منجر به پایین آمدن سود بین بانکی شد. همچنین پایین آمدن سود بین بانکی به واسطه رکودی که در فعالیت‌ها و کسب‌وکارها وجود داشت باعث فشار به سودبانکی شد. 
بانک مرکزی می‌توانست زمانی که تب و تاب اوج رونق بورس دیده می‌شد مدیریتی را بر نقدینگی موجود انجام دهد و این سیگنال را نیز به بازار ندهد که نرخ سود همواره ۱۵ درصد است.

  آیا بانک مرکزی می‌توانست با اقدامی از صعود و نزول بازار جلوگیری کند؟
در حال حاضر بانک‌ها سود۲۰ تا ۲۱ درصدی را در اختیار سپرده‌گذاران قرار می‌دهند، در بازار سرمایه نیز با توجه به تأمین مالی دولت از این بازار نرخ سود به دالان ۲۰ تا ۲۲ درصد رسیده است. بانک مرکزی نباید اجازه می‌داد نرخ سود اوراق ۱۶تا ۱۷درصدی در بورس و بانک‌ها تجربه شود. 
از سوی دیگر نباید اجازه بالا رفتن نرخ سود را نیز صادر می‌کرد. با این حال با در نظر گرفتن شرایط تحریم و با توجه به بیماری مزمن اقتصاد کشور ما که به واسطه سیاست‌های غلط بانکداری به آن گرفتار است متوجه می‌شویم که بانک مرکزی اهرم قوی در این زمینه نداشت.
 با توجه به تمامی مسائل نباید تصور کرد که بانک مرکزی نرخ سود بین بانکی را پایین آورده است بلکه کرونا و تعطیلی کسب‌وکارها نرخ سود پایین را ایجاد کرده اند.

 فروش سهام دولتی و اوراق بدهی عامل ریزش بازار

محمد مشاری؛ مدیرعامل کارگزاری صنعت و معدن نیز در مورد سیاست‌های کلی بانک مرکزی در قبال بازار سرمایه توضیح داد: اگر بخواهیم به صحیح یا غلط بودن اقدامات بانک مرکزی بپردازیم باید در مرحله اول نتیجه اقدامات صورت گرفته را مورد بررسی قرار دهیم. 
یکی از دلایلی که بازار سرمایه این روزها خیلی در شرایط خوبی به سر نمی‌برد را می‌توان برخی دخالت‌ها و سیاست‌های نا به‌جای بانک مرکزی در قبال این بازار دانست. مشاری ادامه داد: می‌توان گفت فروش سهام دولتی از طریق صندوق‌هایی چون دارایکم، پالایشی یکم و سپس فروش اوراق بدهی دولتی پس از فروش این صندوق‌ها، با توجه به اینکه این اقدامات حجم بسیاری از پول را از این طریق از بازار سهام به بازار بدهی برده است، جزو تصمیمات ناصحیحی دانست که در قبال بازار سرمایه گرفته شد. مدیرعامل کارگزاری صنعت و معدن با اشاره به نقش سیاست‌های بانک مرکزی در زمان رشد و افت بازار گفت: زمانی که بازار رشد چشمگیر و بسیار شارپی را تجربه کرد پایین آمدن نرخ بهره بانکی و بین بانکی باعث شدید شدن رشد شد و پس از آن نیز  افزایش نرخ سود، جذب شدن نقدینگی به سمت بازار پول را رقم زد. اگر شاخص بورس در هر کشوری تا این حد ریزش کند یکی از ارکانی که به عرصه حل کردن مشکل وارد می‌شود بانک مرکزی آن‌ کشورهاست که از طریق دادن خطوط اعتباری به بانک‌های تجاری برای خرید سهام اقدام می‌کنند ولی متاسفانه در کشور ما در زمان ریزش چنین اقداماتی مشاهده نشد.

سیاست‌های بانک مرکزی در قبال بازار سهام

علیرضا صادقی، کارشناس بازار سرمایه در خصوص بررسی سیاست‌های بانک مرکزی در یک سال گذشته و اثری که این سیاست‌ها به شکل مستقیم و غیرمستقیم بر بازار سرمایه داشته است توضیح داد: سیاست‌های بانک مرکزی برای بازار سرمایه شامل دو موضوع کلی کنترل نرخ ارز و تعیین نرخ بهره است. تاثیر تعیین  نرخ بهره بر معاملات اوراق بدهی در بازار سرمایه قابل مشاهده است. سیاستی که بانک مرکزی برای تعیین کریدور بهره بین بانکی داشت با توجه به اقداماتی که در نیمه اول و دوم سال گذشته به کار گرفت، کاملا متفاوت بود.
صادقی در خصوص سیاست‌های بانک مرکزی در نیمه اول سال  ۹۹ گفت: سیاست بانک مرکزی در این مقطع به دلیل عرضه زیاد پول در شبکه بانکی و کاهش نرخ بهره بین بانکی و کنترل رشد نقدینگی نرخ سود سپرده‌ها را ‌کاهش داد اما از سه ماهه دوم و بخصوص در نیمه دوم سال سیاست‌های پولی بانک مرکزی بیشتر بر ایجاد کریدوری برای تعیین نرخ بهره بوده است.  در نیمه دوم سال۹۹ بانک مرکزی نرخ بهره بین بانکی را کنترل کرد که به تبع آن نرخ بازدهی اوراق دولتی که در بازار سرمایه معامله می‌شود حدود ۱۸ تا۲۰درصد تعیین شد. در این شرایط فضایی برای بانک مرکزی  ایجاد شد که سیاستی را انتخاب کند  تا مدیریت نرخ بهره را انجام دهد، البته این اقدام ثبات نسبی نرخ‌های اوراق بدهی را برای بازار سرمایه به دنبال داشت. وی در پاسخ به این سوال که آیا سیاست‌های بانک مرکزی از جمله تعیین نرخ ارز تاثیر مستقیم بر بازار سرمایه داشته است  یا خیر گفت: خیلی با اثرگذاری مستقیم صددرصدی چون بالا و پایین شدن نرخ دلار بر بازار سرمایه موافق نیستم البته این موارد تاثیرگذار است اما نمی‌توان اثر آن را  صد درصدی دانست. با این حال تفکر بازار سرمایه بر این بوده که موارد تاثیر صد درصدی را بر بازار گذاشته است ( که ممکن است صحیح نباشد) اما چون تفکر بازار بر این تصور است رفتار معامله‌گران نیز بر همین اساس شکل می‌گیرد.
صادقی در خصوص اقدام بانک مرکزی برای تعیین نرخ دلار نیز توضیح داد: اقدام  بانک مرکزی تلاش بر ایجاد یک ثبات نسبی در تعیین نرخ دلار عمدتا در دامنه ۲۴ تا ۲۶ هزار تومان بود که این مساله می‌توانست سیگنالی را به فعالان اقتصادی بدهد که با یک ثبات نسبی می‌توانند برای کسب و کار خود برنامه‌ریزی کنند. این کارشناس با اشاره به رشد  سال ۹۸ و نیمه سال ۹۹ در بازار سرمایه گفت: رشدهای صورت گرفته در این مقاطع باعث پیشخور شدن انتظارات تورمی ماه‌های پس از آن شد و به همین دلیل بازار شروع به تخلیه این انتظارات کرد که این مساله به همراه خوشبینی نسبت به تغییر در سیاست خارجی آمریکا با روی کار آمدن رئیس جمهور جدید نیز  مزید بر علت شد.

گلشن بابادی
منبع: هفته نامه اطلاعات بورس شماره ۳۹۵

کد خبر 431640

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 6 =